Monday, March 23, 2009

از اسم تورکی هم ترس و واهمه دارند



ساوالان سسی: شورای تامین استان اردبیل طی مصوبه ای دستور تغییر نام ترکی مغازه عباس لسانی را صادر نموده است.ماموران اداره اماکن نیروی انتظامی اردبیل روز پنجشنبه ۲۹/۱۲/۸۷ با ابلاغ شفاهی اخطاریه ای به عباس لسانی فعال شناخته شده آذربایجانی٬دستور شورای تامین استان اردبیل جهت تغییر نام مغازه او را به وی ابلاغ نمودند.
بر اساس ابلاغیه ای که ماموران به روئیت آقای لسانی رسانده اند وی باید نام ترکی مغازه اش راتا مورخه ۱/۱/۸۸ تغییر دهد و در غیر این صورت مغازه وی پلمپ خواهد شد.عباس لسانی اعلام نموده است که حاضر نیست نام ترکی مغازه اش را به هیچ وجه تغییر دهد. مغازه لسانی «چنلی بئل»نام دارد که نام قلعه کور اوغلی قهرمان تاریخی آذربایجانیها است.چندی پیش نیز تعدادی از فعالین مدنی آذربایجان در اردبیل به اتهام "عضویت در گروه ها و دسته جات غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی" محاکمه و به تحمل ۵ سال زندان در تبعید محکوم گردیدند.طبق حکم صادره منظور از گروههای غیر قانونی "حرکت ملی آذربایجان" و تشکیلات "چنلی بئل" عنوان شده و عباس لسانی نیز به عنوان رهبر گروه مذبور معرفی می گردد.به گفته فعالین حقوق بشر: "در آذربایجان تشکیلاتی به این نام وجود ندارد و "چنلی بئل" تنها نام محل کسب آقای لسانی است و این اقدام شورای تامین استان اردبیل در راستای زمینه چینی برای صدور حکم سنگین برای نامبرده به اتهام تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی صورت می پذیرد."لسانی، آبانماه ۸۷ پس از تحمل سی ماه زندان ناشی از دو مجازات پی در پی از زندان یزد آزاد گردید.منابع حقوق بشری اعلام می دارند: "در ماههای اخیر در اکثر شهرهای آذربایجان فشار بر اماکنی که نامهای ترکی دارند افزایش یافته است به گونه ای که اماکنی که دارای اسامی ترکی هستند بعد از یکبار اخطار پلمپ می شوند."سال گذشته «مصطفی پور محمدی»، وزیر وقت کشور در جواب سوال نمایندگان آذربایجان در خصوص بخشنامه تعویض نامهای ترکی به فارسی٬ خبر از لغو این مصوبه داده بو
د

Saturday, March 7, 2009

روز جهانی زن مبارک باد


هشتم ماه مارس، روز جهانى زن گرامى باد

www.oyrenci.com

روز هشتم ماه مارس هر ساله به عنوان روز جهانى زن گرامى داشته مى شود. پيشنهاد برگزارى چنين روزى درسال ١٩١٠ ميلادى در يكى از كنفرانس هاى سوسياليست ها در شهر كپنهاك از سوى "كلارا تستكين" زن مبارز آلمانى طرح و بعدها هشت مارس از سوى سازمان هاى زنان بعنوان روز جهانی زن معرفی گردید. پيشينه اين روز به مبارزات زنان كارگر كارخانجات نساجی شهر نیویورك بر مى گردد كه در سالهاى اوايل قرن بيستم در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدها و بهبود كلى شرایط كار دست به تظاهرات زده و از سوى پلیس سركوب شده بودند.سازمان هاى بين المللى اين روز را هر ساله با شعار هاى خاصى پيرامون حقوق و مسائل زنان برگزار مى كنند. تشكل ها و سازمان هاى زنان در جوامع مختلف با توجه به مسائل و مشكلات موجود جامعه خود محور هاى متفاوتى براى اين روز در نظر مى گيرند.مشكلات زنان در آذربايجان به دليل وجود چارچوب هاى اجتماعى بسته و باور هاى كهنه و فشار هاى بى حد رژيم جمهورى اسلامى و سياست هاى بغايت عقب مانده آن پيوسته در حال افزايش بوده و به يكى از مهمترين معضلات اجتماعی آذربايجان تبديل گشته است. بر همگان آشكار است كه بدون حضور واقعا آزاد زنان در عرصه هاى اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى تصور جامعه ای آزاد و دمكراتيك توهمى بيش نيست و بدون پشتیبانی نيروى زنان، حركت بالنده آذربايجان به سر منزل مقصود نخواهد رسيد و از سویی حضور زنان در ميدان مبارزه اجتماعى با وجود ديواره هاى تنگ و محدود كننده كه هم چون زنجيرى نيروى زنان را در هم كشيده، ميسر نخواهد بود.
جنبش زنان آذربايجان در ارتباط تنگاتنگ با حركت ملى قرار دارد، بر آن تاثير گذاشته و از آن تاثير مى پذيرد. اين ارتباط بايد هر چه بيشتر و عميقتر گردد. حركت ملى بايد زمينه هاى مشاركت هر چه فزونتر زنان در تمامى عرصه ها را فراهم آورد چراکه حركت خودآگاهانه آذربايجان به نيروى زنان نياز دارد و بدون نقش فعال زنان و بدون وجود فرصتهای برابر برای ایشان اين حركت در رسیدن به مقصود نهایی خود ناموفق خواهد بود.بر خلاف دكترين ها و تئورى هاى واپسگراى نظام حاكم جمهورى اسلامى كه مركزى ترين خواسته آن بيرون راندن زنان از امور اجتماعى است، حركت گسترده مردمى و آينده نگر آذربايجان مى بايد در تمامى شئونات اجتماعى فرصتهاي برابر با مردان براى زنان ايجاد كرده و اين انديشه را در عمل به اثبات برساند. جنبش دانشجويى آذربايجان اين روز را به تمام زنان بويژه به شير زنان آذربايجان كه جزو اولين اعتراض كنندگان به محدودیتهای اجبارى علیه زنان در سال ٥٨ و همواره از پیشتازان مبارزه در راه احقاق حقوق ملت آذربایجان بوده اند، تبريك گفته و براى آنها آرزوی موفقیت روز افزون دارد. امید است ملت آذربایجان اعم از مرد و زن در کنار هم و دوشادوش هم در راه اعتلای آذربایجان و احقاق حقوق ملت آذربایجان کوشا بوده و در انجام این وظیفه ملی موفق باشیم
.

گله جك بيزيمدير

Sunday, March 1, 2009

بماسبت روز جهانی زبان مادری

روز جهانی زبان مادری
ساوالان سسی: منابع موثق از اردبیل گزارش می دهند، محمد صادقی اصل، فعال مدنی و دانشجوی تاسيسات دانشگاه علمي کاربردي اردبيل عصر روز چهارشنبه ۷ اسفند ۸۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.پیشتر ماموران اداره اطلاعات اردبیل در روز ۱۷ بهمن دو برادر دیگر این فعال مدنی را بنامهای رامین و ابراهیم صادقی اصل را که آنها نیز از فعالین مدنی آذربایجانی به شمار می روند بازداشت کرده بود و از همان روز محمد صادقی ، نیز تحت تعقیب بوداتهامات وارده به برادران صادقی تا کنون مشخص نیست وآنها ازحق داشتن وکیل وملاقات با خانواده محرومند.در این میان، فعالان حقوق بشر آذربایجانی از شکنجه برادران صادقی ابراز نگرانی می کنند.در همین رابطه، فاخته زمانی، دبیر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران، آداپ در مصاحبه با رادیو آزادی می گوید: ما از شکنجه برادران صادقی نگران و ناراحت هستیم و تنها دولت ايران را مسئول کامل وضعيت سلامتی افراد بازداشت شده می دانیم.به گفته وی اخبار رسیده ازسوی زندانیان دیگری که در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل به سر می بردند حاکی از شکنجه رامین صادقی و برادرش جهت کسب اعترافات دروغین بر علیه فعالین دیگر آذربایجانی است.طبق اخبار موثق نامبردگان در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل جهت دادن اعترافات واهی ، ضرب و شتم می شوند وآنها را با شوک الکتریکی شکنجه می کنند.پیش از این نیز رامین صادقی در جریان مراسمات روز جهانی زبان مادری در۲ اسفند ۸۵و به هنگام پخش اعلامیه روز جهانی زبان مادری دستگیر و پس از یک ماه بازداشت موقت به قید وثیقه آزاد شده بود.سازمان عفو بین الملل همزمان با اتشار بیانیه ای رامین صادقی را زندانی عقیده نامیده وخواهان آزادی وی شده بود.

Sunday, February 22, 2009

بمناسبت روز جهانی زبان مادری

بیانیه جنبش دانشجویی آذربایجان درخصوص 21 فوریه
روزجهانی زبان مادری
زبان ترکی می باید در ایران رسمی شودحق تحصیل به زبان مادری یکی از حقوق اولیه انسانی است که مجامع جهانی اهمیت خاصی به آن قائل شده و همه ساله در ارتباط با ازبین رفتن زبانهای قومی و بومی هشدار داده و در جهت پاسداشت آن تلاشهای وافری انجام می دهند. زبان مادری بعنوان سرچشمه اصلی هویت یک شخص از اهمیت زیادی برخوردار بوده و شکل بندی شخصیت انسانی هر کس نشأت گرفته از آن می باشد. یکی از مهمترین فعالیتها در این رابطه نامگذاری 21 فوریه بعنوان روز جهانی زبان مادری توسط یونسکو است که نشان از اهمیت آن در بین کشورهای جهان می باشد. این فعالیتها در سطح بین المللی در حالی صورت می پذیرد که در کشور کثیرالمله ایران چنین اهمیتی به زبانهای مادری اقوام و ملل غیر فارس داده نشده و همه ساله با اعمال سیاستهای تبعیض آمیز زبان مادری اکثریت اقوام و ملل در حال از بین رفتن می باشد. هر چند طی سالهای اخیر تلاشهایی در جهت زنده نگه داشتن زبانهای غیر فارسی که بیش از نیمی از کشور ایران را شامل می شود، توسط فعالین اقوام صورت گرفته است ولی برخوردهای سنگین با این فعالین هر سال تشدید یافته و سیاست از بین بردن زبان و فرهنگ اقوام و ملل غیر فارس با سرعت بیشتر ادامه دارد. این تبعیض آشکار در حالی رخ می دهد که حاکمیت جمهوری اسلامی همه ساله پولهای هنگفتی را برای اعتلای زبان فارسی در کشورهای تاجیکستان و افغانستان از بیت المال مردم هزینه می کند.
زدايش سيستماتيك زبان مادرى بخش بزرگى از انسانهاى ساكن در مرز هاى ايران به معنى زدايش حافظه تاريخى و نابودى ثروت فرهنگى ميليون ها انسان است. اين زدايش جزو جدايى ناپذيرى از سيستم حكومتى در ايران در هشتاد سال اخير بوده و حتى انقلاب بهمن ٥٧ نيز كوچكترين خللى در آن وارد نياورده است. ممنوعيت زبان مادرى ترك هاى ايران يكى از مؤلفه هاى اساسى حكومت هاى سياسى تهران بوده است. رژيم پهلوى ها و رژيم جمهورى اسلامى در نابودى زبان تركى در ايران يك وجه اشتراك بزرگ اما ناگفته و نانوشته داشته اند. هيچ اميدى نيست كه در صورت وقوع تغييرات سياسى در تهران تغييرى در اين سياست ضد فرهنگى و ضد بشرى بوجود آيد. ايجاد اختلال در روند سالم فرهنگى انسان آذربايجانى و تلاش براى بريدن او از گذشته خود و تخریب پل هاى ارتباطى با تاريخ او به سرشت فصل ناپذير سياست هاى مركزى تبديل گشته است. اين چنين سياست هاى بيمار تنها بايد به زباله دانى هاى تاريخ سپرده شوند.
ممنوعيت زبان تركى در ايران در طول بيش از هشتاد سال گذشته و راه كارهاى آزادى آن يكى از گره گاههاى بزرگ در مسير اعتلايى حركت ملى آذربايجان است. از بین بردن زبان مادرى بخش بزرگى از انسانها در ايران چهره كريه تبعيض از سوى حكومت هاى تهران را بيش از پيش به نمايش گذاشته و باز گرداندن زبان ملت ترك در ايران به مقام و درجه شايسته آن به يكى از اهداف اوليه خيزش اجتماعى در آذربايجان تبديل گشته است.
در حال حاضر حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی با فعالین حقوق مدنی و زبانی اقوام برخورد می کند که در قانون اساسی آن به صراحت حق تحصیل به زبانهای مادری اشاره شده و حق برخورداری همه ملت از حقوق برابر شهروندی نیز در آن آمده است. در این خصوص فعالین حقوق ملی صدها مرتبه با عناوین مختلف از قبیل نامه نگاری، انتشار بیانیه، برگزاری مراسمات مختلف صدای اعتراض خویش را نسبت به تبعیض زبانی موجود در ایران به گوش مسئولان رسانده اند ولی تا بحال هیچ نتیجه عملی از طرف حاکمیت مشاهده نشده است. در این ارتباط خیل کثیری از فعالین این عرصه تحت انواع محاکمه ها و اتهامات قرار گرفته و زندانهای طولانی مدت را تجربه کرده اند. در صورتیکه خواسته آنها برخورداری اقوام و ملل از حقوق برابر در خصوص فرهنگ و زبان خویش و حق تحصیل به زبان مادری است. در این بین ملت ترک آذربایجان به خاطر اکثریت آن در ایران فشارهای زیادی را تا بحال تحمل کرده و هر روز به این فشارها و ظلمها افزوده می شود. علاوه بر مشکل افت تحصیلی شدید دانش آموزان در مناطق مختلف آذربایجان به علت تحصیل به غیر از زبان مادری، بازداشت و زندانی کردن فعالین عرصه حقوق زبانی، محاکمه غیر قانونی آنان، اعمال انواع فشارهای روانی و فیزیکی برای کسانی است که تنها خواستار اجرای قانون اساسی کشور و پایبندی جمهوری اسلامی به کنوانسیونها و تعهدات بین المللی هستند. بطور یقین با توجه به شکاف قومی ایجاد شده در کشور در اثر نادیده انگاشتن حقوق اقوام و ملل در صورت عملی نشدن این خواسته مهم این شکاف عمیق تر شده و در نهایت نیروی گریز از مرکز در بین ملتهای تحت ستم افزایش خواهد یافت.
جنبش دانشجويى آذربايجان با پاسداشت روز جهانی زبان مادری، در راستای تحقق یافتن حقوق قانونی و ملی ملت آذربایجان معتقد است كه رسميت دادن به زبان تركى در كنار زبان فارسى و درج صريح و روشن آن در قانون اساسى كشور تنها راه زدايش استعمار فرهنگى موجود است. زبان مادرى ميليونها تورك آذربایجانی مى بايد از مهد كودك تا مقاطع عاليه دانشگاهي هم چون زبان فارسى در تمام موسسات آموزشى و پرورشى تدريس گردد. همچنین تأسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی از اهم خواسته های جنبش دانشجویی آذربایجان است.
گله جک بیزیمدیر

