Thursday, March 26, 2009

آنکس که حقیقت را بداند و لی آنرا انکار کند جنایتکار است .برتولد برشت

آقای مئهران باهارلی در مقاله ای ، سیروس مددی چه می گوید- انتشار یافته در سایتی که خود را ملقب به "تریبون آزاد " نموده است !" کِءچلین آدین قویالار زلفعلی " نوشته اند .. بنا به گفته خود"منظورس.مددی" در مصاحبه با گون آذ تی وی، یک آکادمیسین نبوده بلکه یک عمله ( به ترکی فهله!) می باشد . رئیس حزبی هم ایشان را " دایناسور " خوانده است . از بقیه برای جلوگیری اتلاف وقت میگذرم
س.مددی میگوید" در سال 1336 در تبریز متولد و الساعه بعنوان یک کارگر در آلمان کار میکنم ." اقای مهران باهارلی ایشان را" عمله!" یا " فهله" می خواند!! این شعرطنزرا ازشادروان م.ع.صابر درهوپ هوپ نامه شامل حال اقایان است
باکو فعله لرینه
بو چرخ فلک ترسینه دوران ایدیر ایندی! / فعله ده اوزین داخل انسان ایدی ایندی
اولماز بو که ، هر امره دخالت ایده فعله / دولتی اولان یرده جسارت ایده فعله
(" با هارلی" ،" اردبیلی" ، ایلدریم" اولان یرده، جسارت ایده فعله

آسوده نفس چکمگه حالت ایده فعله / یا اینکه حقوق اوسته عداوت ایده فعله
بوچرخ فلک ترسینه دوران ایدی ایندی / فعله ده اوزین داخل انسان ایدی ایندی !
فعله! منه بیر سویله ، نه دن حرمتک اولسون؟ / آخر نه سبب سوز دیمگه قدرت اولسون؟
ال چک،بالا،دولتلیلره خدمتون اولسون / آز- چوخ سنه ویردیکلرینه منتون اولسون!
بو چرخ فلک ترسینه دوران ایدیر ایندی
دولتلی، اماندور، اوزکی سالما بلایه، / فعله سوزی حق اولسه ده باخما او صدایه،
آندانما، فقیرک اولماز عقلی، ذکاسی،/ چون یوخدر اونون سن کیمی پاکیزه لباسی ،
یوق ثروتی،یوق دولتی، یوق شالی ، عباسی/ وار کهنه چوخاسی، دخی برتکجه قباسی،
بو چرخ فلک ترسینه دوران ایدیر ایندی!
* * *
یک قرن زندگی کردن درفرهنگ پانفارسیسم ، جریان یافتن چنین ادبیاتی درفرهنگ روشنفگران آذربایچانی آیا جای تعجب دارد ؟! در طول این جنگ و جدل، که نه آثاری از دیالوگ بود و نه گفتمان! فهمیدم ! از دیالوگ فرسنگ ها بدوریم
تلویزیونی که فکر میکردم ازآن ملت تورک است تلویزیون" اوبالی" ها شد
اوبالی: شماحق ندارید در تلویزیون ما... / چه زود با یک جرقه فکرهای بزک کرده پوست انداختند
خوش بود گر محکی تجربه آید بمیان

سخنی چند با شما که
اگر آزادی « من » ازدر دریوزگی و نوکر مابی دولت آمریکا"به رهبری بوش ها این منفورترین شخصیت سیاسی جهان" ، انگلیس " بلرها نوکر حلقه بگوش آمریکا" اسرائیل " منفرترین دولت نسل کش جهان " و روسیه ( چه تزاری ، چه بلشویگی ، چه پوتینی ) میگذرد
« من » عطای این آزادی را به لقایش بخشیدم ،سید جعفرپیشه وری میگفت: "آذربایجان دیر یا زود حق و اختیار خود را خواهد گرفت و فرزندان او این وظیفه مقدس را به هر قیمتی بوده باشد انجام خواهد داد ." آری آذربایجان آ زادی خود را بدون سر سپردگی با خون فرزندان خود بدست خواهد آورد به این ایمان داشته باشیم اگر دولت های نامبرده آزادیبخش بودند که نیستند ، اول مردم خود را آزاد میکردند . فرزندان مردم آمریکا برای خاطر یک مشت سرمایه دار و ایجاد خاور میانه بزرگ ! در عراق و افغانستان .. لت و پار نمی شدند . فرزندان یهود و مردم انگلیس و روس تاریخ درخشان تری ار بزرگ ارباب خود ندارند .میگذرم ، چون قصد باز کردن صفحات تاریخ درخشان توامان با قتل و غارت این دول را ندارم . پس شما " نویسندگان " و" گردانندگان رادیو و تلویزیون و سایت ها " که خود را ببهای خون کودکان و و زنان به نا چیز مبلغی فروخته ایید آنچه میگویید خودتان هستید . خود را طرفدار دموکراسی وانمود میکنید !! آگاه باشید
و جدان" تنها آگاهی انسان است که هرچند هم سعی کنی گناه کاری را با هزار توجیه فریب، گردن کس دیگری و یا چیز دیگری بیاندازی فریب نمی خورد و با چشمان باز مستقیم در چشمانت خیره می شود و میگوید" : خودتی

Monday, March 23, 2009

از اسم تورکی هم ترس و واهمه دارند



ساوالان سسی: شورای تامین استان اردبیل طی مصوبه ای دستور تغییر نام ترکی مغازه عباس لسانی را صادر نموده است.ماموران اداره اماکن نیروی انتظامی اردبیل روز پنجشنبه ۲۹/۱۲/۸۷ با ابلاغ شفاهی اخطاریه ای به عباس لسانی فعال شناخته شده آذربایجانی٬دستور شورای تامین استان اردبیل جهت تغییر نام مغازه او را به وی ابلاغ نمودند.
بر اساس ابلاغیه ای که ماموران به روئیت آقای لسانی رسانده اند وی باید نام ترکی مغازه اش راتا مورخه ۱/۱/۸۸ تغییر دهد و در غیر این صورت مغازه وی پلمپ خواهد شد.عباس لسانی اعلام نموده است که حاضر نیست نام ترکی مغازه اش را به هیچ وجه تغییر دهد. مغازه لسانی «چنلی بئل»نام دارد که نام قلعه کور اوغلی قهرمان تاریخی آذربایجانیها است.چندی پیش نیز تعدادی از فعالین مدنی آذربایجان در اردبیل به اتهام "عضویت در گروه ها و دسته جات غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی" محاکمه و به تحمل ۵ سال زندان در تبعید محکوم گردیدند.طبق حکم صادره منظور از گروههای غیر قانونی "حرکت ملی آذربایجان" و تشکیلات "چنلی بئل" عنوان شده و عباس لسانی نیز به عنوان رهبر گروه مذبور معرفی می گردد.به گفته فعالین حقوق بشر: "در آذربایجان تشکیلاتی به این نام وجود ندارد و "چنلی بئل" تنها نام محل کسب آقای لسانی است و این اقدام شورای تامین استان اردبیل در راستای زمینه چینی برای صدور حکم سنگین برای نامبرده به اتهام تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی صورت می پذیرد."لسانی، آبانماه ۸۷ پس از تحمل سی ماه زندان ناشی از دو مجازات پی در پی از زندان یزد آزاد گردید.منابع حقوق بشری اعلام می دارند: "در ماههای اخیر در اکثر شهرهای آذربایجان فشار بر اماکنی که نامهای ترکی دارند افزایش یافته است به گونه ای که اماکنی که دارای اسامی ترکی هستند بعد از یکبار اخطار پلمپ می شوند."سال گذشته «مصطفی پور محمدی»، وزیر وقت کشور در جواب سوال نمایندگان آذربایجان در خصوص بخشنامه تعویض نامهای ترکی به فارسی٬ خبر از لغو این مصوبه داده بو
د