Wednesday, February 18, 2009

دست پخت ملی گرائی افراطی، آمیخته با نفرت از دیگر ملت هاست

قسمتی از مصاحبه سیروس مددی با سایت روز آن لاین
در ایران هزارها سال است که انسانهایی با زبانها، باورهای دینی، عادتها و سنتهای گوناگون در کنار هم زندگی می کنند.کسی هم ادعای برتری نژادی یا زبانی به دیگری نداشته است. از دوره استبداد رضا شاهی - حالا به دلایلی که باید جداگانه به آن پرداخت - ارتجاع ایران، که از نظر فرهنگی شیفته نژادپرستان آریایی آلمان بود، با کمک دولت انگلستان تفکری را به دکترین دولتی تبدیل کرد. اساس این دکترین برتری نژاد آریایی بر دیگر نژادها و رجحان زبان فارسی بر دیگر زبانها بود. قرار گذاشتند به هر طریقی که شده ریشه زبانهای غیر فارسی را از ایران بر اندازند. تمام دستگاه عریض و طویل دولت راه افتاد تا این روانشناسی را به مردم ایران تزریق کند که فارس بودن، نشانه تمدن و اسباب افتخار، و ترک و عرب و ... بودن نشانه توحش و سرافکندگی است. ایران، با فارس بودن، یکسان گرفته شد. موسیقی ایرانی یعنی موسیقی فارسی، تئاتر ایرانی یعنی تئاتر فارسی، ادبیات ایرانی یعنی ادبیات فارسی و ... همه اینها نسلی را در ایران بوجود آورده که به طور اتوماتیک مسموم هستند، و اکثر آنها خود از این مسمومیت خبر هم ندارند. یک عده هم نگهبان این مسمومیت اند که مبادا از آن کاسته شود. این زهر اسمش ناسیونالیسم افراطی فارسی یا شوونیسم فارس است که ربطی به ملت فارس و مردم زحمتکش فارس ندارد. دست پخت کسانی است که نه فقط دشمن غیر فارس زبانها، بلکه دشمن فارسهای ایران هم هستند

Wednesday, February 11, 2009

برگی از خدمات دموکرات های آذربایجان و برگی از جنایات ارتش شاهنشاهی ایران

دو روز ، در دو روایت
روز اول : 21/ 9 / 1324
ویلیام داگلاس قاضی عالیمقام آمریکائی در کتاب " سرزمین عجیب با مردمی مهربان" صلاحات انجام یافته توسط فرقه دموکرات آذربایجان را چنین شرح می دهد1/ تقسیم اراضی و املاک مالکین فراری و تصویب قانونی جهت تقسیم محصول زمین به نفع دهقانان2/ از بین بردن رشوه ، پیشه وری رشوه دادن به مامورین دولت را خیانت به حقوق عمومی اعلامکرد وبه مرتکبین، مجازات سختی قائل شد. این قانون اثر برق آسائی داشت.بازرگانان به من گفتند که اگر شبها مغازه یشان می ماند اموالشان تامین داشت و چیزی بسرقت نمی رفت.اهالی اظهارمی داشتند که برای اولین بار با اطمینان می توانستند،شب یا روز ماشین هایشان را در کنار خیابان یا پس کوچه بگذارند،بدون اینکه کسی جرئت دزدیدن چرخ،چراغ و آئینه یا سایر اثاث آنرا داشته باشد، حتی اگر در ماشین بازمی ماند. 3/ کلینک های بهداشتی سیاری تاسیس شده بود که از تبریزبدهات اطراف می رفت 4/ قیمت اجناس مورد نیازعمومی بطور جدی کنترل می شد واحتکار کنندگان سخت مجازات می شدند و قیمت کالاهای مورد مصرف عموم 40%پائین آمده بود
5/ قانون حداقل بیکاری و حداکثر ساعات کارتصویب و بین کارفرمایان و کارگران قراردادهای دسته جمعی بسته شد . 6/ برنامه کار عمومی اجرا و قسمت اعظم خیابانها و کوچه هااسفالت و سنگفرش شد 7/ برنامه تعلیمات عمومی اجرا ودردهات مدارس باز شد و دانشگاه تبریز با دو دانشگاه طب و ادبیات تاسیس گردید

روز دوم 21 / 9 / 1325

ویلیام داگلاس قاضی آمریکائی که خود به آذربایجان رفته بود، رفتار ارتش شاهنشاهی را با مردم آذربایجان بدینسان بیان می کند
".. وقتی ارتش ایران به آذربایجان بازگشت، وحشت برپا نمود. سربازان قتل و غارت وتاراج براه انداختند.آنهاهرآنجه بدستشان می رسید و هرچه می خواستند تصاحب می کردند.رفتار سربازان اشغالگرروس برازنده تر از اعمال وحشیانه سربازان نجات بخش ارتش شاهنشاهی بود. بطوریکه خاطره فوق العاده زشت و شومی در
آذربایجان بجاگذاشت. در آذربایجان اموال و احشام دهقانان به غارت رفت و زنان و دختران مورد تجاوز قرار گرفتند. رسالت ارتش ایران ،آزادی آذربایجان بود. ولی آنها مردم را غارت کرده پشت سرخود مرگ و نابودی بجا گذاشتند.
به دنبال ارتش، مالکین فراری بازگشتند،آنهابدریافت بهره مالکانه سال اکتفا نکردند بلکه بهره مالکانه سال قبل را نیز از دهقانان پس گرفتند و آنچنان روستائیان راغارت کردند که آنها ذخیره غذائی را خود را هم از دست داده گرفتار گرسنگی شدند
-------------------

Saturday, February 7, 2009

مجازان زندان برای خواست زبان مادری

پنج سال زندان وتبعید برای در خواست کنندگان تحصیل به زبان مادری



دادگاه انفلاب اردبیل در ۲ فوریه برای پنج فعال آذربایجانی حکم پنج سال حبس توام با تبعید صادر نمود.رحیم غلامی،ودود سحادتی،بهروز علیزاده و اردشیر کریمی در ماه آوریل (فروردین) و حسین حسینی در ماه ژوئن (تیر) به اتهام پخش اعلامیه ای در رابطه با درخواست تحصیل به زبان مادری در مدارس دستگیر شده بودند.
به گفته انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران- آداپ حکومت ایران این فعالین را در مدت یک ماه بازداشت موقتشان از طریق دادن شوک الکتریکی شکنجه داده است.آنها که به قید وثیقه های سنگین آزاد بودند چند ماه در انتظار صدور حکم دادگاه به سر می بردند.
واحید قاراباغلی، سخنگوی آداپ در مصاحبه با رادیو اروپای آزاد گفت:«حسین حسینی چندی پیش نیز درحین شرکت در مراسم بزرگداشت ستارخان دستگیر و بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی ۶۸ روز در سلول انفرادی زندان اوین به سر برد».
حسین حسینی که به تازگی در ۲۰ ژانویه (۱ بهمن ۸۷) از زندان آزاد شده بود پس از بازگشت به اردبیل ، حکم زندان به وی ابلاغ شد.بر اساس حکم صادره از سوی قاضی حسن زاده ، این فعالین به دلیل تشکیل تظاهرات وتجمعات مختلف در استان اردبیل باید دوران محکومیت خود را در خارج از این استان بگذرانند. واحید قاراباغلی به حبرنگار ما گفت: «رحیم غلامی(روزنامه نگار) در زندان همدان ، حسین حسینی (دبیر انجمن اسلامی رازی اردبیل) درزندان کرمان، اردشیر کریمی خیاوی(دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل) در زندان هرمزگان ، ودود سعادتی(فعال مدنی) در زندان سمنان وبهروز علیزاده (فعال مدنی) در زندان بجنورد باید مدت حبس ۵ ساله خود را بگذرانند». وی افزود:« از بین این شهرها همدان با مسافت ۱۰۰۰ کیلومتر نزدیکترین شهر و استان هرمزگان با مسافت ۴۳۰۰ کیلومتر بیشترین فاصله را از شهر اردبیل دارند».
به گفته واحید قاراباغلی هدف از صدور این احکام قطع ارتباط این جوانان با عباس لسانی فعال مدنی شناخته شده آذربایجانی است که چندی پیش از زندان آزاد شد.
واحید قاراباغلی تصریح کرد: « طبق احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب اردبیل، اتهام این فعالین تشکیل دسته و گروههای غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی عنوان شده است.قابل توجه اینکه این حکم اشاره به گروه چنلی بئل دارد حال آنکه گروهی به این نام وجود نداشته و چنلی بئل نام مغازه عباس لسانی فعال سرشناس آذربایجانی در اردبیل است».
چندی پیش نیزعسگر اکبرزاده فعال دانشجویی آذربایجانی طی حکمی مشابه از سوی همین دادگاه به پنج سال حبس تعزیری در زندان زاهدان محکوم گردیده بود.
دادگاه انفلاب اردبیل در ۲ فوریه برای پنج فعال آذربایجانی حکم پنج سال حبس توام با تبعید صادر نمود.رحیم غلامی،ودود سحادتی، بهروز علیزاده و اردشیر کریمی در ماه آوریل (فروردین) و حسین حسینی در ماه ژوئن (تیر) به اتهام پخش اعلامیه ای در رابطه با درخواست تحصیل به زبان مادری در مدارس دستگیر شده بودند.
به گفته انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران- آداپ حکومت ایران این فعالین را در مدت یک ماه بازداشت موقتشان از طریق دادن شوک الکتریکی شکنجه داده است.آنها که به قید وثیقه های سنگین آزاد بودند چند ماه در انتظار صدور حکم دادگاه به سر می بردند.
واحید قاراباغلی، سخنگوی آداپ در مصاحبه با رادیو اروپای آزاد گفت:«حسین حسینی چندی پیش نیز درحین شرکت در مراسم بزرگداشت ستارخان دستگیر و بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی ۶۸ روز در سلول انفرادی زندان اوین به سر برد».
حسین حسینی که به تازگی در ۲۰ ژانویه (۱ بهمن ۸۷) از زندان آزاد شده بود پس از بازگشت به اردبیل ، حکم زندان به وی ابلاغ شد.بر اساس حکم صادره از سوی قاضی حسن زاده ، این فعالین به دلیل تشکیل تظاهرات وتجمعات مختلف در استان اردبیل باید دوران محکومیت خود را در خارج از این استان بگذرانند. واحید قاراباغلی به حبرنگار ما گفت: «رحیم غلامی(روزنامه نگار) در زندان همدان ، حسین حسینی (دبیر انجمن اسلامی رازی اردبیل) درزندان کرمان، اردشیر کریمی خیاوی(دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل) در زندان هرمزگان ، ودود سعادتی(فعال مدنی) در زندان سمنان وبهروز علیزاده (فعال مدنی) در زندان بجنورد باید مدت حبس ۵ ساله خود را بگذرانند». وی افزود:« از بین این شهرها همدان با مسافت ۱۰۰۰ کیلومتر نزدیکترین شهر و استان هرمزگان با مسافت ۴۳۰۰ کیلومتر بیشترین فاصله را از شهر اردبیل دارند».
به گفته واحید قاراباغلی هدف از صدور این احکام قطع ارتباط این جوانان با عباس لسانی فعال مدنی شناخته شده آذربایجانی است که چندی پیش از زندان آزاد شد.
واحید قاراباغلی تصریح کرد: « طبق احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب اردبیل، اتهام این فعالین تشکیل دسته و گروههای غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی عنوان شده است.قابل توجه اینکه این حکم اشاره به گروه چنلی بئل دارد حال آنکه گروهی به این نام وجود نداشته و چنلی بئل نام مغازه عباس لسانی فعال سرشناس آذربایجانی در اردبیل است».
چندی پیش نیزعسگر اکبرزاده فعال دانشجویی آذربایجانی طی حکمی مشابه از سوی همین دادگاه به پنج سال حبس تعزیری در زندان زاهدان محکوم گردیده بود.