Saturday, March 7, 2009

روز جهانی زن مبارک باد


هشتم ماه مارس، روز جهانى زن گرامى باد

www.oyrenci.com

روز هشتم ماه مارس هر ساله به عنوان روز جهانى زن گرامى داشته مى شود. پيشنهاد برگزارى چنين روزى درسال ١٩١٠ ميلادى در يكى از كنفرانس هاى سوسياليست ها در شهر كپنهاك از سوى "كلارا تستكين" زن مبارز آلمانى طرح و بعدها هشت مارس از سوى سازمان هاى زنان بعنوان روز جهانی زن معرفی گردید. پيشينه اين روز به مبارزات زنان كارگر كارخانجات نساجی شهر نیویورك بر مى گردد كه در سالهاى اوايل قرن بيستم در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدها و بهبود كلى شرایط كار دست به تظاهرات زده و از سوى پلیس سركوب شده بودند.سازمان هاى بين المللى اين روز را هر ساله با شعار هاى خاصى پيرامون حقوق و مسائل زنان برگزار مى كنند. تشكل ها و سازمان هاى زنان در جوامع مختلف با توجه به مسائل و مشكلات موجود جامعه خود محور هاى متفاوتى براى اين روز در نظر مى گيرند.مشكلات زنان در آذربايجان به دليل وجود چارچوب هاى اجتماعى بسته و باور هاى كهنه و فشار هاى بى حد رژيم جمهورى اسلامى و سياست هاى بغايت عقب مانده آن پيوسته در حال افزايش بوده و به يكى از مهمترين معضلات اجتماعی آذربايجان تبديل گشته است. بر همگان آشكار است كه بدون حضور واقعا آزاد زنان در عرصه هاى اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى تصور جامعه ای آزاد و دمكراتيك توهمى بيش نيست و بدون پشتیبانی نيروى زنان، حركت بالنده آذربايجان به سر منزل مقصود نخواهد رسيد و از سویی حضور زنان در ميدان مبارزه اجتماعى با وجود ديواره هاى تنگ و محدود كننده كه هم چون زنجيرى نيروى زنان را در هم كشيده، ميسر نخواهد بود.
جنبش زنان آذربايجان در ارتباط تنگاتنگ با حركت ملى قرار دارد، بر آن تاثير گذاشته و از آن تاثير مى پذيرد. اين ارتباط بايد هر چه بيشتر و عميقتر گردد. حركت ملى بايد زمينه هاى مشاركت هر چه فزونتر زنان در تمامى عرصه ها را فراهم آورد چراکه حركت خودآگاهانه آذربايجان به نيروى زنان نياز دارد و بدون نقش فعال زنان و بدون وجود فرصتهای برابر برای ایشان اين حركت در رسیدن به مقصود نهایی خود ناموفق خواهد بود.بر خلاف دكترين ها و تئورى هاى واپسگراى نظام حاكم جمهورى اسلامى كه مركزى ترين خواسته آن بيرون راندن زنان از امور اجتماعى است، حركت گسترده مردمى و آينده نگر آذربايجان مى بايد در تمامى شئونات اجتماعى فرصتهاي برابر با مردان براى زنان ايجاد كرده و اين انديشه را در عمل به اثبات برساند. جنبش دانشجويى آذربايجان اين روز را به تمام زنان بويژه به شير زنان آذربايجان كه جزو اولين اعتراض كنندگان به محدودیتهای اجبارى علیه زنان در سال ٥٨ و همواره از پیشتازان مبارزه در راه احقاق حقوق ملت آذربایجان بوده اند، تبريك گفته و براى آنها آرزوی موفقیت روز افزون دارد. امید است ملت آذربایجان اعم از مرد و زن در کنار هم و دوشادوش هم در راه اعتلای آذربایجان و احقاق حقوق ملت آذربایجان کوشا بوده و در انجام این وظیفه ملی موفق باشیم
.

گله جك بيزيمدير

Sunday, March 1, 2009

بماسبت روز جهانی زبان مادری

روز جهانی زبان مادری
ساوالان سسی: منابع موثق از اردبیل گزارش می دهند، محمد صادقی اصل، فعال مدنی و دانشجوی تاسيسات دانشگاه علمي کاربردي اردبيل عصر روز چهارشنبه ۷ اسفند ۸۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.پیشتر ماموران اداره اطلاعات اردبیل در روز ۱۷ بهمن دو برادر دیگر این فعال مدنی را بنامهای رامین و ابراهیم صادقی اصل را که آنها نیز از فعالین مدنی آذربایجانی به شمار می روند بازداشت کرده بود و از همان روز محمد صادقی ، نیز تحت تعقیب بوداتهامات وارده به برادران صادقی تا کنون مشخص نیست وآنها ازحق داشتن وکیل وملاقات با خانواده محرومند.در این میان، فعالان حقوق بشر آذربایجانی از شکنجه برادران صادقی ابراز نگرانی می کنند.در همین رابطه، فاخته زمانی، دبیر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران، آداپ در مصاحبه با رادیو آزادی می گوید: ما از شکنجه برادران صادقی نگران و ناراحت هستیم و تنها دولت ايران را مسئول کامل وضعيت سلامتی افراد بازداشت شده می دانیم.به گفته وی اخبار رسیده ازسوی زندانیان دیگری که در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل به سر می بردند حاکی از شکنجه رامین صادقی و برادرش جهت کسب اعترافات دروغین بر علیه فعالین دیگر آذربایجانی است.طبق اخبار موثق نامبردگان در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل جهت دادن اعترافات واهی ، ضرب و شتم می شوند وآنها را با شوک الکتریکی شکنجه می کنند.پیش از این نیز رامین صادقی در جریان مراسمات روز جهانی زبان مادری در۲ اسفند ۸۵و به هنگام پخش اعلامیه روز جهانی زبان مادری دستگیر و پس از یک ماه بازداشت موقت به قید وثیقه آزاد شده بود.سازمان عفو بین الملل همزمان با اتشار بیانیه ای رامین صادقی را زندانی عقیده نامیده وخواهان آزادی وی شده بود.

Sunday, February 22, 2009

بمناسبت روز جهانی زبان مادری

بیانیه جنبش دانشجویی آذربایجان درخصوص 21 فوریه
روزجهانی زبان مادری
زبان ترکی می باید در ایران رسمی شودحق تحصیل به زبان مادری یکی از حقوق اولیه انسانی است که مجامع جهانی اهمیت خاصی به آن قائل شده و همه ساله در ارتباط با ازبین رفتن زبانهای قومی و بومی هشدار داده و در جهت پاسداشت آن تلاشهای وافری انجام می دهند. زبان مادری بعنوان سرچشمه اصلی هویت یک شخص از اهمیت زیادی برخوردار بوده و شکل بندی شخصیت انسانی هر کس نشأت گرفته از آن می باشد. یکی از مهمترین فعالیتها در این رابطه نامگذاری 21 فوریه بعنوان روز جهانی زبان مادری توسط یونسکو است که نشان از اهمیت آن در بین کشورهای جهان می باشد. این فعالیتها در سطح بین المللی در حالی صورت می پذیرد که در کشور کثیرالمله ایران چنین اهمیتی به زبانهای مادری اقوام و ملل غیر فارس داده نشده و همه ساله با اعمال سیاستهای تبعیض آمیز زبان مادری اکثریت اقوام و ملل در حال از بین رفتن می باشد. هر چند طی سالهای اخیر تلاشهایی در جهت زنده نگه داشتن زبانهای غیر فارسی که بیش از نیمی از کشور ایران را شامل می شود، توسط فعالین اقوام صورت گرفته است ولی برخوردهای سنگین با این فعالین هر سال تشدید یافته و سیاست از بین بردن زبان و فرهنگ اقوام و ملل غیر فارس با سرعت بیشتر ادامه دارد. این تبعیض آشکار در حالی رخ می دهد که حاکمیت جمهوری اسلامی همه ساله پولهای هنگفتی را برای اعتلای زبان فارسی در کشورهای تاجیکستان و افغانستان از بیت المال مردم هزینه می کند.
زدايش سيستماتيك زبان مادرى بخش بزرگى از انسانهاى ساكن در مرز هاى ايران به معنى زدايش حافظه تاريخى و نابودى ثروت فرهنگى ميليون ها انسان است. اين زدايش جزو جدايى ناپذيرى از سيستم حكومتى در ايران در هشتاد سال اخير بوده و حتى انقلاب بهمن ٥٧ نيز كوچكترين خللى در آن وارد نياورده است. ممنوعيت زبان مادرى ترك هاى ايران يكى از مؤلفه هاى اساسى حكومت هاى سياسى تهران بوده است. رژيم پهلوى ها و رژيم جمهورى اسلامى در نابودى زبان تركى در ايران يك وجه اشتراك بزرگ اما ناگفته و نانوشته داشته اند. هيچ اميدى نيست كه در صورت وقوع تغييرات سياسى در تهران تغييرى در اين سياست ضد فرهنگى و ضد بشرى بوجود آيد. ايجاد اختلال در روند سالم فرهنگى انسان آذربايجانى و تلاش براى بريدن او از گذشته خود و تخریب پل هاى ارتباطى با تاريخ او به سرشت فصل ناپذير سياست هاى مركزى تبديل گشته است. اين چنين سياست هاى بيمار تنها بايد به زباله دانى هاى تاريخ سپرده شوند.
ممنوعيت زبان تركى در ايران در طول بيش از هشتاد سال گذشته و راه كارهاى آزادى آن يكى از گره گاههاى بزرگ در مسير اعتلايى حركت ملى آذربايجان است. از بین بردن زبان مادرى بخش بزرگى از انسانها در ايران چهره كريه تبعيض از سوى حكومت هاى تهران را بيش از پيش به نمايش گذاشته و باز گرداندن زبان ملت ترك در ايران به مقام و درجه شايسته آن به يكى از اهداف اوليه خيزش اجتماعى در آذربايجان تبديل گشته است.
در حال حاضر حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی با فعالین حقوق مدنی و زبانی اقوام برخورد می کند که در قانون اساسی آن به صراحت حق تحصیل به زبانهای مادری اشاره شده و حق برخورداری همه ملت از حقوق برابر شهروندی نیز در آن آمده است. در این خصوص فعالین حقوق ملی صدها مرتبه با عناوین مختلف از قبیل نامه نگاری، انتشار بیانیه، برگزاری مراسمات مختلف صدای اعتراض خویش را نسبت به تبعیض زبانی موجود در ایران به گوش مسئولان رسانده اند ولی تا بحال هیچ نتیجه عملی از طرف حاکمیت مشاهده نشده است. در این ارتباط خیل کثیری از فعالین این عرصه تحت انواع محاکمه ها و اتهامات قرار گرفته و زندانهای طولانی مدت را تجربه کرده اند. در صورتیکه خواسته آنها برخورداری اقوام و ملل از حقوق برابر در خصوص فرهنگ و زبان خویش و حق تحصیل به زبان مادری است. در این بین ملت ترک آذربایجان به خاطر اکثریت آن در ایران فشارهای زیادی را تا بحال تحمل کرده و هر روز به این فشارها و ظلمها افزوده می شود. علاوه بر مشکل افت تحصیلی شدید دانش آموزان در مناطق مختلف آذربایجان به علت تحصیل به غیر از زبان مادری، بازداشت و زندانی کردن فعالین عرصه حقوق زبانی، محاکمه غیر قانونی آنان، اعمال انواع فشارهای روانی و فیزیکی برای کسانی است که تنها خواستار اجرای قانون اساسی کشور و پایبندی جمهوری اسلامی به کنوانسیونها و تعهدات بین المللی هستند. بطور یقین با توجه به شکاف قومی ایجاد شده در کشور در اثر نادیده انگاشتن حقوق اقوام و ملل در صورت عملی نشدن این خواسته مهم این شکاف عمیق تر شده و در نهایت نیروی گریز از مرکز در بین ملتهای تحت ستم افزایش خواهد یافت.
جنبش دانشجويى آذربايجان با پاسداشت روز جهانی زبان مادری، در راستای تحقق یافتن حقوق قانونی و ملی ملت آذربایجان معتقد است كه رسميت دادن به زبان تركى در كنار زبان فارسى و درج صريح و روشن آن در قانون اساسى كشور تنها راه زدايش استعمار فرهنگى موجود است. زبان مادرى ميليونها تورك آذربایجانی مى بايد از مهد كودك تا مقاطع عاليه دانشگاهي هم چون زبان فارسى در تمام موسسات آموزشى و پرورشى تدريس گردد. همچنین تأسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی از اهم خواسته های جنبش دانشجویی آذربایجان است.
گله جک بیزیمدیر

Wednesday, February 18, 2009

دست پخت ملی گرائی افراطی، آمیخته با نفرت از دیگر ملت هاست

قسمتی از مصاحبه سیروس مددی با سایت روز آن لاین
در ایران هزارها سال است که انسانهایی با زبانها، باورهای دینی، عادتها و سنتهای گوناگون در کنار هم زندگی می کنند.کسی هم ادعای برتری نژادی یا زبانی به دیگری نداشته است. از دوره استبداد رضا شاهی - حالا به دلایلی که باید جداگانه به آن پرداخت - ارتجاع ایران، که از نظر فرهنگی شیفته نژادپرستان آریایی آلمان بود، با کمک دولت انگلستان تفکری را به دکترین دولتی تبدیل کرد. اساس این دکترین برتری نژاد آریایی بر دیگر نژادها و رجحان زبان فارسی بر دیگر زبانها بود. قرار گذاشتند به هر طریقی که شده ریشه زبانهای غیر فارسی را از ایران بر اندازند. تمام دستگاه عریض و طویل دولت راه افتاد تا این روانشناسی را به مردم ایران تزریق کند که فارس بودن، نشانه تمدن و اسباب افتخار، و ترک و عرب و ... بودن نشانه توحش و سرافکندگی است. ایران، با فارس بودن، یکسان گرفته شد. موسیقی ایرانی یعنی موسیقی فارسی، تئاتر ایرانی یعنی تئاتر فارسی، ادبیات ایرانی یعنی ادبیات فارسی و ... همه اینها نسلی را در ایران بوجود آورده که به طور اتوماتیک مسموم هستند، و اکثر آنها خود از این مسمومیت خبر هم ندارند. یک عده هم نگهبان این مسمومیت اند که مبادا از آن کاسته شود. این زهر اسمش ناسیونالیسم افراطی فارسی یا شوونیسم فارس است که ربطی به ملت فارس و مردم زحمتکش فارس ندارد. دست پخت کسانی است که نه فقط دشمن غیر فارس زبانها، بلکه دشمن فارسهای ایران هم هستند