Sunday, January 18, 2009

آزادی شهناز غلامی فعال زن آذربایجانی پس از دو ماه زندانی

آزادی شهناز غلامی فعال زن آذربایجانی پس از دو ماه زندانی
يکشنبه ۲۹ دی ۱٣٨۷ - ۱٨ ژانويه ۲۰۰۹
اویرنجی: شهناز غلامی فعال حقوق بشر و زن آذربایجانی پس از تحمل بیش از دو ماه بازداشتی به قید وثیقه 200 میلیون ریالی از زندان تبریز آزاد شد. شهناز غلامی بعد از چندین روز بازداشتی در سلول انفرادی اداره اطلاعات تبریز به بند معتادین زندان تبریز منتقل شده بود.
شهناز غلامی در طول بازداشتی، مورد شکنجه های روحی قرار گرفته بود. همچنین نامبرده در اثر اعتصاب غذا بی هوش شده و وضعیت جسمانی اش ضعیف گردیده بود. مسئولین زندان از مداوای خانم شهناز غلامی خودداری نموده بودند. شهنازغلامی روزنامه‌نگار و مدیر وبلاگ آذرزن است که قبلا” در تاریخ ٣ مهر ماه سالجاری از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای “تبلیغ علیه نظام” محکوم شده بود. وی در انتظار برگزاری دادگاه تجدید نظرمی باشد و با سپردن وثیقه آزاد شده بود. این روزنامه نگار قبلا نیز از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به مدت پنج سال زندانی سیاسی بود و در مرداد ۸۶ نیز یک ماه در بازداشت به سر برد

Wednesday, January 7, 2009

"تاریخ میگوید:" دیو چو بیرون رود لزوما فرشته در نیاید

!! ای فرزند آذربایجان بنگر و بیاندیش با ما چه کرده اند

وقتی سسرمایه داری هم آغوش شوونیسم فارس می شود میوه اش همین کلیپ ویدئوی است و ثمره دیگرش باداشتن 14 میلیون نفر زیر خط فقرادعای ابرقدرت بودن منطقه را میکند، انچوچگی درکانادا نشسته شراب" بوردو" می خورد وبرای ملت آذربایجان که در راه حق تعیین سرنوشت خویش مبارزه میکند خواب بنکلادش را پیش بینی میکند! آری، چه خوب گفت برتولت برشت :آنکس که حقیقت را نداند نادان است و آنکس که حقیقت را بداند ولی آنرا پنهان کند جنایتکار است

Sunday, January 4, 2009

شهناز غلامی

شهناز غلامی
شهناز غلامی، روزنامه نگار آذربایجانی، در اثر اعتصاب غذای دو هفته ای در زندان تبریز بیهوش شده است
خانم شهناز غلامی، روزنامه نگار آذربایجانی و صاحب وبلاگ Azarwomen.blogfa.com دو ماه قبل دستگیر و با قرار بازداشت موقت مدتی در اطلاعات و سپس در زندان تبریز در بازداشت بوده است. ایشان از دو هفته قبل 29/9/87 به علت صدور قرار بازداشت موقت که هیچ تناسبی با نوع اتهام وی ندارد و همچنین به دلیل نگهداری اش در بند زندانیان خطرناک و معتاد زن و عدم امکان استفاده از وسایل گرمایشی و طولانی بودن دوره ی بازداشت موقت اش دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بود که به علٌت عدم پاسخ و رسیدگی به خواسته هایش اعتصاب غذای خود را ادامه و ظهر پنج شنبه حالش به وخامت گرائیده و تا این لحظه در بیهوشی کامل به سر می برد و مسئولین زندان هیچ گونه توجهی به وضیعت به وجود آمده اش نکرده اند.
این در حالی است که خانم شهناز غلامی مسئول نگهداری ، از مادر پیر و بیمار و علیل و دختر ده ساله اش که پس از فوت شوهرش نیز هست و با بازداشت خانم شهناز غلامی، مادر و دختر خردسالش نیز در وضیعت مبهم و نامساعدی به سر می برند.
متأسفانه پوشش مناسبی نیز نسبت به دفاع و حمایت از حقوق خانم شهناز غلامی از سوی ارگان ها و سازمان های مدافع حقوق بشر به عمل نیامده است
!
به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و
به امید آزادی

Thursday, January 1, 2009

بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی

بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی در خصوص جنایات غزه
چهارشنبه 11 دی1387 - 31 دسامبر 2008
بسمه تعالی
بی شک دیدن صحنه های جنایات صورت گرفته در غزه دل هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد. یورش بی سابقه رژیم اسرائیل به مردم بی دفاع و به خاک و خون کشیدن ایشان نمایی از یک جنایت وحشتناک در قرن حاضر می باشد. این یورش ها در حالی صورت می گیرد که حکومت های کشورهای به اصطلاح اسلامی فقط نظاره گر این جنایات می باشند بدون اینکه اقدام عملی و نجات بخشی در این خصوص به انجام رسانند. مشاهده این وقایع انسان را به یاد جنایات رژیم متجاوز و اشغال گر ارمنستان در قره باغ آذربایجان در سالهای گذشته می اندازد که به مراتب هولناک تر از غزه بود. در این جنایات نیز نیروهای ارمنستان با حمایت و تجهیز کشور روسیه و دول غرب اقدام به نسل کشی مسلمانان شیعه در آنسوی ارس کرد. متعاقب این حمله ها هزاران نفر از مردم بی پناه و بی دفاع علی الخصوص زنان و کودکان توسط نیروهای ارمنستان قتل و عام شده و اراضی و شهرها و روستا های آنها اشغال شد. در این جنایات نیز کشورهای اسلامی، کوچکترین عکس العملی را در مقابل این نسل کشی مسلمانان از خود نشان ندادند. چنین برخوردهایی از طرف هر کشور مدعی حکومت اسلامی نشانگر سیاسی کاری و فریب کاری حکومت های آن بوده و ادعای آن در دفاع از منافع مسلمانان قابل ارزش گذاری نبوده و نیست
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ضمن اعتراض به جنایات صورت گرفته بر علیه مسلمانان در غزه خواستار تلاش واقعی کشورهای عضو سازمان ملل علی الخصوص کشورهای مسلمان در راستای توقف این جنایات می باشد. همچنین مجمع ابراز می دارد برخورد گزینشی کشورهای اسلامی با منافع مسلمانان بخصوص در مسئله قره باغ که نزدیک به بیست سال از آواره شدن بیش از یک میلیون نفر از مردم مسلمان آن گذشته و عبادتگاههای آنها (مساجد) توسط ارمنیان به طویله تبدیل گشته و مورد شدیدترین اهانتها قرار گرفته، کاملا سؤال برانگیز بوده و خواستار برخورد شفاف این کشورها بخصوص ایران با منافع مسلمانان جهان هستیم. بدون شک مسئله قره باغ به سان جنایات غزه یک لکه ننگی در چشمان کشورهای داعی مسلمانی در جهان می باشد که به هیچ عنوان از اذهان ملتهای آزاده پاک نخواهد شد.
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ۸۷/۱۰/۱۰
http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=5456

Wednesday, December 31, 2008

Tuesday, December 30, 2008

صمد وورغون

صمد وورغون
ايران ايرتيجاعچيلارى آذربايجان ديلينده اولان كيتابلارى وحشيجه سينه يانديريرلار
مرتجعين ايران، كتابهاى آذربايجانى را با وحشيت به آتش كشيدند
جللاد! سنين قالاق قالاق يانديرديغين كيتابلار
مين كمالين شؤهرتى دير، مين اوره يين آرزيسى
بيز كؤچه ريك بو دونيادان، اونلار قالير ياديگار
هر ورقه نقش اولونموش نئچه اينسان دويغوسو
...مين كمالين شؤهرتى دير، مين اوره يين آرزيسى
!يانديرديغين او كيتابلار آلوولانير... ياخشى باخ
....او آلوولار شؤعله چكيب شفق سالير ظولمته
شاعيرلرين نجيب روحو مزاريندان قالخاراق
آلقيش دئيير عئشقى بؤيوك، بير قهرمان ميللته.
او آلوولار شؤعله چكيب شفق سالير ظولمته
جللاد! منيم ديليمده دير باياتيلار، قوشمالاردئ
اونلارى هئچ دويدومو سنين او داش اوره يين؟
....هر گرايلى پرده سينده مين آنانين قلبى وار
هر شيكسته م اؤولادى دير بير موقددس ديله يين
دئ اونلارى هئچ دويدومو سنين او داش اوره يين؟
!سؤيله سن مى خور باخيرسان منيم شئعير ديليمه؟
قوجا شرقين شؤهرتى دير فوضولى نين غزلى
سن مى «ترك خر» دئييرسن اولوسوما، ائليمه؟
....داهيلره سود وئرميشدير آذربايجان گؤزه لى
قوجا شرقين شؤهرتى دير فوضولى نين غزلى
جللاد! يانيب اود اولسا دا، كوله دؤنمه ز آرزيلار
طبيعتين آنا قلبى قول دوغماميش اينسانى
هر اوره يين اؤز دونياسى بير سعادت آرزيلار
قانلار ايله يازيلميشدير هر آزادليق دستانى
!طبيعتين آنا قلبى قول دوغماميش اينسانى
....ازل باشدان دوشمنيمدير اوزو موردار قارانليق
هر تورپاغين اؤز عئشقى وار، هر ميللتين اؤز آدى
!كاييناتا ده ييشمه رم شؤهرتيمى بير آنليق
منم اودلار اؤلكه سينين گونش دونلو اؤولادى
!هر تورپاغين اؤز عئشقى وار، هر ميللتين اؤز آدى
نه دير او دار آغاجلارى، دئ، كيملردير آسيلان؟
اويونجاق مى گلير سنه وطنيمين حاق سسى؟
دايان!... دايان!... اوياق گزير هر اوره كده بير آسلان
بوغازيندان ياپيشاجاق اونون قادير پنجه سى
اويونجاق مى گلير سنه وطنيمين حاق سسى؟
جللاد! سن مى، دئ، قيريرسان فداييلر نسلينى؟
ميللتيمين صاف قانى دير قورد كيمى ايچدييين قان
زامان گلير... من دويورام اونون آياق سسينى
شهيد لرين قييام روحو ياپيشاجاق ياخاندان
! ..ميللتيمين صاف قانى دير قورد كيمى ايچدييين قان
بير ورقله تاريخلرى، اوتان منيم قارشيمداآ
نام تومريس كسمه دى مى كئيخوسرووون باشينى؟
كوراوغلونون، ستتارخانين چلنگى وار باشيمدا
نسيللريم قويماياجاق داش اوستونده داشينى
آنام تومريس كسمه دى مى كئيخوسرووون باشينى؟
سور آتينى، دؤرد نالا چاپ! مئيدان سنيندير ... آنجاق
من گؤروره م آل گئيينيب گلن باهار فصلينى
قوجا شرقين گونسشى دير يارانديغيم بو تورپاق
من يئتيرديم آل بايراقلى اينقيلابلار نسلينى
!من گؤروره م آل گئيينيب گلن باهار فصلينى
١٩٤٧- ١٣٢۵

Thursday, December 11, 2008

شهناز غلامی

آی مرغ گرفتار ، بمانی و ببینی آنروز مبارک که در عالم قفسی نیست

گفت و گو با محمدعلي دادخواه: شهناز غلامي بدون وکيل در زندان است
اودگون(چهارشنبه) ۲۰ آذر ۱٣٨۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۰٨
محمدعلي دادخواه، وکيل دادگستري، در مصاحبه با روز تاکيد مي کند شهناز غلامي فعال آذربايجاني، که يک ماه از ‏بازداشت وي مي گذرد، هم اکنون وکيل ندارد و با توجه به فوت همسر و کوچک بودن فرزندش، کسي نمي داند از چه ‏راهي بايد به وي از نظر حقوقي کمک رساند. ‏
دادخواه مي گويد: بنده در دور جديد بازداشت خانم غلامي، وکالتي از طرف خودايشان يا خانواده شان ندارم و براي پي ‏گيري حقوقي پرونده اين وکالت بايد از سوي خانواده يا خود موکل، داده شود. اما در خصوص پرونده قبلي که در دادگاه ‏انقلاب تبريز مطرح بود وکيلشان بودم. ‏
وي با اشاره به کيفرخواستي که از سوي دادگاه انقلاب تبريز صادر شده بود خاطرنشان مي کند: اتهام اقدام عليه امنيت ملي ‏و نشر اکاذيب از طريق حضور در راهپيمايي ها و مقاله هاي متعددي که برخي از آنها منتشر شده، برخي در وبلاگ نوشت ‏بوده و برخي نيز اصلا منتشر نشده بود (و ماموران از خانه ايشان جمع آوري کردند)، به ايشان وارد شده بود. همچنين ‏دادگاه نسبت به همکاري با نهضت آزادي و نيز گروه هاي تجزيه طلب تاکيد داشت.‏
محمدعلي دادخواه با اشاره به اساسنامه نهضت آزادي که اعتقاد به تماميت عرضي ايران دارد، جمع اين دو اتهام را غير ‏ممکن دانست و آن را مردود تلقي کرد. ‏
اين عضو کانون مدافعان حقوق بشر همچنين با اشاره به اينکه شهناز غلامي داراي دختر ده ساله اي است که سرپرستي جز ‏مادر ندارد، مي افزايد: رسالت دستگاه قضا انتقام گيري يا تنبيه نيست. بلکه اجراي عدالت و انصاف است. بنابراين رعايت ‏حقوق عمومي در هر پرونده انتظاري است که از اين دستگاه مي رود. در مورد ايشان نيز جهت جلوگيري از هزاران آسيب ‏اجتماعي که دختر ده ساله اش را تهديد مي کند، که هم از داشتن نعمت پدر محروم است و هم اينک مادرش در بازداشت به ‏سر مي برد، بايد چاره ديگري انديشيده شود. به نظر من با
هر قرار ديگري دادگستري مي تواند ايشان را آزاد کرده و اگر ‏ضرورتي تشخيص داد، به دادگاه فرا بخواند.‏
شهناز غلامي وب نگار، روزنامه نگار و عضو انجمن روزنامه نگاران زن (رزا) است که در تاريخ 19 آبان ماه امسال ‏بازداشت شد و هم اکنون در زندان تبريز به سر مي برد. وي همچنين از سال 1368 تا 1373 به مدت پنج سال زنداني ‏سياسي، بود، در مرداد86 نيز يک ماه را در بازداشت به سر برد و در شهريور ماه 87 حکم شش ماه حبس تعزيري به وي ‏ابلاغ شد.‏ شهناز غلامي مقاله هاي متعددي در مورد حقوق زنان و نابرابري هاي جنسيتي منتشر کرده و سازمان گزارشگران بدون ‏مرز در تاريخ يکم آذرماه87 با انتشار بيانيه اي دستگيري وي را محکوم نموده است. ‏
بسياري از فعالان زن تاکنون به نحوه دستگيري وي و خشونتي که با بازداشت وي به دختر ده ساله اش که از داشتن پدر نيز ‏محروم است روا شده، اعتراض کرده اند. ‏
شهناز غلامي چندي پيش در يکي از مقاله هايش نوشته بود: من بعنوان يك ‍ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي ‏و حقوق و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و... تلاش مي كنم، با ‏وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. ‏اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم ‏گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم. ‏
*********************************************************

Thursday, December 4, 2008

شهناز غلامی

متن خبر

تشکیل کمیته دفاع از حقوق شهناز غلامی فعال آذربایجانی حقوق زنان
اودگون(چهارشنبه) ۱٣ آذر ۱٣٨۷ - ٣ دسامبر ۲۰۰٨
شهناز غلامی ، روزنامه نگار فعال آذربایجان جنوبی از تاریخ 9 نوامبر توسط مامورین اطلاعات بازداشت شده و از آن تاریخ تا کنون هیچ خبری از ایشان در دسترس نمیباشد. برهمین اساس ضرورت ایجاد یک کمیته موقت جهت دفاع از این زندانی سیاسی حس شده و کمیته مزبور را تشکیل می دهیم:
ما امضا کنندگان ذیل کلیه هموطنان علاقمند را به حرکت در این راستا دعوت مینمائیم:
بیائید با در نظر گرفتن شرایط شهناز غلامی به سرنوشت او بی تفاوت نباشیم وهر آنچه میتوانیم جهت آزادسازی او انجام دهیم.