Wednesday, February 11, 2009

برگی از خدمات دموکرات های آذربایجان و برگی از جنایات ارتش شاهنشاهی ایران

دو روز ، در دو روایت
روز اول : 21/ 9 / 1324
ویلیام داگلاس قاضی عالیمقام آمریکائی در کتاب " سرزمین عجیب با مردمی مهربان" صلاحات انجام یافته توسط فرقه دموکرات آذربایجان را چنین شرح می دهد1/ تقسیم اراضی و املاک مالکین فراری و تصویب قانونی جهت تقسیم محصول زمین به نفع دهقانان2/ از بین بردن رشوه ، پیشه وری رشوه دادن به مامورین دولت را خیانت به حقوق عمومی اعلامکرد وبه مرتکبین، مجازات سختی قائل شد. این قانون اثر برق آسائی داشت.بازرگانان به من گفتند که اگر شبها مغازه یشان می ماند اموالشان تامین داشت و چیزی بسرقت نمی رفت.اهالی اظهارمی داشتند که برای اولین بار با اطمینان می توانستند،شب یا روز ماشین هایشان را در کنار خیابان یا پس کوچه بگذارند،بدون اینکه کسی جرئت دزدیدن چرخ،چراغ و آئینه یا سایر اثاث آنرا داشته باشد، حتی اگر در ماشین بازمی ماند. 3/ کلینک های بهداشتی سیاری تاسیس شده بود که از تبریزبدهات اطراف می رفت 4/ قیمت اجناس مورد نیازعمومی بطور جدی کنترل می شد واحتکار کنندگان سخت مجازات می شدند و قیمت کالاهای مورد مصرف عموم 40%پائین آمده بود
5/ قانون حداقل بیکاری و حداکثر ساعات کارتصویب و بین کارفرمایان و کارگران قراردادهای دسته جمعی بسته شد . 6/ برنامه کار عمومی اجرا و قسمت اعظم خیابانها و کوچه هااسفالت و سنگفرش شد 7/ برنامه تعلیمات عمومی اجرا ودردهات مدارس باز شد و دانشگاه تبریز با دو دانشگاه طب و ادبیات تاسیس گردید

روز دوم 21 / 9 / 1325

ویلیام داگلاس قاضی آمریکائی که خود به آذربایجان رفته بود، رفتار ارتش شاهنشاهی را با مردم آذربایجان بدینسان بیان می کند
".. وقتی ارتش ایران به آذربایجان بازگشت، وحشت برپا نمود. سربازان قتل و غارت وتاراج براه انداختند.آنهاهرآنجه بدستشان می رسید و هرچه می خواستند تصاحب می کردند.رفتار سربازان اشغالگرروس برازنده تر از اعمال وحشیانه سربازان نجات بخش ارتش شاهنشاهی بود. بطوریکه خاطره فوق العاده زشت و شومی در
آذربایجان بجاگذاشت. در آذربایجان اموال و احشام دهقانان به غارت رفت و زنان و دختران مورد تجاوز قرار گرفتند. رسالت ارتش ایران ،آزادی آذربایجان بود. ولی آنها مردم را غارت کرده پشت سرخود مرگ و نابودی بجا گذاشتند.
به دنبال ارتش، مالکین فراری بازگشتند،آنهابدریافت بهره مالکانه سال اکتفا نکردند بلکه بهره مالکانه سال قبل را نیز از دهقانان پس گرفتند و آنچنان روستائیان راغارت کردند که آنها ذخیره غذائی را خود را هم از دست داده گرفتار گرسنگی شدند
-------------------

Saturday, February 7, 2009

مجازان زندان برای خواست زبان مادری

پنج سال زندان وتبعید برای در خواست کنندگان تحصیل به زبان مادری



دادگاه انفلاب اردبیل در ۲ فوریه برای پنج فعال آذربایجانی حکم پنج سال حبس توام با تبعید صادر نمود.رحیم غلامی،ودود سحادتی،بهروز علیزاده و اردشیر کریمی در ماه آوریل (فروردین) و حسین حسینی در ماه ژوئن (تیر) به اتهام پخش اعلامیه ای در رابطه با درخواست تحصیل به زبان مادری در مدارس دستگیر شده بودند.
به گفته انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران- آداپ حکومت ایران این فعالین را در مدت یک ماه بازداشت موقتشان از طریق دادن شوک الکتریکی شکنجه داده است.آنها که به قید وثیقه های سنگین آزاد بودند چند ماه در انتظار صدور حکم دادگاه به سر می بردند.
واحید قاراباغلی، سخنگوی آداپ در مصاحبه با رادیو اروپای آزاد گفت:«حسین حسینی چندی پیش نیز درحین شرکت در مراسم بزرگداشت ستارخان دستگیر و بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی ۶۸ روز در سلول انفرادی زندان اوین به سر برد».
حسین حسینی که به تازگی در ۲۰ ژانویه (۱ بهمن ۸۷) از زندان آزاد شده بود پس از بازگشت به اردبیل ، حکم زندان به وی ابلاغ شد.بر اساس حکم صادره از سوی قاضی حسن زاده ، این فعالین به دلیل تشکیل تظاهرات وتجمعات مختلف در استان اردبیل باید دوران محکومیت خود را در خارج از این استان بگذرانند. واحید قاراباغلی به حبرنگار ما گفت: «رحیم غلامی(روزنامه نگار) در زندان همدان ، حسین حسینی (دبیر انجمن اسلامی رازی اردبیل) درزندان کرمان، اردشیر کریمی خیاوی(دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل) در زندان هرمزگان ، ودود سعادتی(فعال مدنی) در زندان سمنان وبهروز علیزاده (فعال مدنی) در زندان بجنورد باید مدت حبس ۵ ساله خود را بگذرانند». وی افزود:« از بین این شهرها همدان با مسافت ۱۰۰۰ کیلومتر نزدیکترین شهر و استان هرمزگان با مسافت ۴۳۰۰ کیلومتر بیشترین فاصله را از شهر اردبیل دارند».
به گفته واحید قاراباغلی هدف از صدور این احکام قطع ارتباط این جوانان با عباس لسانی فعال مدنی شناخته شده آذربایجانی است که چندی پیش از زندان آزاد شد.
واحید قاراباغلی تصریح کرد: « طبق احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب اردبیل، اتهام این فعالین تشکیل دسته و گروههای غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی عنوان شده است.قابل توجه اینکه این حکم اشاره به گروه چنلی بئل دارد حال آنکه گروهی به این نام وجود نداشته و چنلی بئل نام مغازه عباس لسانی فعال سرشناس آذربایجانی در اردبیل است».
چندی پیش نیزعسگر اکبرزاده فعال دانشجویی آذربایجانی طی حکمی مشابه از سوی همین دادگاه به پنج سال حبس تعزیری در زندان زاهدان محکوم گردیده بود.
دادگاه انفلاب اردبیل در ۲ فوریه برای پنج فعال آذربایجانی حکم پنج سال حبس توام با تبعید صادر نمود.رحیم غلامی،ودود سحادتی، بهروز علیزاده و اردشیر کریمی در ماه آوریل (فروردین) و حسین حسینی در ماه ژوئن (تیر) به اتهام پخش اعلامیه ای در رابطه با درخواست تحصیل به زبان مادری در مدارس دستگیر شده بودند.
به گفته انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران- آداپ حکومت ایران این فعالین را در مدت یک ماه بازداشت موقتشان از طریق دادن شوک الکتریکی شکنجه داده است.آنها که به قید وثیقه های سنگین آزاد بودند چند ماه در انتظار صدور حکم دادگاه به سر می بردند.
واحید قاراباغلی، سخنگوی آداپ در مصاحبه با رادیو اروپای آزاد گفت:«حسین حسینی چندی پیش نیز درحین شرکت در مراسم بزرگداشت ستارخان دستگیر و بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی ۶۸ روز در سلول انفرادی زندان اوین به سر برد».
حسین حسینی که به تازگی در ۲۰ ژانویه (۱ بهمن ۸۷) از زندان آزاد شده بود پس از بازگشت به اردبیل ، حکم زندان به وی ابلاغ شد.بر اساس حکم صادره از سوی قاضی حسن زاده ، این فعالین به دلیل تشکیل تظاهرات وتجمعات مختلف در استان اردبیل باید دوران محکومیت خود را در خارج از این استان بگذرانند. واحید قاراباغلی به حبرنگار ما گفت: «رحیم غلامی(روزنامه نگار) در زندان همدان ، حسین حسینی (دبیر انجمن اسلامی رازی اردبیل) درزندان کرمان، اردشیر کریمی خیاوی(دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل) در زندان هرمزگان ، ودود سعادتی(فعال مدنی) در زندان سمنان وبهروز علیزاده (فعال مدنی) در زندان بجنورد باید مدت حبس ۵ ساله خود را بگذرانند». وی افزود:« از بین این شهرها همدان با مسافت ۱۰۰۰ کیلومتر نزدیکترین شهر و استان هرمزگان با مسافت ۴۳۰۰ کیلومتر بیشترین فاصله را از شهر اردبیل دارند».
به گفته واحید قاراباغلی هدف از صدور این احکام قطع ارتباط این جوانان با عباس لسانی فعال مدنی شناخته شده آذربایجانی است که چندی پیش از زندان آزاد شد.
واحید قاراباغلی تصریح کرد: « طبق احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب اردبیل، اتهام این فعالین تشکیل دسته و گروههای غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی عنوان شده است.قابل توجه اینکه این حکم اشاره به گروه چنلی بئل دارد حال آنکه گروهی به این نام وجود نداشته و چنلی بئل نام مغازه عباس لسانی فعال سرشناس آذربایجانی در اردبیل است».
چندی پیش نیزعسگر اکبرزاده فعال دانشجویی آذربایجانی طی حکمی مشابه از سوی همین دادگاه به پنج سال حبس تعزیری در زندان زاهدان محکوم گردیده بود.

Sunday, January 18, 2009

آزادی شهناز غلامی فعال زن آذربایجانی پس از دو ماه زندانی

آزادی شهناز غلامی فعال زن آذربایجانی پس از دو ماه زندانی
يکشنبه ۲۹ دی ۱٣٨۷ - ۱٨ ژانويه ۲۰۰۹
اویرنجی: شهناز غلامی فعال حقوق بشر و زن آذربایجانی پس از تحمل بیش از دو ماه بازداشتی به قید وثیقه 200 میلیون ریالی از زندان تبریز آزاد شد. شهناز غلامی بعد از چندین روز بازداشتی در سلول انفرادی اداره اطلاعات تبریز به بند معتادین زندان تبریز منتقل شده بود.
شهناز غلامی در طول بازداشتی، مورد شکنجه های روحی قرار گرفته بود. همچنین نامبرده در اثر اعتصاب غذا بی هوش شده و وضعیت جسمانی اش ضعیف گردیده بود. مسئولین زندان از مداوای خانم شهناز غلامی خودداری نموده بودند. شهنازغلامی روزنامه‌نگار و مدیر وبلاگ آذرزن است که قبلا” در تاریخ ٣ مهر ماه سالجاری از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای “تبلیغ علیه نظام” محکوم شده بود. وی در انتظار برگزاری دادگاه تجدید نظرمی باشد و با سپردن وثیقه آزاد شده بود. این روزنامه نگار قبلا نیز از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به مدت پنج سال زندانی سیاسی بود و در مرداد ۸۶ نیز یک ماه در بازداشت به سر برد

Wednesday, January 7, 2009

"تاریخ میگوید:" دیو چو بیرون رود لزوما فرشته در نیاید

!! ای فرزند آذربایجان بنگر و بیاندیش با ما چه کرده اند

وقتی سسرمایه داری هم آغوش شوونیسم فارس می شود میوه اش همین کلیپ ویدئوی است و ثمره دیگرش باداشتن 14 میلیون نفر زیر خط فقرادعای ابرقدرت بودن منطقه را میکند، انچوچگی درکانادا نشسته شراب" بوردو" می خورد وبرای ملت آذربایجان که در راه حق تعیین سرنوشت خویش مبارزه میکند خواب بنکلادش را پیش بینی میکند! آری، چه خوب گفت برتولت برشت :آنکس که حقیقت را نداند نادان است و آنکس که حقیقت را بداند ولی آنرا پنهان کند جنایتکار است

Sunday, January 4, 2009

شهناز غلامی

شهناز غلامی
شهناز غلامی، روزنامه نگار آذربایجانی، در اثر اعتصاب غذای دو هفته ای در زندان تبریز بیهوش شده است
خانم شهناز غلامی، روزنامه نگار آذربایجانی و صاحب وبلاگ Azarwomen.blogfa.com دو ماه قبل دستگیر و با قرار بازداشت موقت مدتی در اطلاعات و سپس در زندان تبریز در بازداشت بوده است. ایشان از دو هفته قبل 29/9/87 به علت صدور قرار بازداشت موقت که هیچ تناسبی با نوع اتهام وی ندارد و همچنین به دلیل نگهداری اش در بند زندانیان خطرناک و معتاد زن و عدم امکان استفاده از وسایل گرمایشی و طولانی بودن دوره ی بازداشت موقت اش دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بود که به علٌت عدم پاسخ و رسیدگی به خواسته هایش اعتصاب غذای خود را ادامه و ظهر پنج شنبه حالش به وخامت گرائیده و تا این لحظه در بیهوشی کامل به سر می برد و مسئولین زندان هیچ گونه توجهی به وضیعت به وجود آمده اش نکرده اند.
این در حالی است که خانم شهناز غلامی مسئول نگهداری ، از مادر پیر و بیمار و علیل و دختر ده ساله اش که پس از فوت شوهرش نیز هست و با بازداشت خانم شهناز غلامی، مادر و دختر خردسالش نیز در وضیعت مبهم و نامساعدی به سر می برند.
متأسفانه پوشش مناسبی نیز نسبت به دفاع و حمایت از حقوق خانم شهناز غلامی از سوی ارگان ها و سازمان های مدافع حقوق بشر به عمل نیامده است
!
به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و
به امید آزادی

Thursday, January 1, 2009

بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی

بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی در خصوص جنایات غزه
چهارشنبه 11 دی1387 - 31 دسامبر 2008
بسمه تعالی
بی شک دیدن صحنه های جنایات صورت گرفته در غزه دل هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد. یورش بی سابقه رژیم اسرائیل به مردم بی دفاع و به خاک و خون کشیدن ایشان نمایی از یک جنایت وحشتناک در قرن حاضر می باشد. این یورش ها در حالی صورت می گیرد که حکومت های کشورهای به اصطلاح اسلامی فقط نظاره گر این جنایات می باشند بدون اینکه اقدام عملی و نجات بخشی در این خصوص به انجام رسانند. مشاهده این وقایع انسان را به یاد جنایات رژیم متجاوز و اشغال گر ارمنستان در قره باغ آذربایجان در سالهای گذشته می اندازد که به مراتب هولناک تر از غزه بود. در این جنایات نیز نیروهای ارمنستان با حمایت و تجهیز کشور روسیه و دول غرب اقدام به نسل کشی مسلمانان شیعه در آنسوی ارس کرد. متعاقب این حمله ها هزاران نفر از مردم بی پناه و بی دفاع علی الخصوص زنان و کودکان توسط نیروهای ارمنستان قتل و عام شده و اراضی و شهرها و روستا های آنها اشغال شد. در این جنایات نیز کشورهای اسلامی، کوچکترین عکس العملی را در مقابل این نسل کشی مسلمانان از خود نشان ندادند. چنین برخوردهایی از طرف هر کشور مدعی حکومت اسلامی نشانگر سیاسی کاری و فریب کاری حکومت های آن بوده و ادعای آن در دفاع از منافع مسلمانان قابل ارزش گذاری نبوده و نیست
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ضمن اعتراض به جنایات صورت گرفته بر علیه مسلمانان در غزه خواستار تلاش واقعی کشورهای عضو سازمان ملل علی الخصوص کشورهای مسلمان در راستای توقف این جنایات می باشد. همچنین مجمع ابراز می دارد برخورد گزینشی کشورهای اسلامی با منافع مسلمانان بخصوص در مسئله قره باغ که نزدیک به بیست سال از آواره شدن بیش از یک میلیون نفر از مردم مسلمان آن گذشته و عبادتگاههای آنها (مساجد) توسط ارمنیان به طویله تبدیل گشته و مورد شدیدترین اهانتها قرار گرفته، کاملا سؤال برانگیز بوده و خواستار برخورد شفاف این کشورها بخصوص ایران با منافع مسلمانان جهان هستیم. بدون شک مسئله قره باغ به سان جنایات غزه یک لکه ننگی در چشمان کشورهای داعی مسلمانی در جهان می باشد که به هیچ عنوان از اذهان ملتهای آزاده پاک نخواهد شد.
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ۸۷/۱۰/۱۰
http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=5456