فرحروز رنجبر, سوئد
انصافعلی هدایت, کانادا / چنگیز گوی تورک, فنلاند / صمد نیکنام , سوئد
شاهین استاجلو, دانمارک / کشاهرخ مظهري, انگلستان / بابک آذری, سوئد
اسد صادقی, سوئد / النور التورک, آذربایجان
مناف سببی, سوئد هماهنگ کننده کمیته 3591315-70-0046



یونسکو 2009 دونیا آنا دیلی گونو پوستری اوچون یاریشما آچیب

یونسکو 2009 دونیا آنا دیلی گونو پوستری اوچون یاریشما آچیب
پنج‌شنبه ۱۴ آذر ۱٣٨۷ - ۴ دسامبر ۲۰۰٨
اویرنجی نیوز: یونسکو سازمانی 2009 دونیا آنا دیلی گونونون پوستری اوچون بیر یاریشما باشلادیبدیر. بو یاریشما دا 2009 دونیا آنا دیلی گونو اوچون گرافیست و طراحلاردان ایسته نیر کی او گونه اویغون بیر پوستر حاضیرلاسینلار. بو یاریشمایا اوچون سون گون 19 ژانویه دیر. داها آرتیق بیلگی اوچون آشاغیداکی لینکه باخا بیلرسیز:
http://www.design21sdn.com/competitions/17
فوریه نین 21 هر ایل دونیا آنا دیلی گونو مناسبتی ایله دونیانین بیر چوخ یئرینده قوتلانماقدادیر

Saturday, November 29, 2008

قدم نورسیده مبارک است


تبریز:جریمه 1000 تومانی برای هرجمله تورکی در دانشگاه آزاد تبریز
اخیرا یک استاد دانشگاه آزاد تبریز در گروه معماری برای دانشجویانیکه یک کلمه به تورکی صحبت کنند ۲۵۰ تومان و برای دانشجویانیکه یک جمله تورکی بکار ببرند ۱۰۰۰ تومان جریمه نقدی تعیین کرده است
خانم مریم سینگری استاد گروه معماری دانشگاه آزاد تبریز با این توجیه که دانشجویان تورک بایستی خود را برای ارائه کنفرانس به زبان فارسی آماده نگه دارند، برای آن دسته از دانشجویانیکه تورکی حرف بزنند جریمه نقدی تعیین کرده است. این استاد دانشگاه در کلاس ۴۱۱ و در درس تاریخ تحلیل فضای شهری که چهارشنبه ها قبل از ظهر و در ساختمان علامه امینی این دانشگاه برگزار می گردد، در چندین مورد بر این ایده خویش تاکید نموده است. بنا به گزارش منابع نزدیک به اویرنجی این خانم خود اصلیتا تبریزی و تورک زبان می باشد.
ظاهرا این خانم محترم که سفرهای زیادی هم به کشورهای اروپائی داشته است، فرصتی برای دیدن کشورهای چندزبانه که در آن حتی سه زبان رسمی نیز وجود دارد نداشته است.
خانم مریم سینگری در حالی صحبت از صندوق جریمه به میان آورده است که اعلامیه جهانی حقوق زبانی در مواد زیر به صراحت به حق تحصیل و تکلم به زبان مادری تاکید نموده است.
ماده ۲۹: هر کس محق است که از تحصیل آموزش به زبان خاص سرزمین خود که در آنجا ساکن است

زبا نیاخاکی) برخوردار گرد.)
ماده۴۷: همه جمعیتهای زبانی حق دارند که کاربرد زبان خویش در همه فعالیتهای اجتماعی-اقتصادی در سرزمینهای خود را نهادینه نمایند.
ماده۴۸: هیچ ماده ای نمی تواند کاربرد زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) را محدود و یا ممنوع کند.
سیاست اخذ جریمه برای دانش آموزان تورکی در آذربایجان مسبوق به سابقه است. بطوریکه محسنی رئیس فرهنگستان آذربایجان در زمان رضا شاه می گفت: هر کس تورکی حرف میزند افسارالاغ بر سر او بزنید و او را به آخور ببندید. ذوقی هم که بعد از محسنی به آزربایجان آمد، دستور داد صندوق جریمه تورکی حرف زدن در دبستان ها گذاشته شود تا هر طفل دبستانی آزربایجانی که تورکی صحبت میکند جریمه شود. اما با گذشت چند دهه وسقوط رژیم پهلوی، اینبار نه در دبستان های آزربایجان، بلکه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز برای دانشجویان صندوق جریمه توسط یک استاد اهل تبریز گذاشته می شود

http://www.solgunaz.com/از سایت
قابل توجه آنهائی که انتظار تلویزیون سرتاسری به زبان تورکی از زبان آقای ..یا آموزش زبان تورکی از قول فلان نماینده مجلس دارند ،حق گرفتنی است ملت تورک آذربایجان به گرفتن این حق مصمم است

Friday, November 28, 2008

اطلاعیه




اطلاعیه سازمان عفو بین الملل در خصوص چهار تن ازفعالان
مدنی آذربایجانی بازداشت شده در یک مراسم افطا ری

ساوالان سسی: سازمان عفو بين الملل، روز سه شنبه ۲۵ ماه نوامبر، با انتشار اطلاعیه ای به تشریح آخرین وضعيت ۴ تن از ۱۹ آذربایجانی - روزنامه نگار، استاد دانشگاه و شاعر که ۲۰ شهريور(۱٠سپتامبر)، امسال در یک مراسم افطاری در تهران دستگیر شده بودند، پرداخته است.متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است:ایران:- عليرضا صرافي مهندس عمران، روزنامه نگار و فعال فرهنگي ؛- حسن راشدي، مهندس، نويسنده و سخنران؛- سعيد محمدي موغانلي، شاعر و روزنامه نگار؛- مهدي نعيمي، شاعر و مدرس دانشگاهفعالان آذربایجانی ايرانی عليرضا صرافي، حسن راشدي، سعيد محمدي موغانلي و مهدي نعيمي روز ۸ نوامبر پس از سپردن وثيقه ای معادل ۲۵۰۰۰۰ دلار آمريکا براي هر يک تا روز محاکمه آزاد شده اند. قبل ازاینکه آنان به قيد وثيقه آزاد شوند، متهم به "اقدام بر عليه امنيت ملي" شده اند. هنوز تاريخي براي محاکمه آنان معين نشده است.عليرضا صرافي، حسن راشدي، سعيد محمدي موغانلي و مهدي نعيمي از زمان دستگيري در روز ۱۰ سپتامبر، در زندان انفرادي بخش ۲۰۹ زندان اوين نگهداري ميشدند اما نزديک به پايان دوره زندان خود، اجازه يافتند روزانه تا ۳۰ دقيقه به خارج از سلول بيايند. آنان در طول دوره بازداشت به وکيل دسترسي نداشتند و تا روز ۱۳ اکتبر اجازه نیافتند تا با اعضاء خانواده خود ملاقات نمايند اما پس از اين تاريخ به آنان اجازه ملاقات تقريبا هفتگي داده شد. انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان (آداپ)- مستقر در ونکوور کانادا، گزارش داده که هر چهار نفر در معرض شکنجه و بد رفتاري از جمله شامل کتک و فشار هاي رواني بودند. عليرضا صرافي در زماني که در بازداشت بود بمنظور اعتراض به نحوه رفتار با وي و همچنين به خاطر اينکه مقامات تهديد کرده بودند که همسر وي را نيز دستگير کنند، دست به اعتصاب غذا زده بود.اطلاعات تکميلي در مورد 269/08(MDE 13/141/2008, 22 September 2008) و بیانیه تکمیلی (MDE 13/158/2008)- نگراني از شکنجه و ديگر انواع بد رفتاري/ بازداشت انفرادياطلاعات پیش‌زمینه:آذربایجانیها که عمدتا شیعه ميباشند بصورت بزگترین اقلیت قومی در ایران شناخته شده و اين نظر عموما هست که ۲۵ الی ۳۰ در صد جمعیت ایران را تشکیل میدهند. آنها عمدتا در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و اگر چه بطور کلی در جامعه ایران بخوبی جذب شده اند، اما در سالهای اخیر بطور فزاینده ای حقوق فرهنگی و زبانی مانند حق تحصیل بزبان ترکی آذربایجانی، که معتقدند در قانون اساسی ایران آمده است، و همچنین حق تجلیل از میراث فرهنگی و تاریخی خود را مطالبه کرده اند.با تشکر زياد از همه آنها که درخواست فرستادند هيچ گونه اقدام ديگري لازم نيست. عفو بين الملل همچنان وضعيت آنان را تحت نظر داشته و در صورت ضرورت دست به اقدام دیگر خواهد زد.

Saturday, November 15, 2008

عباس لسانی

اطلاعیه سازمان عفو بین الملل: آخرین وضعیت «عباس لسانی»، فعال مدنی آذربایجانی
سازمان عفو بین الملل، با انتشار اطلاعیه ای به تشریح آخرین وضعیت عباس لسانی پرداخته است
۲۴ آبان ۱٣٨۷ - ۱۴ نوامبر ۲۰۰٨
سازمان عفو بین الملل روز پنج شنبه ۱۳ ماه نوامبر، با انتشار اطلاعیه ای به تشریح آخرین وضعیت عباس لسانی از فعالان مدافع حقوق آذربایجانیها در ایران، پرداخته است. متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است: نوامبر ۲۰۰۸ زندانی عقیده/شکنجه - ایران عباس لسانی – فعال آذربایجانی زندانی عقیده، عباس لسانی، پس از تحمل سی ماه زندان ناشی از دو مجازات پی در پی خود، روز ۲۹ اکتبر ۲۰۰۸ از زندان یزد واقع در مرکز ایران آزاد گردید. عباس لسانی فعال برجسته مدافع حقوق اقلیت آذربایجانی های ایران، به دلیل مشارکت در تظاهرات آذربایجانی ها در ماه مه ۲۰۰۶ ( خرداد ۱۳۸۵) در زادگاه خود اردبیل، محکوم به ۱۸ ماه زندان و ۵۰ ضربه شلاق شده بود. این تظاهرات برای اعتراض به کاریکاتور منتشره در یک روزنامه ایرانی بود که به نظر خیلی از آذربایجانی ها توهین آمیز بود. محکومیت وی در اکتبر ۲۰۰۶ در مرحله استیناف تائید گردید. مجازات شلاق در مورد وی به مورد اجرا در نیامده است. محکومیت دوم عباس لسانی که برای یک سال زندان بوده و در ماه اوت ۲۰۰۶ صادر و بعدا در مرحله استیناف تائید گردیده بود، در ارتباط با شرکت وی در یک تجمع مسالمت آمیز فرهنگی در قلعه بابک در سال ۲۰۰۳ بود. در آوریل ۲۰۰۸ وی همچنین توسط دادگاهی در تبریز، شمال غرب ایران، به جریمه ای برابر با پنجاه هزار تومان (معادل ۱۲۵،۵۰ دلار آمریکا) محکوم گردید. اتهام وی "برهم زدن نظم عمومی" در جریان تجمع دیگری در تبریز در ماه ژوئن ۲۰۰۵ بود. در طول مدت زندان، عباس لسانی به چندین مورد اعتصاب غذا از جمله در اعتراض به انتقال وی به زندان یزد و سوء رفتار با وی اقدام نمود. بدنبال آن وی از امتیاز مرخصی موقت از زندان که در سیستم ایران معمول است محروم گردید. در هفتم اکتبر ۲۰۰۸، عباس لسانی به دفتر اداره اطلاعات در یزد برده شده و بمدت ۱۰ ساعت در خصوص برنامه های وی پس از آزادی از زندان مورد بازجوئی قرار گرفت. چند روز مانده به آزادی وی، دادستان کل و اداره اطلاعات اردبیل خانواده عباس لسانی را تهدید کردند که اگر وی در هر گونه رویداد و حرکتی در هر شهر آذربایجان شرکت نماید مجددا دستگیر خواهد شد. هیچ گونه اقدام دیگری لازم نیست. با تشکر زیاد از همه آنها که درخواست فرستادند.

Wednesday, November 12, 2008

شهناز غلامی، روزنامه تگار وفعال حقوق زنان در آذربایجان بازداشت شد

بازداشت شهناز غلامی

براساس گزارشات رسیده از تبریز، "شهناز غلامی" روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، یکشنبه ۱۹ آبان در منزل شخصی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است.نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند گفتنی است، شهنازغلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود

Wednesday, November 5, 2008

اجازه بی اجازه

اجازه پدر یا شوهر برای حیات و مرگمان- آذربایجاندا قادین سسی
آراگون(يکشنبه) ۱۲ آبان ۱٣٨۷ - ۲ نوامبر ۲۰۰٨
شرط اجازه ی پدر برای ازدواج دختر، اجازه ی شوهر برای خروج از کشور، اجازه ی شوهر برای اشتغال، اجازه ی پدر یا شوهر برای درمان و امروز اجازه ی کتبی پدر یا شوهر برای تحصیل در خارج از محل سکونت. این
!!طومار اجازه ها به کجا خواهد انجامید؟! و لابد فردا اجازه ی پدر یا شوهر برای حیات و مرگمان
استدلال این است: زن موجودی ضعیفه و احساساتی است که توانایی تصمیم گیری برای آینده و سرنوشت خویش را ندارد و قادر به تشخیص صلاح خود نیست و این کسب اجازه ها طرحی است برای حمایت از این قشر ناتوان. در این مواقع لفظ حمایت را چه استادانه و زیرکانه به کار می برند برای سرپوش نهادن بر هدف کنترل و اعمال قدرت خود بر زنان و دختران. آیا این شرط اجازه ها راهی نیست بر هرچه بیشتر قرار گرفتن زنان و دختران در زیر لوای تسلط و اراده ی مردان؟ و نوشین احمدی چه شایسته آن را نام می نهد: « زنان زیر سایه ی پدرخوانده ها»
شرط اجازه ی کتبی پدر یا شوهر برای تحصیل در غیر محل سکونت را با هدف رفع مشکلات عدیده ی موجود برای دختران دانشجو و جلوگیری از آثار سوء اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توجیه می کنند و اما به راستی کدامین مشکلات عدیده؟! و اگر چنین است چرا به جای ارائه ی راه حل برای رفع این مشکلات، با مطرح کردن اجازه ، سعی در پاک کردن صورت مسئله دارند؟
آیا مشکلاتی که البته بدون ذکر آثار سوء شان عنوان می کنند به دلیل ماهیت جامعه ی مردسالار نیست؟ آیا مسائلی که دختران دانشجو چه در دانشگاه های محل سکونت و چه غیر محل سکونت با آن مواجه می شوند به خاطر روند جامعه پذیری در جامعه ای مردسالار که از همان ابتدا آنها را شخصیتی وابسته بار می آورد، نیست؟نکته ی قابل توجه این است که اگر دختران ما تجربه ی مستقل بودن داشتند و اجازه ی تصمیم گیری به آنان داده می شد آیا هرگز چنین مشکلاتی وجود می داشت که اکنون برای حلش، آنان را از حق تحصیل دور از خانواده باز دارند؟
بعد از سهمیه بندی جنسیتی در کنکور، این طرح شیوه ای جدید برای محصور کردن دختران و زنان در چارچوب قوانین نابرابرانه، راهی نو برای تحمیل اراده و خواست مردسالاران بر آنان، محدود کردن حق تحصیل آنان و در واقع مبارزه با مشکلات عدیده ای است که استقلال زنان برای جامعه ی مردسالارانه شان ایجاد می کند!زن مستقل که آزادانه برای خود بیندیشد، تصمیم بگیرد و عمل کند با الزامات مردسالاری سخت در تضاد است و این چیزی است که در برابرش می ایستند و برای ممانعت از تحققش تلاش می کنند.
و اما ارائه کنندگان ، امضا کنندگان و نیز تصویب کنندگان این طرح باید بدانند که نه تنها جنبش زنان بلکه تمامی زنان، مردان، خانواده ها و اقشار آگاه در برابر این به ظاهر دلسوزی هایشان که در واقع به کنار گذاشتن زنان نه فقط از عرصه های تصمیم گیری عمومی بلکه حتی کوتاه شدن دست آنان از تصمیم گیری در عرصه ی خصوصی زندگی شان می انجامد، خواهند ایستاد و برای تحقق آزادی و استقلال زنان جامعه ی ایرانی خواهند کوشید
http://www.qadinsesi.blogfa.com/