Wednesday, December 31, 2008

Tuesday, December 30, 2008

صمد وورغون

صمد وورغون
ايران ايرتيجاعچيلارى آذربايجان ديلينده اولان كيتابلارى وحشيجه سينه يانديريرلار
مرتجعين ايران، كتابهاى آذربايجانى را با وحشيت به آتش كشيدند
جللاد! سنين قالاق قالاق يانديرديغين كيتابلار
مين كمالين شؤهرتى دير، مين اوره يين آرزيسى
بيز كؤچه ريك بو دونيادان، اونلار قالير ياديگار
هر ورقه نقش اولونموش نئچه اينسان دويغوسو
...مين كمالين شؤهرتى دير، مين اوره يين آرزيسى
!يانديرديغين او كيتابلار آلوولانير... ياخشى باخ
....او آلوولار شؤعله چكيب شفق سالير ظولمته
شاعيرلرين نجيب روحو مزاريندان قالخاراق
آلقيش دئيير عئشقى بؤيوك، بير قهرمان ميللته.
او آلوولار شؤعله چكيب شفق سالير ظولمته
جللاد! منيم ديليمده دير باياتيلار، قوشمالاردئ
اونلارى هئچ دويدومو سنين او داش اوره يين؟
....هر گرايلى پرده سينده مين آنانين قلبى وار
هر شيكسته م اؤولادى دير بير موقددس ديله يين
دئ اونلارى هئچ دويدومو سنين او داش اوره يين؟
!سؤيله سن مى خور باخيرسان منيم شئعير ديليمه؟
قوجا شرقين شؤهرتى دير فوضولى نين غزلى
سن مى «ترك خر» دئييرسن اولوسوما، ائليمه؟
....داهيلره سود وئرميشدير آذربايجان گؤزه لى
قوجا شرقين شؤهرتى دير فوضولى نين غزلى
جللاد! يانيب اود اولسا دا، كوله دؤنمه ز آرزيلار
طبيعتين آنا قلبى قول دوغماميش اينسانى
هر اوره يين اؤز دونياسى بير سعادت آرزيلار
قانلار ايله يازيلميشدير هر آزادليق دستانى
!طبيعتين آنا قلبى قول دوغماميش اينسانى
....ازل باشدان دوشمنيمدير اوزو موردار قارانليق
هر تورپاغين اؤز عئشقى وار، هر ميللتين اؤز آدى
!كاييناتا ده ييشمه رم شؤهرتيمى بير آنليق
منم اودلار اؤلكه سينين گونش دونلو اؤولادى
!هر تورپاغين اؤز عئشقى وار، هر ميللتين اؤز آدى
نه دير او دار آغاجلارى، دئ، كيملردير آسيلان؟
اويونجاق مى گلير سنه وطنيمين حاق سسى؟
دايان!... دايان!... اوياق گزير هر اوره كده بير آسلان
بوغازيندان ياپيشاجاق اونون قادير پنجه سى
اويونجاق مى گلير سنه وطنيمين حاق سسى؟
جللاد! سن مى، دئ، قيريرسان فداييلر نسلينى؟
ميللتيمين صاف قانى دير قورد كيمى ايچدييين قان
زامان گلير... من دويورام اونون آياق سسينى
شهيد لرين قييام روحو ياپيشاجاق ياخاندان
! ..ميللتيمين صاف قانى دير قورد كيمى ايچدييين قان
بير ورقله تاريخلرى، اوتان منيم قارشيمداآ
نام تومريس كسمه دى مى كئيخوسرووون باشينى؟
كوراوغلونون، ستتارخانين چلنگى وار باشيمدا
نسيللريم قويماياجاق داش اوستونده داشينى
آنام تومريس كسمه دى مى كئيخوسرووون باشينى؟
سور آتينى، دؤرد نالا چاپ! مئيدان سنيندير ... آنجاق
من گؤروره م آل گئيينيب گلن باهار فصلينى
قوجا شرقين گونسشى دير يارانديغيم بو تورپاق
من يئتيرديم آل بايراقلى اينقيلابلار نسلينى
!من گؤروره م آل گئيينيب گلن باهار فصلينى
١٩٤٧- ١٣٢۵

Thursday, December 11, 2008

شهناز غلامی

آی مرغ گرفتار ، بمانی و ببینی آنروز مبارک که در عالم قفسی نیست

گفت و گو با محمدعلي دادخواه: شهناز غلامي بدون وکيل در زندان است
اودگون(چهارشنبه) ۲۰ آذر ۱٣٨۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۰٨
محمدعلي دادخواه، وکيل دادگستري، در مصاحبه با روز تاکيد مي کند شهناز غلامي فعال آذربايجاني، که يک ماه از ‏بازداشت وي مي گذرد، هم اکنون وکيل ندارد و با توجه به فوت همسر و کوچک بودن فرزندش، کسي نمي داند از چه ‏راهي بايد به وي از نظر حقوقي کمک رساند. ‏
دادخواه مي گويد: بنده در دور جديد بازداشت خانم غلامي، وکالتي از طرف خودايشان يا خانواده شان ندارم و براي پي ‏گيري حقوقي پرونده اين وکالت بايد از سوي خانواده يا خود موکل، داده شود. اما در خصوص پرونده قبلي که در دادگاه ‏انقلاب تبريز مطرح بود وکيلشان بودم. ‏
وي با اشاره به کيفرخواستي که از سوي دادگاه انقلاب تبريز صادر شده بود خاطرنشان مي کند: اتهام اقدام عليه امنيت ملي ‏و نشر اکاذيب از طريق حضور در راهپيمايي ها و مقاله هاي متعددي که برخي از آنها منتشر شده، برخي در وبلاگ نوشت ‏بوده و برخي نيز اصلا منتشر نشده بود (و ماموران از خانه ايشان جمع آوري کردند)، به ايشان وارد شده بود. همچنين ‏دادگاه نسبت به همکاري با نهضت آزادي و نيز گروه هاي تجزيه طلب تاکيد داشت.‏
محمدعلي دادخواه با اشاره به اساسنامه نهضت آزادي که اعتقاد به تماميت عرضي ايران دارد، جمع اين دو اتهام را غير ‏ممکن دانست و آن را مردود تلقي کرد. ‏
اين عضو کانون مدافعان حقوق بشر همچنين با اشاره به اينکه شهناز غلامي داراي دختر ده ساله اي است که سرپرستي جز ‏مادر ندارد، مي افزايد: رسالت دستگاه قضا انتقام گيري يا تنبيه نيست. بلکه اجراي عدالت و انصاف است. بنابراين رعايت ‏حقوق عمومي در هر پرونده انتظاري است که از اين دستگاه مي رود. در مورد ايشان نيز جهت جلوگيري از هزاران آسيب ‏اجتماعي که دختر ده ساله اش را تهديد مي کند، که هم از داشتن نعمت پدر محروم است و هم اينک مادرش در بازداشت به ‏سر مي برد، بايد چاره ديگري انديشيده شود. به نظر من با
هر قرار ديگري دادگستري مي تواند ايشان را آزاد کرده و اگر ‏ضرورتي تشخيص داد، به دادگاه فرا بخواند.‏
شهناز غلامي وب نگار، روزنامه نگار و عضو انجمن روزنامه نگاران زن (رزا) است که در تاريخ 19 آبان ماه امسال ‏بازداشت شد و هم اکنون در زندان تبريز به سر مي برد. وي همچنين از سال 1368 تا 1373 به مدت پنج سال زنداني ‏سياسي، بود، در مرداد86 نيز يک ماه را در بازداشت به سر برد و در شهريور ماه 87 حکم شش ماه حبس تعزيري به وي ‏ابلاغ شد.‏ شهناز غلامي مقاله هاي متعددي در مورد حقوق زنان و نابرابري هاي جنسيتي منتشر کرده و سازمان گزارشگران بدون ‏مرز در تاريخ يکم آذرماه87 با انتشار بيانيه اي دستگيري وي را محکوم نموده است. ‏
بسياري از فعالان زن تاکنون به نحوه دستگيري وي و خشونتي که با بازداشت وي به دختر ده ساله اش که از داشتن پدر نيز ‏محروم است روا شده، اعتراض کرده اند. ‏
شهناز غلامي چندي پيش در يکي از مقاله هايش نوشته بود: من بعنوان يك ‍ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي ‏و حقوق و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و... تلاش مي كنم، با ‏وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. ‏اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم ‏گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم. ‏
*********************************************************

Thursday, December 4, 2008

شهناز غلامی

متن خبر

تشکیل کمیته دفاع از حقوق شهناز غلامی فعال آذربایجانی حقوق زنان
اودگون(چهارشنبه) ۱٣ آذر ۱٣٨۷ - ٣ دسامبر ۲۰۰٨
شهناز غلامی ، روزنامه نگار فعال آذربایجان جنوبی از تاریخ 9 نوامبر توسط مامورین اطلاعات بازداشت شده و از آن تاریخ تا کنون هیچ خبری از ایشان در دسترس نمیباشد. برهمین اساس ضرورت ایجاد یک کمیته موقت جهت دفاع از این زندانی سیاسی حس شده و کمیته مزبور را تشکیل می دهیم:
ما امضا کنندگان ذیل کلیه هموطنان علاقمند را به حرکت در این راستا دعوت مینمائیم:
بیائید با در نظر گرفتن شرایط شهناز غلامی به سرنوشت او بی تفاوت نباشیم وهر آنچه میتوانیم جهت آزادسازی او انجام دهیم.

فرحروز رنجبر, سوئد
انصافعلی هدایت, کانادا / چنگیز گوی تورک, فنلاند / صمد نیکنام , سوئد
شاهین استاجلو, دانمارک / کشاهرخ مظهري, انگلستان / بابک آذری, سوئد
اسد صادقی, سوئد / النور التورک, آذربایجان
مناف سببی, سوئد هماهنگ کننده کمیته 3591315-70-0046



یونسکو 2009 دونیا آنا دیلی گونو پوستری اوچون یاریشما آچیب

یونسکو 2009 دونیا آنا دیلی گونو پوستری اوچون یاریشما آچیب
پنج‌شنبه ۱۴ آذر ۱٣٨۷ - ۴ دسامبر ۲۰۰٨
اویرنجی نیوز: یونسکو سازمانی 2009 دونیا آنا دیلی گونونون پوستری اوچون بیر یاریشما باشلادیبدیر. بو یاریشما دا 2009 دونیا آنا دیلی گونو اوچون گرافیست و طراحلاردان ایسته نیر کی او گونه اویغون بیر پوستر حاضیرلاسینلار. بو یاریشمایا اوچون سون گون 19 ژانویه دیر. داها آرتیق بیلگی اوچون آشاغیداکی لینکه باخا بیلرسیز:
http://www.design21sdn.com/competitions/17
فوریه نین 21 هر ایل دونیا آنا دیلی گونو مناسبتی ایله دونیانین بیر چوخ یئرینده قوتلانماقدادیر

Saturday, November 29, 2008

قدم نورسیده مبارک است


تبریز:جریمه 1000 تومانی برای هرجمله تورکی در دانشگاه آزاد تبریز
اخیرا یک استاد دانشگاه آزاد تبریز در گروه معماری برای دانشجویانیکه یک کلمه به تورکی صحبت کنند ۲۵۰ تومان و برای دانشجویانیکه یک جمله تورکی بکار ببرند ۱۰۰۰ تومان جریمه نقدی تعیین کرده است
خانم مریم سینگری استاد گروه معماری دانشگاه آزاد تبریز با این توجیه که دانشجویان تورک بایستی خود را برای ارائه کنفرانس به زبان فارسی آماده نگه دارند، برای آن دسته از دانشجویانیکه تورکی حرف بزنند جریمه نقدی تعیین کرده است. این استاد دانشگاه در کلاس ۴۱۱ و در درس تاریخ تحلیل فضای شهری که چهارشنبه ها قبل از ظهر و در ساختمان علامه امینی این دانشگاه برگزار می گردد، در چندین مورد بر این ایده خویش تاکید نموده است. بنا به گزارش منابع نزدیک به اویرنجی این خانم خود اصلیتا تبریزی و تورک زبان می باشد.
ظاهرا این خانم محترم که سفرهای زیادی هم به کشورهای اروپائی داشته است، فرصتی برای دیدن کشورهای چندزبانه که در آن حتی سه زبان رسمی نیز وجود دارد نداشته است.
خانم مریم سینگری در حالی صحبت از صندوق جریمه به میان آورده است که اعلامیه جهانی حقوق زبانی در مواد زیر به صراحت به حق تحصیل و تکلم به زبان مادری تاکید نموده است.
ماده ۲۹: هر کس محق است که از تحصیل آموزش به زبان خاص سرزمین خود که در آنجا ساکن است

زبا نیاخاکی) برخوردار گرد.)
ماده۴۷: همه جمعیتهای زبانی حق دارند که کاربرد زبان خویش در همه فعالیتهای اجتماعی-اقتصادی در سرزمینهای خود را نهادینه نمایند.
ماده۴۸: هیچ ماده ای نمی تواند کاربرد زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) را محدود و یا ممنوع کند.
سیاست اخذ جریمه برای دانش آموزان تورکی در آذربایجان مسبوق به سابقه است. بطوریکه محسنی رئیس فرهنگستان آذربایجان در زمان رضا شاه می گفت: هر کس تورکی حرف میزند افسارالاغ بر سر او بزنید و او را به آخور ببندید. ذوقی هم که بعد از محسنی به آزربایجان آمد، دستور داد صندوق جریمه تورکی حرف زدن در دبستان ها گذاشته شود تا هر طفل دبستانی آزربایجانی که تورکی صحبت میکند جریمه شود. اما با گذشت چند دهه وسقوط رژیم پهلوی، اینبار نه در دبستان های آزربایجان، بلکه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز برای دانشجویان صندوق جریمه توسط یک استاد اهل تبریز گذاشته می شود

http://www.solgunaz.com/از سایت
قابل توجه آنهائی که انتظار تلویزیون سرتاسری به زبان تورکی از زبان آقای ..یا آموزش زبان تورکی از قول فلان نماینده مجلس دارند ،حق گرفتنی است ملت تورک آذربایجان به گرفتن این حق مصمم است