Monday, November 3, 2008

بدبختی ما از راستگرایی است

آخرین بازماندگان جناح چپ در حرکت ملی آذربایجان به دنبال چه هدفی هستند؟؟
علیار کامران
بر همگان واجب است که با هوشیاری و آگاهی ازماهیت این بازماندگان با شناسائی این ویروس های مستعد سرایت در برخی شرایط حساس از واگیرداری آنها جلوگیری کنیم و فرزندان ملت آذربایجان را از شر این تفکر واهی واکسینه نمائیم.و اجازه ندهیم از نام و نشان حرکت ملی آذربایجان سوء استفاده کنند و کارها و نقشه هائی که اربابان این اندک بازماندگان بد فطرت بر حرکت ملی آذربایجان می کشند جلوگیریکنیم. با این وجود نیازی به معرفی به نام از این اشخاص نیست کافی است که سابقه فعالیتی این نوکران بی فکر را مرور کنیم. و به یادداشته باشیم دشمن هر چند هم خوب و یا عاقل باشد باز در فطرت خود دشمن است
++++++++++++++++++++++++++++
بدبختی ما از راستگرایی است نه از جریان چپ، تاملی بر مطلب آقای علیار کامران- حمید رضا عسگری نژاد
دوشنبه ۱٣ آبان ۱٣٨۷ - ٣ نوامبر ۲۰۰٨
asgarinezhad@yahoo.com
فرزندان چپ آخرین بازمانده ها نیستند بل تازه در آغاز راهی پر پیچ و خم هستند تا ایران و آذربایجان را از دست ایادی راست و نوکران آمریکائی نجات دهند. امروز اگر آذربایجان و آذربایجانیان به مفاخرشان می نازند – که بنده هم یکی از آنانم – باید نگاهی به همان تاریخی داشته باشند که شما گفته اید تا ببینید که چند درصد همین مفاخر آذربایجانی از تبار چپ ها هستند و هرگز در برابر ابر قدرتی چون آمریکا و رژیم های سرمایه داری کثیف دنیا سر فرو نیاوردند و مردانه ایستادند تا سرمایه داری جهانی چون پشه ای گرسنه خون مردم فریب خورده به دست راستی ها را نمکند.
امروز هر بدبختی که گریبان جهان و جامعه ما را گرفته از دست همین دست راستی هائی است که مشغله شان روز و شب برای فزونی جیب های مبارکشان است تا پا بر گرده ملت نهیب و بدبخت گذاردند و خود را بر عرش کبریا رسانند تا با نام مذهب شیره های دنیا را در کوزه های پلاسیده خود جمع کرده و از سر مردم بیچاره سرریز کنند.
آقای علیار کامران! کاش می گفتید تا حالا چه گلی بر سر این ملت زده اید که پس از این می خواهید این گلها را به تاج گل تبدیل کنید. این که در حرکت ملی آذربایجان برای همگان باز است یا نه خود جای بحث دارد. اما بگذارید امروز که فرزندان چپ "ویروس وار" به این حرکت چسبیده اند ویروس های خود را پخش کنند و دست راستی های عزیز نیز ویروس های خود را بپراکنند و هم آنتی ویروسهایشان را تا ببینید که ملت بزرگ و با شعور آذربایجان باری دیگر فریب راستان را نخواهند خورد.به جای این که امروز به آغوش سرمایه داری جهان پناه ببرید، سعی کنید چهره مستقل خود را حفظ کنید تا آذربایجان بزرگ شرمسار تاریخی نشود که شما می خواهید رقمش بزنید البته اگر توانش را داشته باشید. "بر همگان واضح است در چندین سال پیش در برخی از نقاط دنیا تفکراتی موسوم به چپ دراین جهان سوم حکمرانی می کرد که مدت زمانی طول نکشید که ماهیت این تفکرآشکار شد. و اکثرا هرکس که در جریان این تفکر واقع شد و واقعیت را درک کرد اولین سعی و تلاش اش – مخصوصا آذربایجانیان – دوری جستن از این تفکر بود. البته اندک انسان نما هائی بودند که این تفکر را قبول کرده بودند.که این انسانها با این تفکراتشان برای اذربایجان
غیر از فلاکت ,بدبختی و شرمندگی ثمره و حاصل دیگری نداشت."
این عین گفته شماست. مرحمتی بفرمائید و برای گفته بالایتان سندی ارائه دهید تا ببینیم از چه زمانی ماهیت این تفکر آشکار شد و از چه زمانی بیشتر آنان که ماهیت این تفکر را درک کرده بودند – مخصوصا آذربایجانیان – از این تفکر دوری جستند؟ من چه باید بگویم به شما که چپ ها را حیوانات انسان نمائی قلمداد می کنید که خود هیچ معنی و مفهومی از انسانیت نبرده اید که اگر غیر این بود امروز به خود اجازه نمی دادید عده ای را به خاطر داشتن تفکری خاص انسان نما قلمداد کنید، نه انسان. در ضمن لطفا توضیح دهید شما از کدامین بدبختی و فلاکت و شرمندگی سخن می گوئید که جریان چپ آن را به بار آورده است.
آیا بدبختی و فلاکت و شرمندگی بیشتر از آن که دست راستیان برای ملت بزرگ آذربایحان به بار آورده اند تا امروز در دنیا فیلم قمه زنی ملت فریب خورده به دست راستان را به نماش گذاشته و به مضحکه مان بگیرند؟
آیا بدبختی و فلاکت و شرمندگی بیشتر از آن که راستیان عزیز در دیگر جاها جلوس کرده بر تاج و تخت قدرت از فرط بی کاری نشستند و برایمان جک ساختند تا سیاست های کثیف و عقب مانده سرمایه داری را بر کرسی نشانند و ملتی را به جان هم اندازند؟
آیا بدبختی و فلاکت و شرمندگی بالاتر از آن که دست راستی ها بساط اعتیاد و بی سوادی و ناآگاهی را در جای جای مملکتمان گستراندند تا سرمایه های خود را افزونتر از قبل کنند؟
می شود زحمت بکشید و بگوئید کجا بودید زمانی که فرزندان چپ سینه ستبر کردند و در برابر رژیم دست راستی ایران در خون غوطه خوردند تا امروز حرکت ملی آذربایجان هم شکل گیرد؟
"خلاصه سعی و تلاش این اندک بازماندگان که شبیه مارهای خوش خط و نشان هستند در مرحله اول قرار گرفتن در بطن حرکت ملی آذربایجان است که در مراحل بعدی اجرای افکارشان می باشد. که غیر از مسموم کردن و منحرف نمودن و در حداقل ترین شرایط بد نام کردن حرکت ملی آذربایجان ثمره دیگری نخواهد داشت"
از کدامین مسمومیت و انحراف حرف می زنید؟ اگر مسمویت و انحرافی در حرکت ملی آذربایجان است نه از چپی ها که برخاسته از ناف راستی های عزیز است. برخاسته از برادران بسیجی و سپاهی است که با نفوذ در این گونه حرکت های خودجوش سمت و سوی این حرکت ها را به آنجا می برند که خود می خواهند و چه جریان ها و چه افراد خوشنامی که در این مدت سی ساله حکومت مذهب بر ایران به مصادره نرفته و جریان راست کثیف آنها را از آن خود نکرده است. نکند زبان لال و خدای ناکرده شما هم از آنهایید که این
گونه از حضور جریان چپ در حرکت ملی آذربایجان برآشفته اید؟!
من با اعتقاد و ایمان به هویتم و با اعتقاد و ایمان به زبانم اما در هر وهله ای که باشم نخست انسان را می ستایم حال می خواهد چپ باشد یا راست اما آموخته ام که در برابر گستاخان گستاخ باشم و بی پروا و به همین دلیل از اتهامات ناروای شما و شمایان برآشفته و برخواهم آشفت تا در برابر گستاخیتان گستاخ باشم و در برابر بی ادبی شما نیز سکوت نخواهم کرد. در یک مطلب چند خطی دهها کلمه تحقیرآمیز و توهین آمیز به جریانی زده اید که دردشان جز آسایش و آگاهی مردم نیست حال اگر برخی جریانات موسوم به چپ مسموم هستند ولی حداقل این است که به مانند جریانات راست بی شرف نیستند.
کاش می شد برای دوستان فعال ایران مشکلی پیش نمی آمد و به طور علنی افکارشان را بیان می کردند تا شما می فهمیدید که چندین نفر از آنان دلبستگی شان و اعتقادشان به جریان چپی است که نه تنها مسموم و ویروس نیست که از سالم ترین و انسانی ترین جریان هاست
.
می گوئید در حرکت ملی آذربایجان به روی همه باز است. آیا اینگونه در این حرکت باز است که شما تعداد زیادی را با این نوشته هایتان از این حرکت می رانید؟ اینگونه معتقد به آزادی و دموکراسی هستید؟ اینگونه تعدد افکار را می پذیرید؟ چرا بر روی آتشی که حاکمیت ایران برافرخته بنزین می پاشید تا فرصتی دیگر به آنها دهید که اینبار فرزندان آذربایجان را به جرم چپ بودن روانه مسلخگاه اوین و رجائی شهر و کوفت و زهرمار کنند.
تا کی می خواهید به این افکارتان ادامه دهید تا هرگز نتوانیم دست در دست هم در برابر ظلم و استبداد خودکامگان صف آرایی کرده و حق به یغما رفته مان را از آنها باز ستانیم.
شما را به دین و ایمانتان دست از این بچه بازیها بردارید و برای یکدلی و همراهی همقسم و هم قدم شوید با آنانی که می خواهند برای حق از دست رفته مان گامی بردارند.
نگاهی به اخبار منتشر شده در رابطه با حرکت ملی آذربایجان بیندازید تا به شما ثابت شود که همین جریانات موسوم به چپ تا چه حد در پوشش این اخبار همت گمارده اند و در عوض چند جریان موسوم به راست نه تنها از کوچکترین پوششی دریغ کرده اند که هم راستا با حاکمیت ایران حکم قتل این جریان را صادر کرده اند و اگر جریان راستی چون صدای آمریکا و امثالهم اقدام به پوشش اینگونه اخبار کرده اند نه از روی اعتقاد به این جریان که برای پیشبرد اهداف خود کوشیده اند.
عجیبتر این که وقتی آخرین پاراگراف مطلبتان را می خواندم هی چیزی در گوشم زمزمه می کرد و آن این که چقدر این ادبیات آشناست؛ یادم افتاد که من این ادبیات را در زمانی که در ایران بودم هر جمعه از تلویزیون و از زبان آنهایی که در راس حاکمیت ایران هستند بارها و بارها شنیده ام و این شباهت چقدر مرا آزار می دهد وقتی می بینم از زبان شخصی جاری می شود که خود را داعیه دار حرکت خودجوش و مردمی آذربایجان می داند
.

Thursday, October 30, 2008

عباس لسانی فعال سیاسی سرشناس آذربایجانی آزاد شد

ساوالان سسی:عباس لسانی فعال مدنی سرشناس آذربایجانی امروز چهارشنبه هشتم آبانماه ماه پس از اتمام دوران محکومیت ۳۰ ماهه خود از زندان یزد آزاد شد در این میان لسانی ۱۶ مهر به وزارت اطلاعات یزد انتقال یافته و به مدت ۱۰ ساعت مورد بازجویی قرار گرفته بود، در بازجویی صورت گرفته که ماموران امنیتی اردبیل نیزحضورداشتند در مورد برنامه های وی پس از آزادی از زندان و بازگشت به اردبیل از وی بازجویی کرده بودند
به گفته خانواده لسانی مقامات امنیتی اردبیل چند ماه پیش به آنها اعلام داشته بودند که آقای لسانی باید بعد از آزادی از زندان یزد به یک شهر فارس نشین مهاجرت بکند، آنها تهدید کرده بودند در غیر اینصورت هر اتفاق و حرکتی در اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان روی دهد ما او را دستگیر و زندانی خواهیم کرد.
عباس لسانی درجریان تظاهرات اعتراض آمیز گسترده در شهرهای آذربایجان که در خرداد ۱۳۸۵ روی داد، بازداشت شد و به دو اتهام معاونت در تخریب و احراق (آتش زدن اموال عمومی) از طریق تشویق و تحریک مردم و همینطور مشارکت در اخلال در نظم عمومی محاکمه و به شانزده ماه زندان محکوم شد.
این حکم بعداً تشدید شد و به هجده ماه حبس و پنجاه ضربه شلاق تبدیل گردید، دادگاه تجدیدنظر هم سه سال اقامت اجباری در شهرستان طبس را به این مجموعه اضافه کرد که با اعتراض وکیل آقای لسانی، دیوان عالی کشور اقامت اجباری را حذف
کرد.
عباس لسانی هیجده ماه حبسی که در دادگاه عمومی اردبیل برایش تعیین شده بود را در زندان اردبیل به پایان برد اما چون از قبل با اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس در دادگاه انقلاب شهرستان کلیبر محکوم شده بود، بعد از اتمام دوره زندان در اردبیل به نزدیکترین زندان به شهرستان کلیبر، یعنی زندان شهرستان اهر منتقل شد.
در حالیکه حدود سه ماه ازدوران زندانش در زندان اهرسپری شده بود او را به زندان مرکزی شهرستان یزد انتقال دادند، نهادهای مدافع حقوق بشر بين المللی از جمله سازمان عفو بين الملل و همچنين نهادهای داخلی چون انجمن دفاع از حقوق زندانیان انتقال او به زندان یزد را اقدامی غیرقانونی دانستند.
این فعال مدنی، در زندان چند بار در اعتراض به آنچه رفتار تبعيض آميز مسئولان امنیتی و زندان نسبت به خود می دانست اعتصاب غذا کرد، و به او اجازه رفتن به مرخصی هیچ وقت داده نشد که این اوامر اعتراض گروههای مدافع حقوق بشر، از جمله سازمان عفو بين الملل را برانگيخت.
همسر آقای لسانی می گوید :«آنها نیز همواره در معرض فشارها بوده اند، او را به خاطر تماس با رسانه های خارجی و نهادهای بين المللی حقوق بشری چند بار احضار و مورد بازجویی قرار داده اند».
روز ١٠ سپتامبر، ماموران امنیتی ۱۹ آذربایجانی - روزنامه نگار، استاد دانشگاه و شاعر - را که در خانه ای در تهران برای برگزاری مراسم افطار جمع شده بودند دستگیر کردند. همسر و فرزندان عباس لسانی از زندانیان "سیاسی سرشاس آذربایجانی از جمله آنها بودند
آزادی این فرزند غیور ساوالان را به تمام آزادیخواهان بویژه خلق تورک آذربایجان مبارک باد