Friday, November 28, 2008

اطلاعیه




اطلاعیه سازمان عفو بین الملل در خصوص چهار تن ازفعالان
مدنی آذربایجانی بازداشت شده در یک مراسم افطا ری

ساوالان سسی: سازمان عفو بين الملل، روز سه شنبه ۲۵ ماه نوامبر، با انتشار اطلاعیه ای به تشریح آخرین وضعيت ۴ تن از ۱۹ آذربایجانی - روزنامه نگار، استاد دانشگاه و شاعر که ۲۰ شهريور(۱٠سپتامبر)، امسال در یک مراسم افطاری در تهران دستگیر شده بودند، پرداخته است.متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است:ایران:- عليرضا صرافي مهندس عمران، روزنامه نگار و فعال فرهنگي ؛- حسن راشدي، مهندس، نويسنده و سخنران؛- سعيد محمدي موغانلي، شاعر و روزنامه نگار؛- مهدي نعيمي، شاعر و مدرس دانشگاهفعالان آذربایجانی ايرانی عليرضا صرافي، حسن راشدي، سعيد محمدي موغانلي و مهدي نعيمي روز ۸ نوامبر پس از سپردن وثيقه ای معادل ۲۵۰۰۰۰ دلار آمريکا براي هر يک تا روز محاکمه آزاد شده اند. قبل ازاینکه آنان به قيد وثيقه آزاد شوند، متهم به "اقدام بر عليه امنيت ملي" شده اند. هنوز تاريخي براي محاکمه آنان معين نشده است.عليرضا صرافي، حسن راشدي، سعيد محمدي موغانلي و مهدي نعيمي از زمان دستگيري در روز ۱۰ سپتامبر، در زندان انفرادي بخش ۲۰۹ زندان اوين نگهداري ميشدند اما نزديک به پايان دوره زندان خود، اجازه يافتند روزانه تا ۳۰ دقيقه به خارج از سلول بيايند. آنان در طول دوره بازداشت به وکيل دسترسي نداشتند و تا روز ۱۳ اکتبر اجازه نیافتند تا با اعضاء خانواده خود ملاقات نمايند اما پس از اين تاريخ به آنان اجازه ملاقات تقريبا هفتگي داده شد. انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان (آداپ)- مستقر در ونکوور کانادا، گزارش داده که هر چهار نفر در معرض شکنجه و بد رفتاري از جمله شامل کتک و فشار هاي رواني بودند. عليرضا صرافي در زماني که در بازداشت بود بمنظور اعتراض به نحوه رفتار با وي و همچنين به خاطر اينکه مقامات تهديد کرده بودند که همسر وي را نيز دستگير کنند، دست به اعتصاب غذا زده بود.اطلاعات تکميلي در مورد 269/08(MDE 13/141/2008, 22 September 2008) و بیانیه تکمیلی (MDE 13/158/2008)- نگراني از شکنجه و ديگر انواع بد رفتاري/ بازداشت انفرادياطلاعات پیش‌زمینه:آذربایجانیها که عمدتا شیعه ميباشند بصورت بزگترین اقلیت قومی در ایران شناخته شده و اين نظر عموما هست که ۲۵ الی ۳۰ در صد جمعیت ایران را تشکیل میدهند. آنها عمدتا در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و اگر چه بطور کلی در جامعه ایران بخوبی جذب شده اند، اما در سالهای اخیر بطور فزاینده ای حقوق فرهنگی و زبانی مانند حق تحصیل بزبان ترکی آذربایجانی، که معتقدند در قانون اساسی ایران آمده است، و همچنین حق تجلیل از میراث فرهنگی و تاریخی خود را مطالبه کرده اند.با تشکر زياد از همه آنها که درخواست فرستادند هيچ گونه اقدام ديگري لازم نيست. عفو بين الملل همچنان وضعيت آنان را تحت نظر داشته و در صورت ضرورت دست به اقدام دیگر خواهد زد.

Saturday, November 15, 2008

عباس لسانی

اطلاعیه سازمان عفو بین الملل: آخرین وضعیت «عباس لسانی»، فعال مدنی آذربایجانی
سازمان عفو بین الملل، با انتشار اطلاعیه ای به تشریح آخرین وضعیت عباس لسانی پرداخته است
۲۴ آبان ۱٣٨۷ - ۱۴ نوامبر ۲۰۰٨
سازمان عفو بین الملل روز پنج شنبه ۱۳ ماه نوامبر، با انتشار اطلاعیه ای به تشریح آخرین وضعیت عباس لسانی از فعالان مدافع حقوق آذربایجانیها در ایران، پرداخته است. متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است: نوامبر ۲۰۰۸ زندانی عقیده/شکنجه - ایران عباس لسانی – فعال آذربایجانی زندانی عقیده، عباس لسانی، پس از تحمل سی ماه زندان ناشی از دو مجازات پی در پی خود، روز ۲۹ اکتبر ۲۰۰۸ از زندان یزد واقع در مرکز ایران آزاد گردید. عباس لسانی فعال برجسته مدافع حقوق اقلیت آذربایجانی های ایران، به دلیل مشارکت در تظاهرات آذربایجانی ها در ماه مه ۲۰۰۶ ( خرداد ۱۳۸۵) در زادگاه خود اردبیل، محکوم به ۱۸ ماه زندان و ۵۰ ضربه شلاق شده بود. این تظاهرات برای اعتراض به کاریکاتور منتشره در یک روزنامه ایرانی بود که به نظر خیلی از آذربایجانی ها توهین آمیز بود. محکومیت وی در اکتبر ۲۰۰۶ در مرحله استیناف تائید گردید. مجازات شلاق در مورد وی به مورد اجرا در نیامده است. محکومیت دوم عباس لسانی که برای یک سال زندان بوده و در ماه اوت ۲۰۰۶ صادر و بعدا در مرحله استیناف تائید گردیده بود، در ارتباط با شرکت وی در یک تجمع مسالمت آمیز فرهنگی در قلعه بابک در سال ۲۰۰۳ بود. در آوریل ۲۰۰۸ وی همچنین توسط دادگاهی در تبریز، شمال غرب ایران، به جریمه ای برابر با پنجاه هزار تومان (معادل ۱۲۵،۵۰ دلار آمریکا) محکوم گردید. اتهام وی "برهم زدن نظم عمومی" در جریان تجمع دیگری در تبریز در ماه ژوئن ۲۰۰۵ بود. در طول مدت زندان، عباس لسانی به چندین مورد اعتصاب غذا از جمله در اعتراض به انتقال وی به زندان یزد و سوء رفتار با وی اقدام نمود. بدنبال آن وی از امتیاز مرخصی موقت از زندان که در سیستم ایران معمول است محروم گردید. در هفتم اکتبر ۲۰۰۸، عباس لسانی به دفتر اداره اطلاعات در یزد برده شده و بمدت ۱۰ ساعت در خصوص برنامه های وی پس از آزادی از زندان مورد بازجوئی قرار گرفت. چند روز مانده به آزادی وی، دادستان کل و اداره اطلاعات اردبیل خانواده عباس لسانی را تهدید کردند که اگر وی در هر گونه رویداد و حرکتی در هر شهر آذربایجان شرکت نماید مجددا دستگیر خواهد شد. هیچ گونه اقدام دیگری لازم نیست. با تشکر زیاد از همه آنها که درخواست فرستادند.