Tuesday, October 28, 2008

آزادی خون می طلبد


جاده و تردید. جاده و تردد مغزهای سیاه. جنایت از قبل طرح ریزی شده است وآنگاه تو غرق خون هویت و آزادگی می­شوی. شهید امانی بارقه­ی هویت تركی ما بود در شب سهمگین تهاجم و استحاله. من نگران وضعیت موجودم. نخبگان فكری و فرهنگی ما یا به زندان می افتند و یا زندان تن را رها كرده و بر آغوش مام وطن باز می گردند. و هر دوی اینها همانگونه كه قبلاً نیز هشدار داده­ام از قبل طراحی شده­اند. اما موضوع مهم این است كه در چنین شرایط سهمگین، گذر و گذار فعالان آذربایجان در این مهلكه­های مسلط و وحشتناك چگونه باید باشد؟ این سوالی است كه تامل همگانی را می طلبد.
من اشك­های عباس لسانی را از پشت سیم­های مرموز تلفن شنیدم. اندوه ایل و قبیله من این بار سنگین تر از هر برهه­یی است. ما نتوانستیم به او بگوییم كه امانی شهید شده است. و جهان در سكوت بیراهه خویش می رقصد. سهم ما از این جدال نا برابر همین است. یا زندان یا مرگ. و این بار وطن و زبان و فرهنگ هزینه سنگینی می طلبد. هدف فرهنگ مهاجم این بار آشكارا رژه می رود.
حذف نخبگان هویت، تزریق تدریجی ترس بر رگان نسل جدید هویت، و ... دوره سیاه سركوب آزادی طلبان فرارسیده است. و امانی اولین نخبه شهید ما در راستای این تفكر وحشتناك می باشد. اینجانب ضمن دعوت دوستان برای چاره اندیشی در خصوص این تفكرات فاشیستی لازم است هشدار دهم كه در صورت عدم انسجام فكری و عملی ضربات سهمگینی را متحمل خواهیم شد. بنده به نوبه خویش شهادت مهندس امانی را به خانواده آن عزیز، به مردم آذربایجان و به دوستان و فعالان صدیق هویت و فرهنگ تركی تسلیت گفته و تداوم راه آن شهید عزیز را خواهانم.

با احترام
محمد رضا لوائی
5/8/1387

Wednesday, October 15, 2008

ملت تورک آذربایجان فرزندان خود را فراموش نمی کند

فراموش شدگان چه کسانی هستند؟- سید حیدر بیات
سه شنبه، 23 مهر 1387، 14 اکتبر 2008
یادش بخیر! زمانی که نوجوان بودم در دوران انتخابات حتی گاهی از درس و مشقم می زدم تا در ستاد کاندیدا یاکاندیداهای محبوبم حاضرشوم.اما اکنون اگر کسی بپرسد نام نمایندگان شهری که در در آن زندگی می‌کنی چیست؟ حتما باید به حافظه‌ام فشار بیاورم. در میان وزیران تنها نام آقایان متکی، دری نجف‌آبادی و دکتر کردان را می‌دانم. اما شاید بدتر از همه این است که امروز در سایت تابناک خواندم وزیر رفاه گفته است: كسي كه درآمدش پايين است، فقير نيست؟! و تابناک این سخن ایشان را نقد کرده است.صرف از نظر از اینکه این سخن درست است یا نه، برای من چیز دیگری جالب بود. ما از کی وزارت رفاه داریم؟ این وزارتخانه جایگزین چه وزارتخانه‌ای شده است. اصلا در کابینه ایران چند وزیر زندگی می‌کنند!؟ همه اینها چیزهایی هستند که من نمی‌دانم.کسی نبوده‌ام که از صحنه فرهنگ و سیاست بخصوص در بخش رسانه‌ای آن غایب باشم اما اینکه چرا این همه نسبت به کابینه دولت ایران و اسامی مربوط به آن بی‌تفاوت بوده‌ام خود سوالی است که باید دولتمردان به آن پاسخ بدهند.شاید زمانی که دولتمردان مردم را فراموش می‌کنند و در دوران وزارت و وکالت آنها، بهترین فرزندان آذربایجان و سایر نقاط ایران به خاطر فعالیتهای بسیار محتاطانه مدنی و قانونی قید آرامش و امنیت را میزنند، مردم نیز دولتمردان را فراموش می‌کنند.آری، نمی‌دانم چند وزیر در کابینه وجود دارند. اما هر لحظه نام صرافی، راشدی، موغانلو، نعیمی، لسانی، عظیمی، آرغیش، رحیمی بیات، رشیدی ساوالان و سایر فعالان مدنی محبوس در ذهنم رژه میرود. و می‌اندیشم در این میان فراموش شدگان واقعی چه کسانی هستند؟

Saturday, October 11, 2008

!آقای ریئس جمهور آزربایجان به سفر شما" نه "میگویید

یادداشت سیاسی هفته: آقاى احمدى نژاد، دانشجويان آذربايجان به شما و سفر شما به آذربايجان "نه" مى گويند
شنبه(يئلگون) ٢٠ مهر ١٣٨٧ - ١١ اكتبر ٢٠٠٨
آقاى احمدى نژاد، دانشجويان آذربايجان به سياست هاى شما و سفر شما به آذربايجان "نه" مى گويند چرا كه عملكرد روزمره نيروهاى اجرايى شما در دانشگاهها متكى بر زور، ارعاب، زندانى كردن، شكنجه، ستاره دار كردن و محروم كردن جوانان از تحصيل است. به يارى حكومت مستبدانه شما، دانشگاهها نه جولانگه تحقيق و دانش كه ميدان زور آزمايى نيروهاى پليسى و امنيتى گشته اند. شما با حضور خويش در آذربايجان چكمه هاى استبداد را طنين انداز مى كنيد. آذربايجان به حضور مستبدانى چون شما نياز ندارد آيا متوجه اين پيام آشكار مردم آذربايجان نيستيد؟
دوستان بسيارى از ما در روز روشن در صحن دانشگاهها از طريق نيروهاى گشتاپو وار شما آشكارا ربوده مى شوند، هفته ها و ماهها در سلول هاى انفرادى محبوس مى شوند، شكنجه مى شوند، حق ملاقات با خويشاوندانشان را پيدا نمى كنند، از گرفتن وكيل مدافع محروم مى شوند چرا كه نشريه اى به زبان مادرى شان چاپ كرده اند و يا خواستار حقوق مدنى و فرهنگى شان شده اند و آن وقت شما با پر رويى اعلام مى كنيد كه كشور ايران آزاد ترين كشور دنياست. آيا شما دروغگو ترين رئيس جمهور يك مملكت نيستيد؟
سى سال است نظامى كه شما خود را متعهد به خدمت به آن كرده ايد در قانون اساسى اش حق تحصيل به زبان
مادرى را به رسميت شناخته و شما ملزم به اجراى اين قانون هستيد. پس چرا به وظيفه خويش عمل نمى كنيد؟ چرا سى سال پس از واژگونى رژيم شاه به سياست استعمارى او ادامه مى دهيد و ممنوعيت زبان تركى را لغو نمى كنيد؟ چرا تركها در اين مملكت اجازه ندارند به زبان مادرى خود تحصيل كنند؟ چرا زبان ميليونها انسان در اين كشور ممنوع است؟ آيا اين است وفادارى شما به نظام و قانون اساسى نظام؟ آذربایجانی که به هنگام جنگ سر ایران است، چطور می شود که برای احقاق کوچکترین خواسته های خود كه جزو اركان اساسى زندگى انسانى است (نگوییم حقوق بشر) تحت شدیدترین فشارها باشد. این است دولت عدالت محور شما؟ به گفته شهریار شاعر همیشه زنده آذربایجان
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی / به مردی با تو پیوستم نداستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی

بدليل اعمال سياست هاى هويت زدايى رژيم شاه و ادامه آنها پس از انقلاب و بدنبال اجراى سياست هاى اقتصادى
ناعادلانه در تمامى سطوح، ميليونها انسان آذربايجانى روى به مهاجرت به سوى مناطق مركزى آورده و از خانه و كاشانه خويش آواره گشته اند. دولت شما در طول سال هاى گذشته نه تنها جلوى اين بي عدالتى ها و سياست هاى تضييق را نگرفته بلكه بر شدت آنها افزوده و هيچگونه چشم اندازى براى تغيير مثبت ديده نمى شود. ما موكدا خواستار رفع سياست هاى هويت زدايى و تبعيض آميز شما هستيم. ما خواستار اختصاص بودجه هاى عادلانه براى اجراى طرح هاى زيرساختى عمرانى و استراتژيكى در آذربايجان هستيم تا اين خطه بار ديگر مرتبت والاى خود را باز يابد زبان، فرهنگ و هويت تركى ميليونها انسان اين كشور دوباره بايد به آنها برگردانده شود. تركها مى بايد به زبان خود اجازه تحصيل بيابند، رسانه هاى خود را داشته باشند و خود امور داخلى خود را بدست گيرند. به همين دليل ما در قدم اول خواستار رسمى شدن زبان تركى در ايران بوده، بر ايجاد فرهنگستان زبان تركى در آذربايجان تاكيد داريم. ما خواستار تربيت فورى نيروهاى آموزشى براى بسط زبان تركى در ايران مى باشيم.
اين يك بی عدالتی محض است که مالیات اخذ شده از این ملت صرف تبلیغ، ترويج و اشاعه زبان فارسی و تربیت دانشجویان خارجی غیرفارس حتی در کشورهای دیگر گردد ولی پرداخت کنندگان آن نه تنها از تحصیل به زبان مادری محروم باشند بلکه کسانی که سعی در آموزش آن و فرهنگ خود را دارند شایسته حبس و محرومیت از تحصیل حتی به زبان فارسی گردند. اين راهى كه شما مى رويد كژ راهه است و از نظر ما بايد به آن براى هميشه پايان داد. دانشجويان آذربايجان به همراه ملتى كه فرهنگ و زبان او در جمهورى اسلامى از او دزديده شده در اعتراض به سفر كذايى شما به آذربايجان كه در خدمت تبليغات شخصى شما براى انتخابات رياست جمهورى است بپا خاسته و دست رد محكم و قاطعانه اى به سياست هاى شما مى زنيم. مبارزه ما براى تحقق آزادى، دمكراسى و حق تعيين سرنوشت خويش است. ما هيچگونه اشتراكى بين منافع تركهاى ساكن ايران و عملكردهاى مستبدانه و بشدت دروغپردازانه شما نمى بينيم و راه خود را از شما جدا مى دانيم
جنبش دانشجوئی آذربایجان
گله جك بيزيمدير

Sunday, October 5, 2008

حق تعیین سرنوشت

کابوس جمهوری اسلامی: جنبشهای ملی ملل غیر فارس

الف.پاکدل
چرا استقلال می خواهیم
مسئله ملی و سوسیالیستهای آذربایجان جنوبی
امروز ستم ملی به شیوه های خشن و همه جانبه ازطرف اشغالگران ایرانی به تورکهای آذربایجان اعمال می شود وما تورکهاعواقب و تاثیرات دهشتناک آن را در تمامی جوانب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی زندگی خود می بینیم. ما برای حل این مشکل به مبارزه برخاسته و برای به پیروزی رساندن مبارزه موظفیم روشها و آلترناتیو سیاسی خود را به جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان ارائه دهیم. ما نمی خواهیم مفسر ومدعی پر حرف و بی عمل باشیم و فقط به قبول حقانیت شعار" حق ملل در سرنوشت خویش " و " دفاع از ملل تحت ستم " بسنده کنیم بلکه ما برای ایجاد تغییردر آذربایجان وظایف عملی و مسئولیتهای زیادی بعهده داریم
رفع ستم ملی و تحقق مطالبه " حق ملل در تعیین سرنوشت خویش " از مطالبات دمکراتیک بخشی از سوسیالیستهای آذربایجان می باشند. سوسیالستهای آذربایجان اعتقاد عمیق دارند که تنها راه رفع ستم ملی، استقلال و خروج آذربایجان از اشغال و استعمار ایران است. در این رابطه دلایل زیادی این اعتقاد را در ما قدرت و قوت می بخشند که ما به بعضی از دلایل خود در دفاع از استقلال آذربایجان جنوبی اشاره می کنیم
.
www.solgunaz.com

Tuesday, September 30, 2008

عجم / بربر / تات

شاید هم این آقایان درست می‌گویند و ما ترک‌ها نمی خواهیم قبول کنیم که ما در این کشور بیگانه و غریبیم، حتی غریب‌تر از استان‌های غیر مجاور لبنان، افغانستان و فرزند خوانده آقایان یعنی ارمنستان! که همه ساله میلیاردها ریال از بیت المال ما ترک‌های شیعه در این استان‌های غیر مجاور صرف می‌شود تا بدنیا برسانند که قوم برگزیده فارس حتی برگزیده‌تر از قوم یهود( پشتیبان تمام ملل مظلوم می‌باشد
نقدی بر مجموعه تلویزیونی بزنگاه
یک بسیجی تواب آذربایجانی
www.oyrenci.com/ ازسایت
***********************
ئوزگه چیراغینا یاغ اولماق بسدیر
دوغما ائللریمیز قارانلیقدادیر
یانیب یاندیرمایاق یادین اوجاغین
ائویمیز سویوقدیر, قیشدیر, شاختادیر
سهند

Thursday, September 25, 2008

می ترسد ! زندانی میکند

می ترسد! زندانی می کند! تحلیلی بر بازداشتهای اخیر فعالان ملی - الف.پاکدل
چهارشنبه ٣ مهر ۱٣٨۷- ۲۴ سپتامبر ۲۰۰٨
!می ترسد! زندانی می کند
تحلیلی بر بازداشتهای اخیر فعالان ملی
بازداشتها گسترده فعالان ملی در تبریز و تهران موجب تحلیل و گمانه زنی ها ی مختلفی در مبان فعالان سیاسی و خصوصا فعالان ملی شده است بعضی از فعالان این بازداشتها را جنگ روانی حاکمیت برای برهم زدن آرایش حرکت ملی قلمداد می کنند و بعضی ها هم اینگونه عنوان می کنند که این بازداشتها برای ایجاد ترس در دل فعالان ملی جوان است که تا آنها با فعالان ملی شناخته شده رابطه برقرار نکنند و ارتباطها در حرکت ملی به صفر برسد و
حرکت ملی حالت شبکهای خود را از دست بدهد
اما ورای این تحلیل ها می توان نکات دیگری هم بر این تحلیل ها افزود آن هم ارتباط این بازداشتها با ترس حاکمیت از حرکت ملی و گسترش آن و فعالان سرشناس از جمله عباس لسانی و همچنین ارتباط حرکت ملی با جنبشهای دیگر هم در این مقوله می گنجد در ذیل
نظر اجمالی خواهیم داشت بر این نکات
1.
نزدیکی آزادی عباس لسانی از زندان و تبعید، هراس حاکمیت از ایشان و طرفداران ایشان را بیشتر کرده است، حاکمیت استقبالی که از عباس لسانی صورت خواهد گرفت حدس زده است و نمی خواهد این مبارز به نحو احسن از طرف فعالان ملی مورد استقبال قرار گیرد و ازسالها مبارزه ایشان به نحو احسن تقدیر به عمل آید این یکی از نکاتی است که نباید از نظر دور داشت و دستگیری فعالان ملی در تهران را می توان از این منظر هم تحلیل کرد چرا که خانواده لسانی هم در آن جمع حضور داشته است. حاکمیت فکر می کرده که اینها می خواهد علاوه بر یک مهر برای آزادی لسانی و برنامه های آن روز تدارکاتی را ببینند و حاکمیت به زعم خود با بازداشت این فعالان ملی می خواهد برنامه های استقبال از عباس لسانی بر هم بخورد و ایشان در سکوت به خانه خویش برگردد
ارتباط گیری
جنبش و حرکت ملی آذربایجان با جنبش های دیگر و حرکتهای ملی دیگر موجب وحشت حاکمیت شده است
2.
عضویت آقای مهندس صرافی در شورای ملی صلح،سخنرانی در دفتر تحکیم وحدت، ارتباط با جنبش زنان آذربایجان و ایران، ارتباط حسن رحیمی بیات با فعالان حقوق بشر، ارتباطات آقای اکبر آزاد با خانه اقوام در تهران و با اعضای این خانه درگذشته و حال و خصوصا با فعالان عرب، نزدیکی بعضی از فعالان ملی به جنبش دانشجوئی و جنبش زنان ایران موجب ترس حاکمیت از حرکت ملی شده است چرا که حاکمیت نمی خواهد این جنبشها با همدیگر همکاری داشته باشند و چرا که از قدرت گیری یک جنبش عظیم مدنی در ایران و خصوصا در میان غیر فارسها می ترسد و از مرتبط شدن این جنبشهای به یکدیگر بیشتر از همه چیز می ترسد. تحکیم وحدت و ادوار تحکیم وحدت تا حدودی به خاطر رایزنی فعالان دانشجوئی آذربایجان به مطالبات ملی آذربایجان با احترام نزدیک شده است و بعضی از فعالان تحکیم وحدت در دفاع از حقوق قومی و ملی در ایران مقاله ها نوشته اند و در سایتهای خویش اخبار حرکت ملی را منعکس کرده اند حتی آقای علی افشاری عضو سابق تحکیم وحدت و تحلیل گر بخش فارسی صدای آمریکا در سخنان خویش هویت ترکی ما با صراحت خاصی بیان می کند می گوید"فعالان هویت طلب ترک" این نزدیکی آنها به ما و اظهار درست هویت ما از سوی آنها حاکمیت را به تشویش انداخته است و از گسترش ارتباطات جنبشهای موجود در ایران خصوص با جنبش کرد و دانشجوئی ایران حاکمیت وحشت بیشتری دارد و هر طور شده می خواهد این ارتباطات را قطع کند و افراد مرتبط با این جنبش ها را دستگیر کرده خصوصا نقش آقای مهندس صرافی و دفاع منطقی ایشان در دفتر تحکیم وحدت از مطالبات حرکت ملی حاکمیت را بیشتر ترسانده است چرا که بعد از آن فعالان تحکیم وحدت بیشتر به حرکت ملی آذربایجان نزدیک شدند حتی بسیاری از آنها از سخنرانی متین و مستدل مهندس صرافی بیش از دیگر سخنرانی ها استقبال کرده بودند. تعریف هائی که بعدا در ملاقاتهای خصوصی با فعالان تحکیم وحدت شنیده ایم دقیقا گویای این است که آنها سخنان مهندس صرافی را منطقی یافته بودند و بر همکاری بیشتر تاکید
داشتند
3.
به دست آوردن اطلاعات یکی دیگر از عوامل بازداشتهای اخیر می تواند باشد چرا که وزارت اطلاعات ایران با آنکه بی رحم است ولی در به دست آوردن اطلاعات فقط به نیروی انسانی تکیه دارد و این نیروها هم در مورد حرکت ملی اطلاعات کامل ندارند به این خاطر وزارت اطلاعات فقط با زداشتهای فعالان ملی و اعتراف گیری از آنها است که به بعضی اطلاعات دست پبدا می کند، تحلیل گران وزارت اطلاعات در مورد حرکت ملی آذربایجان با ضعف اطلاعات مواجه هستند حتی تکیه اینها به افراد خارج از وزارت اطلاعات است خصوصا به تحلیل های مغرضانه حمید احمدی استاد دانشگاه تهران در مورد حرکت ملی و بعضی از فعالان چپ سابق که امروزه با وزارت اطلاعات همکاری می کنند و به زبان ترکی مسلط هستند از جمله عنایت الله رضا و بسیاری دیگر و همچنین بعضی از بسیجیان و حزب اللهی ها که در تبریز لباس ژورنالیستی پوشیده اند و تحلیل های خود در مورد حرکت ملی را در اختیار وزارت اطلاعات قرار می دهند. خصوصا بعضی از فعالان چپ سابق که به خدمت وزارت اطلاعات در آمده اند با تحلیل ارائه می دهند تمامی مطالب چاپ شده و منتشر شده به صورت چاپی و اینترنتی را دارند یا از بیرون می خرند یا در کامپیوتر خویش ذخیر می کنند حتی یکی از این افراد تحلیل بر جزوه "قاران قوشلار" درباره روشنفکران دهه چهل در سایت انترنتی اخبار روز نوشته بود معلوم بود که این گروه تمامی مطالب منتشر شده حرکت ملی را می خوانند و بعد تحلیل می کنند حتی به مطلبی از آقای یا خانم سرینگول باش یوردلی اشاره کرده بود که این مطلب را من هر چه در اینترنت سرچ کردم پیدا نکردم معلوم بود که این افراد تمامی مقالات و مطالب حرکت ملی را در کامپیوتر خویش ذخیره می کنند
پس می بینیم که اطلاعات ماموران امنیتی در مورد حرکت ملی کافی نیست و خیلی هم ناقص است و با دستگیری می خواهند به اطلاعاتی دسترسی پیدا کنند فعالانی که دستگیر می شوند باید بدانند که اطلاعات ماموراران امنیتی در مورد آنها ناقص است ماموران امنیتی افراد دروغگو، بلوف زن و فریبکار هستند و نباید در بازجوئی ها به دام آنها افتاد. به دروغ می گویند ما فیلم و عکس شما را در فلان جا داریم می خواهند از این طریق شما اعتراف کنید در کدام مراسم حضور داشته، فعال دستگیر شده باید در آن زمان بگوید اگر فیلم و عکس مرا دارید به دادگاه و قاضی ارائه دهید با این کار می توان دروغ های آنها را برملا کرد.. یا ما می دانیم شما با فلانی ارتباط دارید شما نباید در این موقع ها خود را یا دوستان خود را افشا کنید سعی کنید از آنها مدر
ک بخواهید تا آنها عقب نشینی کنند.
/4
متشکل شدن حرکت ملی در داخل و خارج هم می تواند یکی دیگر از نکات باشد حاکمیت از تشکیلات می ترسد به این خاطر می خواهد اطلاعاتی در مورد تشکیلات آذربایجان، سایتها اینترنتی، افراد خارج از کشور، تشکلهای داشنجوئی، نشریات دانشجوئی به دست آورد
/5
قدرت گیری رهبران حرکت ملی در داخل و با تجربه شدن این افراد در داخل هم بر ترس حاکمیت از حرکت ملی
افزوده است چرا که حاکمیت فکر می کرد رهبری حرکت ملی به خارج از کشور انتقال بافته و از این جهت خیلی خوشحال بود چرا که در خارج از کشور زمینه مانور حاکمیت بیشتر است و راحتر می تواند ترور شخصیتی کند یا ترور کرده یا حرکت را منحرف کند ولی با قدرت گیری رهبران مستقل در داخل آذربایجان جنوبی و هدایت حرکت ملی توسط آنها حاکمیت خود را باخته می بیند و به این خاطر می خواهد از فعالان ملی سرشناس انتقام بگیرد.

همانطور که می بینیم ترس حاکمیت از حرکت ملی عامل عمده ای است در مورد بازداشت گسترده فعالان ملی در تهران و تبریز که موجب شده است حاکمیت دست با بازداشتهای فله ای بزند
.

الف.پاکدل

Tuesday, September 23, 2008

عباس لیسانی

ملت بزرگ آذربایجان خاموش نخواهد ماند
عباس لیسانی - ملت آذربایجان چگونه میتواند خاموش باشد در حالی که تک- تک سلولهای هر آذربایجانی مظالم اقتصادی را درک ولمس میکند؟! - آذربایجان چگونه میتواند خاموش باشد در حالی که چپاول منابع رو زمینی و زیر زمینی خودوهمچنین استثمار نیروهای فکری و کاری خویش راشاهد است؟- آذربایجان چگونه میتواند خاموش باشد درحالی که نه تنها سرمایه گذاری های کلان دولتی در آذربایجان در حد صفر است بلکه جلو سرمایه گذاری های خصوصی را با هر وسیله ممکن میگیرند، و او اکنون شاهد آن است؟ - آذربایجان چگونه میتوان خاموش ماند در حالی که سرزمین بهشت گونه آذربایجان در اثر تبعیض های بی رحمانه اقتصادی روز به روز در حال تبدیل شدن به فقیرترین منطقه کشوراست و به تبع آن مفاسد اجتماعی بر ملت شرافتمند آذربایجان تحمیل میشود؟! - آذربایجان چگونه می تواند خاموش باشد در حالی که روستاهای آن در معرض تخریب و انهدام کاملند، شهرهایش در عقب ماندگی شدیدی بسر می برند و میلیونها تن از جوانان آن در اثر فقر و فلاکت راهی دور افتاده ترین شهرهای کشور می شوند؟! - آذربایجان چگونه ساکت بنشیند که در سرزمینش رسیدن مواد مخدر بسیار سهلتر از دسترسی به یک قلم و یا یک ورق کاغذ است؟
آذربایجان چگونه خاموش باشد در حالی که با اعمال سیاستهای غلط و موذیانه و با اجرای روشهای ظالمانه و خبیثانه در مناطق مختلف، بدون حرمت گذاشتن به مرزهای تاریخی- جغرافیایی آن هر از گاهی قسمت بزرگی از سرزمین عزیزش را با اسامی ای که فاقد نام ابدی آذربایجان است تفکیک می کنند و یا حتی به استانهای همجوار پیش کش می کنند و در این مورد هیچ از این ملت صاحب حق نمی پرسند؟! - آذربایجان چگونه خاموش باشد در حالی که نسل کشی فرهنگی را که در حال اجرا با تمام قدرت، از طرف شؤونیسم فارس است را به عینه می بیند وبه جان لمس میکند

آذربایجان چگونه خاموش باشد در حالیکه هجوم وحشتناکی در راستای تغییر نامهای ملی و بومی اش از تورکی به فارسی آغاز شده و حتی در این راستا به نامهای قصبه های کوچک و نهرها و تپه هایش نیز رحم نشده است؟! - آذربایجان چگونه خاموش باشد در حالی که شوونیسم فارس داشناکهای ارمنی را بعنوان متحد استراتژیک خود بر گزیده و فعالان حرکت ملی آذربایجان را در اعتراض به چنین اتحاد شوم ضد اسلامی و ضد ملی مورد ضرب و شتم قرار داده، به زندان افکنده و شلاق برایشان تدارک می بیند؟! - آذربایجان چگونه خاموش بنشیند که نمی گذارند ملتش برای شهدای قاراباغ مظلوم و عزیزتر از جانش مراسم سوگواری بر پا کنند؟!- آذربایجان چگونه خاموش باشد که تریبونهای رسمی همه بسیج شده اند تا بگویند توی آذربایجانی هر چه می خواهی باش اما هرگز تورک نباش ؟
آذربایجان چگونه ساکت بنشیند درحالی که سردمداران آپارتاید هر نوع دفاع از هویت تورکانه آذربایجانیها را نوعی پان تورکیسم معرفی کرده و در مقابل بصورت کر کننده ای خود بر طبل فارس پرستی و آریایی تازی می کوبند؟!- آذربایجان چگونه ساکت بنشیند در حالیکه به اطفال مظلوم و بی دفاعش در مهد کودکها و مدارس تلقین می کنند که تورک وحشی و خونریز است و فارس مدنیت ساز و تمدن پرور؟!- آذربایجان چگونه ساکت بنشیند در حالیکه حق ندارد بر مزار بزرگان و مفاخر و مشاهیر خود در قبرستانها و کوهستانها رفته و فاتحه ای بخواند؟!- آذربایجان چگونه ساکت باشد که گرفتار تعداد بیشماری از مدیران غیر بومی و آنتی تورک در پستهای مدیریتی خویش است؟!- آذربایجان چگونه ساکت بنشیند که در بخشهای مرزی قلمرواش بتدریچ غیر تورکان را مستقر کرده و در حال بر هم زدن توازن بسیار حساس جمعیتی آن هستند؟
آذربایجان چگونه ساکت باشد در حالیکه ابنیه تاریخی و آثار باستانی او به عمد مورد بی اعتنایی و نابودی قرار می گیرند و تاریخ غرور انگیزش و موسیقی آسمانیش و فرهنگ جهانیش تحریف و تحقیر و تضعیف می شود؟!- آذربایجان چگونه می تواند خاموش باشد در حالیکه برای بسیاری از فرزندان آن در چهار سوی آذربایجان حبس، تبعید، شلاق، اخراج از کار، تهدید... در نظر گرفته اند؟!ملتی که حق ندارد به زبان ملی و مادری خود آموزش ببیند- برنامه تلوزیونی داشته باشد- اسامی تورکی بر فرزندان خود بگذارد- در صدا و سیمای مرکز حتی شبکه های محلی فرهنگ، زبان، تاریخ و ادبیات خود را به سخره ببیند... چگونه خاموش بنشیند؟ که این سکوت محال با روح ظلم ستیزی ملت آذربایجان متنافر است!... و مظالم فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بیشمار دیگر ...
آری آذربایجان خاموش نخواهد نشست و تمامی زنجیرها را پاره خواهد نمود چرا که تاریخ گواه آن است. ملت آذربایجان معجزه گر است، آن زمانها که دیگر ملل ایران در مقابل استبداد سر تسلیم فرود آوردند، باز آذربایجان بود که برخاست و دیگر ملل ایرانی از جمله قوم فارس را از بردگی رهانید. اما بیش از حد صادق بود زیرا بعد از هر منجیگری باز سنگ زیرین آسیاب شد.
امروز ملت آذربایجان با وجود کوله باری از تجربیات تاریخی و سیاسی خویش دیگر تصمیم خود را گرفته است و درد ملی- هویتی خود را دارد. آری آذربایجان زنجیرهای بی عدالتی را پاره خواهد نمود و در این راه مقدس «مبارزه ای مدنی» را در پیش گرفته است.فرزندان غیور و شعورمند آذربایجان در این مبارزه مدنی آماده پرداخت هر نوع هزینه در راه آزادی ملت خویش هستند. آنان را از چه میترسانید؟ از زندان و تبعید؟!، مگر نه این است که آنان فرزندان بزرگ مرد تاریخ «صفر خان» هستند که با صبر و استقامت ۳۲ ساله ی خود در زندانها و تبعید های مختلف، استبداد وظلم را به زانو در آورد.آیا از مرگ می ترسانید؟! که شهادت است و شربتی گوارا در راه ملت و وطن، چه باک از شهادت برای ملتی که ذره- ذره می میرد،چه باک از شهادت برای فرزندان ملتی که در مذهبش سید الشهدا را دارد و در تاریخش مادران و پدرانی چون تومروز آنا، زینب پاشا، نیگار، هجر، بابک بزرگ، کوراوغلو، قوچاق نبی، عباس میرزا، ستارخان، خیابانی، احمد جاواد و هزاران شهید دیگر که مرگ سرخ را بر زندگی ننگین ترجیح دادند. در خاتمه بیتی ازیکی از شاعران بزرگ آذربایجان را می آورم تا فرهنگ حاکم بر روح ملت آذربایجان را شاهد باشید. باشد که شما را به اندیشه وا دارد
بیز وطن مجنونو، ائل عاشیقی، صولح عسگرییک
بیزو طن آدینا اؤلسک،دیریلردن دیرییک
********************

Wednesday, September 17, 2008

جاکش

زتوران به تو اندکی روشنی / همان پنبه در گوش را برکنی
ابتدا این طنز تلخ و شیرین ! را بخوانید تا ادامه اش را برایتان بنویسم
گروهی ازسازمانهای حقوق بشرعزم شان را جزم کردن تا اززندانهای ایران
بازدید ،بعمل آورند. درجلوی در سلولی، از مردی که سخت آشفته حال و پریشان بود اتهامش را جویا شدند ! داد طرف برعرش اعلا رسید که بخدا و بدین و مقدسات که من بی گناهم ، من .. مترجم حرفش را برید و گفت : آقایان جرم ویا اتهام وارده را در پرونده می پرسند . بازطرف با ناله و فغان که بی گناه است . بچه اتهامی در زندان هستی ؟ مرد با حال زارش گفت:قربان من" جاکش " را نشناختم !! فقط همین اتهام و جرم من است حقوق بشریان و مترجم و همه حاضرین،حیران و سرگردان که این دیگر چه نوع اتهامی است !از زندانی خواستند ماجرا را توضیح دهد . سربزیر افکند و گفت سالیان سال جد اندر جد سرکوجه ی محله مغازه داشتیم ،" کاو شیر ده مان" بود . خواربارمردم محله را تهیه میکردیم و نانی می خوردیم . دیواری در مغازه که پشت مان بدان بود ،عکسی ازطرف دولتیان آنجا نصب شده بود و تاکید پدر که مارا با آن دیوار و محتویاتش کاری و باری نیست . یک روز درحالی که به کار مشتریان میرسیدم چند نفری بااسلحه وارد مغازه شده عکس قدیمی که سالیان درازی بردیوارآویزان بود زیرپا انداخته و عکس دیگری جایش زدند . بکار خودم مشغول شدم .ولی احساس کردم فرق بسیاری است بین عکس قبلی و جدید . قبلی بدون ریش و.. ولی جدید با ریش، چند روزی گذشته بود دوباره چند نفرآمدند و عکس دیگری که تقریبا شبیه همان عکس بود ولی عینک داشت بغل عکس اولی زدند . یک ماهی نگذشته بود عکس سومی آمد .ولی این یکی ریش نداشت و سبیل نازکی نیز پشت لبانش بود . مارا نه بادیوار کاری بود ونه با محتویاتش ! یک روز صبح چند نفرازهمان اشخاص با عصبانیت وارد مغازه شده سرم فریاد زدند که عکس آن " جاکش " را بیار پائین ! زودباش عکس" جاکش" را بیار پایین ! پرسید کدام یک ؟ کدامشان ؟ همین . تا توانستند زدند تا تونستم خوردم . دستبند زده به زندانم افکندند . آقایان من " جاکش " را نشناختم
تلخ است ولی طنزنیست ، با تاریخ دیگران مرا کاری نیست . ولی تاریخ مظلوم تورک آذربایجان ازعدم شناخت "این جاکش ها" فرزندان پرارزشی را از دست داده است
بابک ها، ستارخان ها،کلنل محمد تقی خان ها،خیابانی ها،پیشه وری ها
جاکش " را وقتی شناختند که دیگر خیلی دیر شده بود"
جاکش " را بایستی به موقع شناخت وعکسش را پایین کشید"
امروززود است و فردا خیلی دیر
**********

Saturday, September 13, 2008

قسم بخور ، اگر حتی قسم خوردنش" جرم "است

" رابطه ،ملت تورک آذربایجان با ملت پارس وفرزندش " شوونیسم فارس

حاکمیت 85 ساله اخیرکه ماهیتی جزستمگری برملل دیگرمقیم ایران نداشته است
حاکمیتی که تفرقه بیاندازوحکومت کن درتمام این دوران درسرلوحه برنامه های ملل ستیزش،زبانزد بوده است ، همیشه ازطرف سران قوم پارس، احزاب ، سازمانها ، سندیکاها ، هنرمندان ، شاعران و نویسندگان چه آگاه و چه ناخود آگاه مورد حمایت قرار گرفته است . در طول تاریخ اشاره شده ، شما نمی توانید به تعداد انگشتان یک دست ، ازرجال معروف این قوم گرفته تا احزاب وسازمانها و نویسندگان وهنرمندان وبطورکلی روشنفکرانش نام ببرید که باوجود اختلاف داشتن با حاکمیت درستم برملت تورک مخالف حاکمیت باشند . بعنوان مثال
سید محمود طالقانی ، مهدی بازرگان مخالف حکومت پهلوی درپادگان باغشاه حاضرشدند قران بالا سر سربازان گرفتند ودعا کردند که ازجنگ با با کفار به سلامت برکردند " 21 آزر1325 " کفارمردم تورک آذربایجان بودند خاتمی :ایران عنوان بلند پارس را برخوددارد.زبان رسمی ما فارسی است که عامل اساسی هویت یک جامع است ! فارس روح تاریخ و فرهنگ ماست!! این سخنان " مردی" است که عمری درگوشه کتاب خانه ملی برای رشد افکار شوونیستی خود به مطالعه مشغول بوده است! وزیر ارشادش سید ع. مهاجرانی در تبریزا ز خرده فرهنگ بودن فرهنگ تورکان در دانشگاه سخن راند
بقول سیدحیدربیات " آقای مهاجرانی وزیرسابق فرهنگ وارشاد این مملکت بفرمایند که چرا باید ازالجزایرنوشت اما آذربایجان را بایکوت کرد
مجتبی مینوی ها، ملک الشعرای بهارها، ابطحی ها،گنجی ها ،جلال متینی ها .دکتر شریعتی ها ورجاوندها،داریوش همایون ها،علی اکبرهاشمی ها ووهمه وهمه با وجود داشتن اختلاف نظرها، درمورد آذربایجان" هم قسم وصیغه اخوت"خوانده اند . دیدگاه احزاب و سازمان ها در باره هویت و تورک آذربایجان " اظهر من الشمس " است
قسم نامه ی تورک آذ رباجانیم
قسم بخوریم : به ساوالانمان، به بابکمان، به ستارخانمان، به پیشه وری مان

قسم بخوریم : بخون تمام فرزندان تورک آذربایجان که خون خود را برای
آزادی وهویت تورک نثارکردند. وچراغ راهمان نمودند ، تا موقعی که فرد، فرد ملت پارس، فرزند شوونیست وپان ،فارسش رامحکوم و طرد نکرده است

.قلمی و قدمی بااین قوم نزنیم و برنداریم
* * *





Wednesday, September 10, 2008

اوز دیلینده مدرسه / گرگ اولسون هرکسه

عکس از"وبلاگ جولفا فداییلری
اول مهرماه روز نسل کشی خاموش ملل غیر فارس

مگرشما"کنوانسیون"حقوق کودک و نیز بیانیه جهانشمول حقوق کودک را پذ یرفته وامضاء نکرده اید؟ مگردرقانون شما! و وجدان شما! کودک آزاری جرم و آنهم سنگین ترین جرم نیست ؟! غدغن کردن زبان مادری یک کودک را شما در پیش وجدان خود " اگر وجدان داشته باشید " چگونه توجیه میکنید ؟! شما ! بله شما ! چگونه به این عمل ننگین خود که هیچ حیوان وحشی و درنده خوئی انجام نمی دهد بخود نام یک " انسان " میگذارید ؟ با این وقاحت و بی شرمی خود را طرفدار دموکراسی وانمود میکنید واز حقوق بشر حرف می زنید! دم ازگفتگوی تمدن ها وادعای داشتن تاریخ " درخشان میکنید ! پست ترین ، ننگین ترین ، بی شرمانه ترین موجود دنیا کسی است که زبان مادری یک طفل و کودک را از نوشتن و خواندن بزبان مادری خود منع کند . شما که دم از مردم سالاری ، جامعه آزاد ، حکومت مردم بر مردم وو میزنید ! چگونه است که درمقابل این چنین عمل ننگین یا شریک جرم هستید ! و یا سکوت میکنید
بتاریخ ننگین کودک آزاری خود افتخار کنید
چون این افتخار واقعا شایسته شماست

Wednesday, September 3, 2008

بیانیه دفتر تحکیم وحدت درباره بازداشت های فعالین هویت طلب دانشگاه تبریز

چهارشنبه ۱٣ شهريور ۱٣٨۷ - ٣ سپتامبر ۲۰۰٨: ۳۱ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های کشور در نشست سالانه ی دفتر تحکیم وحدت طی بیانیه ای، ضمن محکوم نمودن بازداشت های خودسرانه فعالین هویت طلب دانشگاه تبریز، حمایت خود را از دانشجویان دانشگاه تبریز اعلام داشتند.متن این بیانیه مشترک به شرح زیر می باشد
با شروع فصل تابستان و تعطیلی دانشگاه ها، دولت نهم در راستای سیاست های خود مبنی بر انسداد فضای سیاسی دانشگاه ها و به وجود آوردن همگنی فکری و عقیدتی در دانشگاهها، با برخورد گسترده و دامنه دار با دانشگاهها یی که در طول سال گذشته به کانون اعتراضات دانشجویی و پیگیری مطالبات مدنی و صنفی بر حق بوده اند، عدم تحمل و مدارای خود را به رخ همگان کشید.در این میان دانشگاه تبریز شاهد نوع پیچیده تری از برخوردها بوده است، دخالت نهاد های امنیتی در مسائل آموزشی دانشجویان هویت طلب که منجر به محرومیت از تحصیل ۴ نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز، نادر مهد قره باغ، ناهید بابازاده، امین امامی و صمد پاشایی و نیز جلوگیری از برگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد مهندس سجاد رادمهر، تنها بخشی از مهرورزی دولت نهم با دانشگاه تبریز بوده است.بازداشت های خودسرانه مهندس سجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجه ای،امیر مردانی، مهندس منصور امینیان و مقصود عهدی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز نشان از عزم راسخ دولت نهم در مقابله با جریان هویت طلبی و واهمه ی آنان از طرح مطالبات به حق و مدنی مردم آذربایجان دارد.ما انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور، ضمن محکوم کردن بازداشت های خودسرانه فعالین هویت طلب دانشگاه تبریز، خواستار آزادی هرچه سریعتر دانشجویان در بند و رفع پلمپ دفاتر انجمن اسلامی دانشگاه تبریز هستیم.۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام۵- مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان۶- انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک۸- انجمن اسلامی دانشجویان همدان۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر۱۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان۱۱- فراکسیون مدرن انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاههای فردوسی مشهد و علوم پزشکی۱۲- انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی شیراز۱۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز۱۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد۱۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف۱۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز۱۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر۱۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی۱۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران۲۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه۲۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان۲۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند۲۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی۲۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان۲۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی۲۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه عباسپور۲۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران۲۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان۲۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان۳۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران۳۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی