Thursday, August 30, 2012

تاکید به حق تعیین سرنوشت افراط گرایی است یا تاکید به حفظ تمامیت ارضی؟

تاکید به حق تعیین سرنوشت افراط گرایی است یا تاکید به حفظ تمامیت ارضی؟
به بهانهء گفتگوی رادیو زمانه با دکتر مهرداد درویش پور
رادیو زمانه در گفتگو با دکتر مهرداد درویش پور به حواشی زلزله در آذربایجان پرداخته است. اما بخش پایانی این گفتگو مسیر سخن از کمکهای انساندوستانه به زلزله زدگان خارج شده و به اشلهای های سیاسی مسئله کشیده شده است. آقای درویش پور ضمن تمرکز به همیاری و همبستگی انسانی در شرایط وقوع حوادث طبیعی مثل زلزله در این گفتگو، نقش تبعیض اتنیکی در عرصه توسعه اقتصادی را نیز که منجر به ویرانیهای بیشتر در این زلزله شده است، به درستی بیان کرده است. اما در بخش پایانی آقای درویش پور از شیوهء به انزوا راندن افراط گرایان قومی (آنهایی که تنیش قومی را افزایش میدهند و یا جدایی طلب هستند) سخن به میان آورده است.
افراط گرایی قومی مد نظر دکتر درویش پور داشتن اندیشهء "جدایی طلبی" است. اندیشه ایی که به زعم آقای درویش پور به "تنش های قومی" دامن میزند.
پرسش اینجاست که آیا واقعا "جدایی طلبی" نشانهء افراط گرایی است؟ آیا دارندگان فکر "جدایی طلبی" به زعم آقای درویش پور و "استقلال طلبی" به زعم باورمندان به شعار استقلال سیاسی در میان فعالین آذربایجانی، افراط گرایی تلقی میشود؟ آیا استقلال طلبی یک "نگرش سیاسی" نیست و در چارچوب آزادی اندیشه و بیان منشور جهانی حقوق بشر نمی گنجد؟ آیا در دنیای مدرن سیاسی طرح شعار "استقلال سیاسی" برای یک ملت افراط گرایی تلقی میشود؟
"استقلال خواهی" در غرب یک نگرش سیاسی تلقی میشود و حتی مطالبه اش نیز مطالبه ایی حقوقی بحساب میآید. آنچنانکه در کانادا همین نگرش منطقه کبک را به پای یک رفراندم سیاسی برای استقلال برد. همین دیدگاه به کوزوو و بعد از آن به سودان جنوبی استقلال عطا کرد. تمامی این پروسه ها بر اساس برآورد دادگاه بین المللی لاهه در چارچوب حقوق بین المللی انجام گرفته است.
در عین حال و برای همگان روشن است که اندیشه سیاسی استقلال طلبی در بطن خود تحقیر، اهانت و یا تبعیض علیه کس و یا کسانی (ملتی) را مد نظر ندارد، بلکه بخشی از پیشروان یک ملت یا ملیت برای رهایی از اسارت دولت استعمار (چه خارجی و چه داخلی) استراتژی استقلال سیاسی را برای سعادت ملت خویش برمیگزینند.
اندیشهء استقلال طلبی تجربه بسیار گرانی را در دهه های اخیر از سر گذرانده است، استقلال ملتهایی که در اسارت استعماری اتحاد شوروی سابق بودند، استقلال ملتها در یوگسلاوی سابق که در اسارت ملت حاکم صرب بودند، همگی حاکی از آنست که ملتها (گروهای انسانی که دارای زبان، سرزمین، تاریخ، فرهنگ، گاه دین و فرهنگ و در نهایت شعور ملی مشترک هستند ملت تلقی میشوند) بر اساس قوانین بین المللی و حق تعیین سرنوشت و حق اداره خود، حق دارند و میتوانند بر سرنوشت سیاسی خود تصمیم بگیرند.
ترکها، کردها، بلوچها و عربها و ترکمن ها و... را نمیتوان صرفا به خاطر حفظ تمامیت ارضی ایران که امروز با یک دولتمداری تک اتنیکی (فارس) و در عین حال استبداد (دینی) اداره میشود، راضی ساخت. بایستی به تکرار و تکرار این واقعیت تلخ را مطرح کنیم که "حفظ تمامیت ارضی" شعار جامعه سیاسی فارس و یا نمایندگان سیاسی ملیت فارس در ایران است. این شعار از آن جهت برای این گروه اهمیت دارد که "دولتمداری فارسی" موجود در کشور را همچنان حفظ کند. این شعار برای ملیتهای غیرفارس هیچ جذبیتی ندارد، چون منافع آنان را تامین نمیکند. هر گروه و یا انسان غیرفارسی که به شعار "حفظ تمامیت ارضی" با دولتمداری (اتنیکی) فارسی مهر تایید بزند، یا نادان و فریب خورده است و یا منافعی دارد. وگرنه یک انسان سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس باید مغزش معیوب باشد که سیطره دولتمداری اتنیکی غیر (فارسی) را که همانا پذیرفتن اسارت سیاسی خلق خویش است، بپذیرد.
آنچه که از نظر حقوقی برای جنبش های سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس اهمیت دارد و جنبش ملی دمکراتیک خلق ترک ساکن در ایران نیز بر آن تاکید دارد، "حق تعیین سرنوشت" و حداقل "حق اداره منطقه خویش" است. هر نیروی سیاسی متعلق به خلقهای غیرفارس که از این اصل عدول کنند، در واقع یوغ اسارت استعماری دولت (اتنیک) غیر را بر گرده خلق خویش آویخته اند.
امروز، از آنجا که تیپولوژی اتنیکی دولتمداری در ایران بر پاشنه اتنیسیتیت (قومیت) فارسی میچرخد و شوربختانه تمامی نیروهای سیاسی متعلق به خلق فارس (تمامی احزاب و سازمانها و شخصتهایی سیاسی که خود را سراسری میخوانند) نیز هدفشان جز استمرار دولتمداری فارسی در ایران نیست، تاکید به شعار "حفظ تمامیت ارضی" در ایران، معنی دیگری جز حفظ و ا ستمرار "دولتمداری فارسی" بعد از جمهوری اسلامی را ندارد. این شعار مطلقا منافع خلقهای غیرفارس را که هشتاد سال است خود را در اسارت دولتمداری فارسی می بییند، تامین نمیکند. این شعار تنها گرایش افراطی (از جنبه نژادپرستانه و استعماری) جامعه سیاسی فارسی را تامین میکند. اما به دلیل جاافتادن برتری سیاسی و تفوّق دولتمداری فارسی بر دیگر ملیتهای ساکن ایران، احزاب و شخصیتهای سیاسی جامعه فارس در ایران، فرصت عادلانه اندیشیدن و واقعگرا بودن را از کف داده اند. و به احتمال زیاد، اگر گردش سیاست بر این پاشنه بچرخد، این گرایش سیاسی در ایران همان نقشی را ایفا کند که ناسیونالیسم شونیسم صرب در یوگسلاوی سابق بازی کرد. به عبارت دیگر اگر تغییری در دیدگاه جنبش سیاسی خلق فارس در ایران صورت نگیرد و از آنجا که اهرم قدرت دولتی نیز امروز در دست این نیروی سیاسی است، واقعا ممکن است فاجعه یوگسلاوی در ایران تکرار گردد.
متاسفانه و باز هم متاسفانه تا به امروز جنبش سیاسی در جامعه فارس نخواسته است که به آلترناتیوهای دیگری چون برپایی یک "دولت چند ملیتی" در ایران بیاندیشد و اندیشه غیر دمکراتیک برپایی "دولت تک ملیتی" (فارسی) را به "دولت چند ملیتی" از نوع سوئیس و یا هندوستان تغییر دهد. آرزوی من اینست که غلبه واقعگرایی (پذیرفتن ایران چند ملیتی و به رسمیت شناختن آن) حداقل در بخشی از جنبش سیاسی جامعه فارس (در مرکز) بتواند راه پرهزینه یوگسلاوی را بر مردم ایران تحمیل نکند. برای نمونه خلق و یا ملیت ترک در ایران، تاریخ دولتمداری هزار ساله را قبل از کوتادی رضا شاه بر گرده تاریخ خود دارد. این خلق حتی از نظر کثرت جمعیتی نیز اگر از جمعیت فارس زبان در ایران بیشتر نباشد کمتر نیست. این کدامین منطق و یا کدامین عقلانیت است که انتظار دارد رهبران فکری و سیاسی جامعه ترک در ایران بپذیرند که در اسارت یک دولتمداری غیرخودی (فارسی) بمانند و بویژه حقارتها و تبعیض های همین دولتمداری فارسی را در هشتاد و اندی سال گذشته به چشم دیده و با گوش و پوست خود آن را لمس کرده باشند. این در شرایطی است که رهبران سیاسی جامعه فارس (اگر فکر حفظ جغرافیای سیاسی ایران را دارند) نمیخواهند دولتمداری حاکم بر ایران را با تیپولوژی اتنیکی ایران (چند اتنیکی) سازگار کنند و پلاتفرمی را در جهت برپایی یک دولت چند ملیتی در فردای جمهوری اسلامی بپذیرند.
استراتژی برپایی یک دولت چند ملیتی در بعد از جمهوری اسلامی میتواند تمامی نیروهای سیاسی متعلق به بلوک های سیاسی موجود (بلوک سیاسی فارس و بلوک سیاسی ملیتهای غیرفارس) را زیر یک چتر جمع آورد و انگیزه و انرژی وسیعی برای تمرکز نیروی سیاسی و یورش برای فتح سنگرهای ارتجاع و استبداد حاکم را فراهم آورد. جمع شدن زیر یک چتر ابدا به معنی فراموشی آرمان سیاسی و استقلال جنبش های واقعا موجود نیست، بلکه این برنامه مشترک و هدف مشترک (یعنی برپایی یک دولت چند ملیتی) است که میتواند نیروی سیاسی وسیعی را به میدان رزم سیاسی بکشاند. کسانیکه با این استدلال من تضاد دارند، یا نادان و فریب خوده اند و یا منافعی دارند. منافعی که در هر صورت در تطابق با منافع خلق ترک و دیگر خلقهای غیرفارس در ایران نیست.
در اینجا میخواهم صمیمانه بگویم؛ کسانی با این استدلال سیاسی به میدان می آیند که "دولت ایران یک دولت اتنیکی نیست"! باید برای این دسته بگویم که، این نظریه، این تئوری، این تبلیغات و این فریب دیگر برای رهبران فکری و سیاسی خلقهای غیرفارس در ایران برملا شده است. اگر میخواهید خلقها را فریب دهید، چارهء دیگری برای آن بیابید.
یونس شاملی
20120820
گفتگویی دکتر مهرداد درویش پور با رادیو زمانه




 

 


Wednesday, August 22, 2012

سخنی در باب گوگوش و امثال گوگوش – دکتر سیمین صبری

سخنی در باب گوگوش و امثال گوگوش – دکتر سیمین صبری
 

سخنی در باب گوگوش و امثال گوگوش،انسانهایی که از هوبت و فرهنگ خود فاصله گرفته اند و در هویت و فرهنگ دیگری حل شده اند انسانهایی از خود بیگانه هستند. اینجا دو مسئله مطرح هست یکی استحاله شدن و دیگر الینه شدن. استحاله شدن به مفهوم حل شدن در فرهنگ دیگری است و الینه شدن در واقع یکی از نتایج استحاله است یعنی از خود بیگانگی. کسی که از خود بیگانه است تلاش دارد تا خود را از فرهنگ خود و هویت خود جدا بداند چرا که در منظر او هویت و فرهنگش تحقیر آمیز و کم ارزش است ، این مسئله از آنجا نتیجه میشود که چنین شخصی در محل زندگی ، در مملکتش و در محل کارش و… تحقیر شده و سرکوب شده و چون تاب مقاومت نداشته و مطالعه ای در هویت و فرهنگ خود نداشته در نتیجه ساده ترین راه را تسلیم در برابر هجمه های فرهنگی دیده .

گوگوش یکی از نمونه های بارز و زنده ی استحاله و الینه هست ، فردی که برای خوشمزگی و خود شیرینی هم که شده  سعی خود راجدای از فرهنگ و هویت اصیلش نشان دهد و به همین مناسبت آسانترین راه را تحقیر خویش میداند و البته تحقیر ملت خویش. صد در صد گوگوش در بچه گی شاهد تحقیر و توهین به پدرش بوده که اصالت تورک داشت . او در کودکی شاهد تحقیر و توهین به خودش هم بوده و این بیماری او ریشه در کودکی و از خود باختگی او دارد. امروز در تهران تعدادی از تورک های آسیمیله شده هم به این مرض مبتلا هستند . آنها برای اینکه خود را جزیی از ملت فارس نشان دهند و فاصله ی خود را با ملت تورک بیشتر و بیشتر کنند، می کوشند که بیشتر و پیش تر از برخی فارسهای خود برتر بین به تحقیر تورک ها و خویش بپردازند. من گوگوشرا میفهمم که به تورک ها جوک بگوید چرا که این کار جزیی از زندگی و فرهنگ او شده است ، چرا که او این مرض را از سالهای پیش با خود داشته و دارد ، در واقع او بیماری است که نمیداند بیمار است… آن روز که گوگوش در تهران شاهد جوک گفتن و تحقیر و توهین به پدرش از جانب دیگران بود ، آن روز بیماری او شروع شد و متاسفانه نخواست و نتوانست که به درمان بیماری خود بپردازد.اما مسئله دیگر نگاه سیاه و سفید وار به مسایل است ، برخی چنین می پندارند که افرادی چون گوگوش که صدای خوبی دارند و هنرمند خوبی هستند میتوانند در هر زمینه الگو و راهنما باشند ، این مسئله یکی از اشتباههای مسلم ماست که از کودکی عادت کرده ایم همه چیز را سیاه و سفید ببینیم یا خوب یا بد. حال آنکه هر کسی نقاط قوت و ضعف دارد . گوگوش هنرمند خوبی برای فارسها و فارس زبانان است اما زندگی شخصی پر تلاطم و سینوس وار داشته است. این یک حقیقت است که او صدای خوبی دارد اما نمیتواند الگوی اخلاقی و کرداری ما نسل جوان باشد. او نمیتواند مؤدب باشد و به همه ی انسانها و حقوق آنها احترام بگذارد اما خوب میتواند موقع ترانه خواندن شکلک در بیاورد و تماشاچی ها را مسرور سازد . به هر حال در بعضی زمینه ها سر است و در بعضی دیگر ته سر!!!
از سایت : http://www.yurd.net

 

 



Tuesday, August 21, 2012

تبدیل گون آز تی وی به پر ببیننده ترین تلویزیون در بین ملتهای ساکن ایران

                                                   تبدیل گون آز تی وی به پر ببیننده ترین تلویزیون در بین  ملتهای ساکن ایران   
تبدیل گون آز تی وی به پر ببیننده ترین تلویزیون در بین ملتهای ساکن ایران
تبدیل گون آز تی وی به پر ببیننده ترین تلویزیون در بین ملتهای ساکن ایران
اؤیرنجی سسی : بنا به گزارشات ارسالی خبرنگاران اؤیرنجی سسی از شهرهای ایران کانال تلویزیونی گونازتی وی در روزهای اخیر و پس از وقوع زلزله ی قره داغ به پربیننده ترین کانال تلویزیونی ماهواره ای در میان اقشار مختلف ملتهای ساکن ایران تبدیل شده است.
بنا به آنچه از مشاهدات عینی برمی آید پس از بایکوت خبری از سوی تلویزیون ایران، گوناذتی وی با پوشش مناسب اخبار و رویدادهای روی داده در مناطق زلزله زده به خوبی توانست بایکوت خبری حاکمیت را شکسته و بعنوان مرجع خبری و تصیم گیری ملت آزربایجان جنوبی تبدیل گردد.
گزارشها حاکی است هر چند این تلویزیون به زبان ترکی آزربایجانی پخش می گردد با این حال به پرببینندترین تلویزیون مناطق کردستان و فارس نشین گرده است .
گزارش دانشجویان آزربایجانی نزدیک به اؤیرنجی سسی از کردستان حاکی است در تمام بین اکراد صحبت از تصاویر پخش در ارتباط زلزله قارداغ دارد.
نفوذ این تلویزیون در بین ملتهای ساکن ایران مخصوص آزربایجانیان به حدی است که حسین باستانی از سردبیران تلویزیون فارسی بی بی سی به این امر اعتراف نموده و در مصاحبه خبری با این تلویزیون گفته : یک تلویزیون وابسته به نیروهای گریز از مرکز ابتکار عمل کمک به زلزله زدگان را در دست گرفته است .
سایت اؤیرنجی سسی تشکرات و قدردانی خویش را از مسئولین گوناذتی وی ابراز می دارد
   مدیریت سایت آرتاساوالان  تشکرات و قدردانی خویش را از تمام مسئولین گوناز تی وی ابراز می دارد


Monday, August 20, 2012

جوابیه تسلیت شجریان !

جوابیه تسلیت شجریان! ــ کامران
آقای شجریان یا بهتره بگم استاد
سال 85 با حرف هاتون دل 35 میلیون تورک آزربایجان رو شکستین
تورک هایی که همه آوازهاتون رو با جون دل گوش میکردن
اما شما در مقابل اعتراض اونها به توهین روزنامه ایران خودتان بهتر میدانید چه گفتید
همان روزها بود که مردم کاستهای شما را شکستند یا در یک کارتن جمع کردند گذاشتند دم در ها
همان روزها بود که شما راه ارتباطی خود با این ملت را بریدید
استاد این مردم همان مردم سال 85 هستند که گفتید در ایران جای این گونه اعتراض ها نیست هر کس ناراحت است برود .....
نمیدانم کجا را گفتید که بروند
از خاک مادرزادی
امروز چه شده که تسلیت می گویید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
سال 85 یادمان نمی رود
که ما هم می خواستیم که برای جوانانمان می خواندید که تفنگت را زمین بگذار
آن روز ملت تورک آزربایجان با مظلومیت تمام کشته دادند
اما دل شما از جنس چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
مطمئن هستم که سنگ نیست چرا که برای جوانان تهران نمی خواندید
نمی خواهم زیاد طولش بدهم
شاید از لهجه تورکی من متنفر باشید
اما خواستم بگویم
بگویم که ممنون از تسلیتتان
نمی خواهم جواب بدی شما را با بدی بدهم
اما این را بدانید که امروز محبوبیت محسن چاوشی خیلی خیلی خیلی بیشتر از مثل شماست( از نظر نویسنده )
حداقل با آن صدای خش دارش برای آزربایجان خواند
اما شما چه کردید در قبال این مردم
خداحافظ صدای نازنین مردم فارس
خداحافظ یادگار گذشته نحس


Wednesday, August 15, 2012

کودکی در جستجوی مادرش و ملتی به تماشای "خنده بازار"

كودكى در جستجوى مادرش و ملتى به تماشاى خنده بازار..
سه شنبه, اوت 14, 2012 - 23:48
از: دکتر آراز سلیمانی
 كودكى در جستجوى مادرش و ملتى به تماشاى خنده بازار....! انسانهادر زیر آوارها زنده به گور شده اند, هنوز از زیر آوار ها صدای انسان‌ها شنیده میشود
کودکان در میان آوارها شیون میکنند , ملت آزربایجان در سوگ و ماتم است. صدا و سیما ,تلویزیون دولتی, برنامه خنده بازار پخش میکند, رهبر دینی شان( بی دینی شان) خامنه ای در تلویزیون ظاهر می‌شود و نیم ساعت از حزب الله لبنان و از تمام مسلمین جهان صحبت میکند ولی انگار از وقوع زلزله و مرگ و زخمی شدن هزاران انسان‌ها در کشوریکه اداره میکند , در آزربایجان نشنیده است. رئیس دولت , رئیس جمهور محمود احمدی نژاد هم انگار از وقوع چنین سانحه و تراژدی عظیم انسانی در مملتیکه اداره میکند بی‌خبر است. و با خفتی بی مانند یک روز هم زود تر از برنامه تعیین شده به عربستان سفر میکند. تلویزیونهای خارجی ساعتها قبل از تلویزیونهای ایرانی از وقوع زلزله و سانحه بزرگ انسانی در آزربایجان خبر میدهند. پیامهای تسلیت از خارج می‌رسد ولی نه از رهبر خبری است و نه از رئیس جمهورش. پیشنهاد کمک‌ها از خارج از طرف دولت رد میشود. کامیونهای کمک ا ز کشور های آزربایجان و ترکیه در مرزها متوقف میشود. همه خبرهائیکه از تلویزیونهای ایران پخش می‌شود و در مطبوعات نوشته می‌شود ضدو نقیض است غیر از یک مورد, آنهم بی اندازه کوچک و جزئی جلوه دادن خسارات زلزله در آزربایجان .به کمک رسانی های خود جوش آزربایجانیها هم مانع تراشی میکنند. پاسدارها و بسیجی ها جلو کمک رسان ها را در راه‌ها میگیرند. به خیلی از ده‌های دور افتاده که به کلی ویران شده اند, هنوز کمک نرسیده است. مسئولین بی مسئول در تلویزیون پایان عملیات نجات رسانی را اعلان میکنند ولی بنا به گفته شاهدان عینی که منطقی و باور‌کردنی هنم به نظر میرسد, هنوز از زیر آوار ها صدای ناله و زاری به گوش میرسد. این است نمونه ای ازوضعیت آزربایجانی ها در ایران.

 

 

Friday, May 4, 2012

شهریارین " دریا ائله دیم " شعری

  شهریارین " دریا ائله دیم " شعری
 تورکی بیر چشمه ایسه، من اوءنودریا ائله دیم.

بیر سوء یوق معرکه نی محشر- کبرا ائله دیم   

بیر ایشیلتی یدی ، سهااولدوزی تک گورسنمز،

گوزیاشیملا من اونو عقد – ثریا ائله دیم.

.....

باخ کی " حیدربابا" افسانه تک اولموش بیر قاف،

من کیچیک بیر داغی سر منزیل – عنقا ائله دیم

....

نه تک ایراندا منیم ولوله سالمیش قلمیم

باخ کی تورکیه ده ، قافقازدا نه غوغا ائله دیم.

باخ کی تهراندا دا فرزانه لر اولموش واله

باخ کی تبریزده نه شاعرلری شئیدا ائله دیم .

هم " سهندیه" سهندین داغین ائتدی باش اوجا

هم من اوز قارداشیمین حاقینی ایفا ائله دیم .

آجی دیللرده شیرین تورکی اولور دو حنظل،

من شیرین دیللره قاتدیم اونو، حلوا ائله دیم .

هرنه قالمیشدی کئچنلردن اونا بال پتکی

اریدیب موملوبالین شهد – مصفا ائله دیم .

تورکی ،واللاه آنالار اوخشایی لای-لای دیلی دیر

دردیمی من بو دوا ایله مداوا ائله دیم.

، سویوقدور بودییرمان هله ده ، شهریار، حئیف

دارتماغا یوخدودنی، من ده مدارا ائله دیم

.......................................



Sunday, October 9, 2011

وحید فائزپور(کیاکسار)را بیشتر بشناسیم

وحید فائزپور(کیاکسار) را بیشتر بشناسیم – نوشته ی الف
چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۵
نسل جوان حرکت ملی آذربایجان در حال بازخوانی هویتی است که در طول سده گذشته در محاق ممنوعیت دولتی گرفتار آمده است.همین نسل می خواهد وارث همه آن چیزهایی باشد که در
مسیر ملت شوندگی تورک آذربایجانی نیاز است. ارتقاء زبان مادریش به عنوان زبان رسمی و دولتی، پالایش تاریخ خود از آلودگی ها و تحریف ها، رفع همه مصادیق تبعیضات اقتصادی و سیاسی اعمال شده از سوی دولت به شدت نژادگرای حاکم در تهران که انسان آذربایجانی را تا سطح شهروندان درجه دوم و سوم به زیر میکشد.
وحید فائز پور متعلق به نسلی است که نهاده های هویت تورکی را با نوشتن آن در خود تثبیت کرد.زبانی را که برای ارتقا آن به جایگاهی رسمی و دولتی اساس خواسته های اوست را یاد گرفت و نوشت(1).این لذت نوشتن و بازیابی هویت تورکی پایه و اساس روحیه جسور و مقاوم وی را تشکیل داد.
17 اسفند سال 90 مقارن با روزجهانی زن برای دیدار با خانم عطیه طاهری همسر سعید متین پور به همراه تعدادی از دوستان خود راهی زنجان میشود.علیرغم دستگیری موقت 6 ساعته در ایستگاه ایست-بازرسی شهید فرجی در میانه و کارشکنی ماموران نیروهای وابسته به اداره اطلاعات مبنی بر منصرف کردن وی و دوستانش از حضور در زنجان، بی توجه به همه تهدیدها به ملاقات خانواده سعید متین پور میرود.
4 خرداد سال امسال در مراسم بزرگداشت شهدای قیام خرداد ماه سال 85 ملت آذربایجان ، در سولدوز حضور می یابد.وی علیرغم تماسهای تلفنی مکرر مامورین اداره اطلاعات اورمیه و تهدید وی و خانواده اش مبنی بر عدم حضور در مراسم مذکور با عزمی راسختر و با جدیتی مثال زدنی برمزار شهدای دیار سولدوز قهرمان حاضر میشود و در مسیر بازگشت به اورمیه به همراه بیست نفر دیگر از دوستان و همفکرانش در سه راهی مهاباد دستگیر و بعد از گذارندن شب در بازداشتگاه 9-پله اورمیه آزاد میشود.
در این بازداشتگاه در جواب مامور اطلاعاتی که وی با جمله " مگر تذکر ندادیم که نباید به سولدوز بروی" گفته بود: " بی جهت در کاری که به شما مربوط نیست دخالت کرده اید".
یک روز پس از برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز مردم اورمیه در تاریخ 5 شهریور 90 نسبت به آنچه سیاستهای عمدی دولت ایران مبنی بر خشکانیدن عمدی دریاچه اورمیه و نابودی حیات مادی آذربایجانیان برگزار شد دستگیرو بعد از تحمل 9 روز بازداشت و تحمل شکنجه های فیزیکی به قید وثیقه 50 میلیونی آزاد شد.شاهدان عینی درگیری وی با ماموران اداره اطلاعات اورمیه به هنگام بازداشتش را گزارش نموده بودند.بعد از آزادی "عدم ارائه حکم جلب از سوی ماموران به هنگام بازداشت" را علت درگیری اش عنوان نموده بود.شاید به جرات بتوان گفت موفقیت وحید فائزپور(کیاکسار) در اداره جلسات بازجویی و پافشاری بر اصول بنیادین گفتمان ملی و حقوق آذربایجانیان در همه مراحل بازجویی علت اصلی روحیه بالای وی پس از آزادی بود.
سه شنبه هفته گدشته 5/7/90 پس از حادثه غمبار درگذشت ناگهانی زندانی سابق سیاسی و فعال حرکت ملی آذربایجان آقای ابراهیم جعفرزاده، همسرش مینا کهربایی و دختر یکساله آنها آیلا ، برای تشییع جنازه آن عزیزان در خوی حاضر شده بود.فائز پور بعد از تشییع پیکر جانباختگان که باشکوه خاصی برگزار شد به همراه بیش از شصت نفر دیگر از حاضرین در مراسم بارداشت و بعد از گذراندن یک شب در هنگ مرزی خوی به زندان این شهر منتقل شده است.قاضی پرونده برای ایشان و سه نفر دیگر از بازذاشت شدگان که هنوز آزاد نشده اند قرار وثیقه ی 10 میلونی صادر کرده است.
نسل جوان حاضر در همه میادین حرکت ملی که فائزپور نیز یکی از نمایندگان آن است مبارزه برای احقاق حقوق ملی را در مفاومت ، اراده ؛ فهم و دانشی بالا جستجو می کند. براستی عزم و اراده جوانانی همچون کیاکسار در مسیر مبرزات ملی آذربایجانیان را باید ستود.
(1).وحید فائز پور24 ساله فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه آزاد واحد تبریز و اهل اورمیه میباشد.ایشان نوشته های خود را در وبلاگ شخصی اش به آدرس www.nazlichay.blogfa.com منتشر مینماید.
به امید آزادی وی و همه زندانیان سیاسی آذربایجان

Tuesday, October 4, 2011

پتیشن برای آزادی عباس لسانی ، فعال سرشناس آذربایجانی

پتيشن براي آزادي عباس لسانی، فعال سرشناس آذربایجانی
با امضا کردن پتیشن فوق، ما خواهان آزادی بی قید و شرط عباس لیسانی، فعال مدنی شناخته شده آذربایجانی هستیم که روز جمعه 18شهریور 90 در اردبیل، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و کماکان در وضعیت نامعلومی بسر می برد.
به گفته خانواده این فعال مدنی؛ او که بعد از دستگیری در وزارت اطلاعات اردبیل نگهداری می شد در روزهای اخیر به یکی از بازداشتگاههای وزارت اطلاعات در تهران انتقال یافته است. این فعال مدنی چند روز قبل از انتقال اش به تهران در طی تماس کوتاه به خانواده خود گفته بود که اعتصاب 16 روزه خود را شکسته و اگر اتفاقی برايش رخ دهد، بخاطر اعتصاب غذا نيست.
خانواده لسانی که بعد از انتقال او به تهران نتوانستند هیچ اطلاعی از وضعیت نامبرده بدست آورند، سخت نگران سلامتی او هستند.
خواست ما بعنوان امضا کنندگان این پتیشن:
- از مقامات ایرانی درخواست می کنیم تا به سرعت و بدون قید و شرط عباس لسانی را آزاد کنند. کسانی که در ارتباط با ابراز نظرات خود به طور مسالمت آمیز و فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صلح آمیز دستگیر شده اند، زندانی عقیده به حساب می آیند.
اصرار به مقامات که اطمینان بدهند که او در معرض شکنجه و بدرفتاری های دیگر قرار نگرفته و به وکیل، اعضا خانواده خود و امکانات درمانی مورد نیاز دسترسی دارد.
جهت امضای پتیشن، اینجا را کلیک کنید
http://www.gopetition.com/petitions/free-abbas-lisani.htm

Wednesday, September 28, 2011

بیانیه فعالین حرکت ملی آذربایجان- اورمیه در اعتراض به روند خشکانیدن عمدی دریاچه اورمیه و اغاز سال تحصیلی

بیانیه فعالین حرکت ملی آذربایجان-اورمیه- در اعتراض به روند خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه وآغاز سال تحصیلی
ملت ترک آذربایجان؛
مردم شهر اورمیه؛
با کمال تاسف و علیرغم اعتراضات مردمی ملت آذربایجان در شهریور ماه، مسئولان دولت ایران به جای اقدامات عاجل جهت رفع بحران دریاچه اورمیه و برخورد با نمایندگان اهانت کننده به ملت آذربایجان و عاملین سرکوب معترضین آذربایجانی تلاش نمودند با منحرف نمودن افکار عمومی و دادن وعده های دروغین صورت مسئله را پاک کنند. ما خواستار آن بودیم که آب پشت سد های ایجاد شده سریعا به دریاچه اورمیه منتقل شود و همه زندانیان سیاسی آذربایجان و بازداشت شدگان حوادث اخیر بی قید و شرط آزاد شده و عاملین اهانت و سرکوب ملت آذربایجان مورد محاکمه قرار گیرند. افسوس مسئولان دولت ایران گوش خود را بر همه خواست های ملت آذربایجان بسته و با طرح های خیالی پنج ساله و ده ساله شعار حل بحران دریاچه اورمیه را سر می دهند و فرزندان غیور آذربایجان همچنان در زندان ها به سر می برند.عاملین اهانت و سرکوب ملتمان نیز همچنان بر صندلی های مجلس شورای اسلامی تکیه زده و بر ریش ملتمان می خندند و همچنان به سخنان سخیف خود در صحن مجلس ادامه می دهند.

ملت ترک آذربایجان؛
مردم شهر اورمیه؛
فعالین حرکت ملی آذربایجان؛
روز نهم مهر گرد هم خواهیم آمد تا بار دیگر بلند تر از قبل صدای اعتراض خود را به گوش بی تفاوت مسئولان ایران و افکار عمومی جهان برسانیم. خشک شدن دریاچه اورمیه نابودی زندگی انسان آذربایجانی می باشد و ضروری است همه ملت آذربایجان هم صدا و در کنار هم فریاد اعتراض بر آوریم. دانشجویان قهرمان آذربایجان در دانشگاه هایمان خود را آماده نموده اند که روز نهم مهر صدای مظلومیت دریاچه اورمیه را بلند کنند و ما نیز در شهر اورمیه در کنار دانشجویان خود خواهیم ایستاد و در کنار اعتراض به خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه خواستار رفع نقض حقوق زبانی ملت ترک آذربایجان خواهیم بود.
ما فعالین حرکت ملی آذربایجان در شهر اورمیه از همه مردم شهرها و فعالین حرکت ملی آذربایجان که در پنجم، دوازدهم و نوزدهم شهریور قهرمانانه برادران خود را در اورمیه تنها نگذاشتند می خواهیم که در نهم مهر نیز به یاری مردم شهر اورمیه بشتابند. از همه مسئولان و نیروهای امنیتی و انتظامی و قضایی آذربایجانی نیز می خواهیم در این خصوص بی تفاوت نبوده و در کنار خواهران و برادران خود بایستند زیرا سرنوشت و زندگی خود آنها و خانواده هایشان نیز وابسته به خواست های مشروع ملت آذربایجان است.
وعده دیدارمان: روز شنبه نهم مهر ساعت پنج عصر
مکان: تقاطع عطایی و امام
فعالین حرکت ملی آذربایجان- اورمیه
یک مهر هزار و سیصد و نود

فراخوان فعالین حرکت ملی لذربایجان در شهر تبریز به تجمعات اعتراضی نهم مهر

فراخوان فعالین حرکت ملی آذربایجان در شهر تبریز به تجمعات اعتراضی 9 مهر
همان گونه که ملت قهرمان آذربایجان استحضار دارند، تجمعات مدنی در شهرهای آذربایجان که خواستار اتخاذ تدابیر جدی و عاجل برای پیشگیری از فاجعه زیست محیطی - انسانی دریاچه اورمیه که دست پخت سو مدیریت تعمدی مسئولین بی کفایت است از پنجم شهریور آغاز شده و ...
چندین هفته ادامه داشت، گواه آشکار و بی تردیدی بر این واقعیت است که ملت ترک آذربایجان با رسیدن به شعور و عزم ملی مثال زدنی نسبت به منافع ملی و میهنی خود حساسیت تمام داشته و در صورت لزوم از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهد کرد.
هیچ تردیدی نیست که مسئله فاجعه زیست محیطی - انسانی دریاچه اورمیه که توطئه ای دست پخت شونیزم فارس برای انهدام زیر ساختهای جمعیتی و جغرافیایی آذربایجان می باشد در سالیان اخیر به جدی ترین و حادترین مشکل آذربایجان تبدیل شده است و میرود تا هستی ملی آذربایجان را به ورطه نابودی بکشاند. در چنین شرایطی است که ملت آذربایجان که مهد انقلابها، تمدنها، اولینها و گهواره تاریخسازان اعصار می باشد بی درنگ و با شعور و حساسیت تمام برای دفاع از کیان خود پا به میدان مقاومت و پایداری گذارد. تجمعاتی که در شهرهای مختلف آذربایجان علی الخصوص تبریز، اورمیه، اردبیل و زنجان صورت گرفت بی شبهه نقطه عطفی دیگر در تاریخ آذربایجان خواهند بود.
ولی متاسفانه مسولین و مقامات کشور ایران نه تنها نخواستند کوچکترین وقعی به خواسته های ملت ترک آذربایجان بگذارند بلکه تجمعات به غایت مدنی و دمکراتیک ملتمان را به خشونت کشاندند. مقامات چنین گمان می کنند که با دادن وعده هایی سر خرمن که برای فوت وقت پیش کشیده اند خواهند توانست اراده ملت آذربایجان را به سخره بگیرند در حالی که از سویی گوش ملتمان با چنین وعده و وعیدهایی پر است و از سوی دیگر بحران دریاچه اورمیه چنان عاجل و اورژانسی می باشد که ملتمان نمی تواند دلخوش مانورهای تبلیغی آقایان برای اتلاف وقت باشد.
در این شرایط است که ملتمان نا گزیر از پیگیری خواسته های حیاتی و فوری خود و در تداوم اجتماعات مردمی شهریور ماه بار دیگر روز شنبه 9 مهر گرد هم خواهد آمد تا بالفعل نشان دهد که تا گرفتن پاسخی در خور در خصوص مطالباتش از پای نخواهد نشت. زیرا ملت آذربایجان می داند مسئله دریاچه اورمیه مسئله مرگ و زندگی برای آذربایجان است و محافلی تاریک نقشه به تخلیه آذربایجان و کوچ اجباری میلیونها ترک آذربایجان به مرکز و جنوب ایران می کشند.
همچنین با توجه به تصادف این تجمعات به ماه مهر که زمان بازگشایی مدارس می باشد و در پاسخ به فراخوان فعالین دانشجویی آذربایجان ملتمان در این تجمعات خواستار رسمی شدن زبان زبان ترکی آذربایجانی و تحصیل به این زبان خواهند شد. بایستی همزمان و همصدا فریاد بزنیم که خواستار تغییرات اساسی در سیستم آموزشی کشور می باشیم که دهه هاست به مثابه ماشین قتل عام فرهنگی ملت ترک آذربایجان و دیگر ملل تحت ستم ملی در ایران عمل میکند.
بدین وسیله ما از تمامی وجدانهای بیدار در ایران و جهان نیز می خواهیم که در این مصاف در کنار ملت آذربایجان باشند و حمایتهای همه جانبه خود را از ما دریغ کنند.
دیدار: شنبه 9 مهر 90 – ساعت 5 عصر – تبریز راسته کوچه تا استانداری
فعالین حرکت ملی آذربایجان
تبریز
4/7/90

Sunday, September 11, 2011

عباس لسانی ، فعال سرشناس آذربایجانی در اردبیل بازداشت شد

عباس لسانی، فعال شناخته شده در اردبیل بازداشت شد
شنبه 19 شهریور1390
بنا بر گفته خانواده لسانی،عباس لسانی روزجمعه ۱٨ شهریور ساعت ٣ بعد از ظهر در منزل مسکونی خودبازداشت وبه نقطه نامعلومی منتقل گردید.
یکی از اعضای خانواده وی در گفتگو با «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» گفت که مامورین اطلاعات با چهار خودرو منزل را محاصره و سپس بدون ارائه حکم قضائی وارد خانه شده و آقای لسانی را کشان کشان از منزل خارج کردند
.
بنابر این گزارش، عباس لسانی پیشتر نیز بارها به دلیل مبارزه مسالمت آمیز در راه احقاق حقوق مدنی آذربایجانی ها از سوی مامورین امنیتی دستگیر، و شکنجه شده و طی سالهای گذشته به دفعات به تبعید، جریمه های سنگین مالی، شلاق و همچنین زندانهای درازمدت محکوم شده بود.

Monday, September 5, 2011

بیانیه مهم شماره سه فعالین حرکت ملی آزربایجان- تبریز در مورد اعتراضات ملت آزربایجان نسیت به خشاندن دریاچه اورمیه

بيانيه مهم شماره 3 فعالين حركت ملي آزربايجان ــ تبريز در مورد اعتراضات ملت آزربايجان نسبت به خشكاندن درياچه اورميه
يکشنبه ۱٣ شهريور ۱٣۹۰ - ۴ سپتامبر ۲۰۱۱
آفرين بر غيرت و شرف ملتي كه ديروز 12 شهريور 90 حماسه اي ديگر آفريد . حقا كه نشان داديد آزربايجاني مي ميرد اما تن به ذلت نمي دهد . در بيانيه هاي قبلي به دشمن متذكر شده بوديم كه با ادامه فشار بر ملت آزربايجان و با دستگيري و زنداني كردن فعالين دلير حركت ملي آزربايجان اين حركت وارد فاز جدي خود شده است . هفته گذشته و ديروز ديديد كه فعالين جان بر كف آزربايجان بر عزم و اراده خود راسخ و استوار هستند .
ما در اين بيانيه بار ديگر به دشمن راسيست اشغالگر فارس هشدار مي دهيم :

1

هر چه سريعتر بدون كوچكترين وقفه اي تمامي زندانيهاي سياسي آزربايجان را بي قيد وشرط از زندان آزاد نمايد

2
آبهاي ذخيره شده در مقابل تمامي سدهاي منتهي به درياچه اورميه را بازكرده و از دشمني با حيات زيست آزربايجان دست بردارد .
3

تمامي سدهاي غير اصولي بسته شده بر سر راه درياچه اورميه را تخريب نمايد

4

زبان توركي آزربايجاني را هر چه سريعتر به عنوان يكي از زبانهاي رسمي كشور اعلان نموده و اجازه تدريس زبان توركي در تمامي مدارس و دانشگاههاي آزربايجان و قسمتهاي تورك نشين همچون تهران و كرج را صادر كند .
5

به تخريب بي رحمانه آثار تاريخي آزربايجان و منابع طبيعي وطنمان پايان بخشد

6

آزادي بي قيد و شرط بيان در مطبوعات و ساير رسانه هاي توركي آزربايجاني هر چه سريعتر لحاظ گردد
7

به غارت معادن و ذخاير زيرزميني و زميني آزربايجان پايان داده شود
8

به ايجاد كارگاهها و كارخانه ها براي اشتغال جوانان آزربايجان در خود آزربايجان سريعاً اقدام شود
9

اداره امور آزربايجانيها به دست خود آزربايجانيها و با راي آزاد ملت آزربايجان ، بدون دخالت قواي مركزي همچون شوراي نگهبان صورت پذيرد .
10

به تحقيرها و توهين ها عليه ملت شريف آزربايجان در رسانه هاي فارس زبان پايان داده شود

11

تمامي عناصر سركوبگر اعم از سپاهي ، اطلاعاتي ، پايگاههاي بسيج ( پايگاههاي فساد ) در آزربايجان هر چه سريعتر برچيده گردد

12

ديد امنيتي و نژاد پرستانه به آزربايجان از اذهان حاكميت راسيست پاك شود

13

به حق تعيين سرنوشت ملتهاي ساكن در اين جغرافيا علي الخصوص ملت بزرگ و 35 ميليوني آزربايجان در عمل احترام گذاشته شود

طبيعي است اين 13 بند از اوليه ترين و كف حقوق شناخته شده ملتها از جمله ملت آزربايجان در چهارچوب قوانين حقوق بين الملل است و اگر دشمن راسيست مركزي به خواسته هاي به حق ملتمان هر چه سريعتر جواب مثبتي ندهد و همچنان فشارها بر عليه ملتمان ادامه يابد ، حركت ملي آزربايجان فاز حركتي خود را قويتر از اين هم خواهد كرد . در پايان به تمامي سياستگذاران حاكميت راسيست مركزي هشدار جدي مي دهيم ، اين حركت هرگز نخواهد خوابيد ، اين حركت تازه شروع شده است و قطعاً ادامه خواهد يافت اين نداي آزربايجان است . اگر درادامه دست از پا خطا كرده و احياناً در مقابل ملتمان از سلاح گرم استفاده كنيد حركت ملي آزربايجان اين حق را براي خود قائل خواهد بود كه حتي تغيير تاكتيك و شيوه دهد .

Wednesday, August 31, 2011

فراخوان فعالین حرکت ملی آزربایجان در تبریز برای اعتراض به خشکیدن دریاچه اورمیه

فراخوان فعالین حرکت ملی آزربایجان در تبریز برای اعتراض به خشکیدن دریاچه اورمیه
مردم شریف و قهرمان تبریز
آنچنان که می دانید سالهاست فعالین حرکت ملی آزربایجان ندای خشکیدن دریاچه مظلوم اورمیه را سر می دهند. سالهاست که فریاد میزنند و جوابی نمی شنوند که هیچ ، بلکه بر عکس دشمن راسیست مرکزی با رد دو فوریتی طرح عملیات آبرسانی دریاچه اورمیه در مجلس عملاً نشان میدهد که این دریاچه از طرف حاکمیت عامدانه در حال خشکاندن است.
از این روی شنبه هفته گذشته 5 شهریور ماه 90 مردم قهرمان اورمیه دست به اعنراض گسترده ای علیه حاکمیت راسیستی ایران زد ده ها هزار از جوانان غیور اورمیه ، مردان و زنان دلیر این شهر تاریخی آزربایجان نشان دادند که آزربایجانی زمانی که صحبت از کیان و هستی وطنش در میان باشد بی هیچ تردید مقابل دشمنانش با غیرت و صلابت خواهد ایستاد . در همین روز مردم قهرمان تبریزنیز با حضور خود در خیابانها نشان دادند که قلب آزربایجان در تلاطم است . اگر در آن روز نتوانستیم قیامی همه گیر را در تبریز شاهد باشیم دلیل آن شدت خفقان موجود و ایجاد شرایط پادگانی در محله های شهر تبریز بود .
اما امروز ما می خواهیم به دشمن بار دیگر نشان دهیم که تبریز همیشه در صحنه است ، خیابانهای تبریز هنوز هم بوی قهرمانی می دهند صدای شیهه اسبهای پدرانمان هنوز هم که هست از خیابانهای تبریز قدیم به گوش می رسد .
لذا ما فعالین حرکت ملی آزربایجان تبریز ، از کلیه شهروندان غیرتمند تبریزی می خواهیم روز شنبه 12 شهریور 1390 بار دیگر همگام با مردم اورمیه در خیابانها حاضر شده و اعتراض مدنی خود نسبت به سیاستهای تبعیض آمیز حاکمیت بر علیه آزربایجانیها را نشان دهند .
مکان تجمع مدنی : تبریز ، خیابان راسته کوچه ( بازار آغزی ) ساعت : 18

( شش عصر)

بیانیه و فراخوان مهم فعالان حرکت ملی اذربایجان- اورمیه

بیانیه و فراخوان مهم فعالان حرکت ملی آذربایجان - اورمیه
بیانیه و فراخوان فعالین حرکت ملی آذربایجان-اورمیه- پیرامون حوادث خونین پنجم شهریور در آذربایجان
پنجم شهریور، شهر اورمیه شاهد حوادثی خونین بود که از یک سو غرور و اراده ملی ملت آذربایجان را به نمایش گذاشت و از سویی نیز کرامت انسانی توسط گروه های چماق دار بسیجی و نیروهای ضد شورش دولت ایران لگد مال شد.
تجمع آرام و مدنی هزاران نفر از مردم اورمیه در اعتراض به خشک کردن عمدی دریاچه اورمه با یاغی گری ماموران دولتی چنان به خشونت کشیده شد که صد ها نفر را راهی بیمارستان ها و بازداشت های نا معلوم اداره اطلاعات و نیروی انتظامی و سپاه پاسداران کرد و البته شایعاتی نیز در شهر پیچید که دو نفر از عزیزان به شهادت رسیده اند که هنوز به دلیل شرایط سخت امنیتی صحت و سقم این مسئله برای ما نیز پنهان است.
دولت جمهوری اسلامی ایران با تجربه سی ساله سرکوب اعتراضات مردمی و حذف فیزیکی فعالین دگر اندیش که امروزه به همراه ارتشیان سوری در خیابان های سوریه نیز آن را تمرین می کند با بستن دستگیر شدگان به درخت ها و تیر برق های خیابان ها و ضرب و شتم وحشیانه آنها و شلیک مستقیم به سوی مردم خون انسان ها یی را که تنها گناهشان دفاع از دریاچه اورمیه بود بر زمین ریختند.
شهر قهرمان تبریز نیز که روز سیزده فرودین امسال شاهد تجمعاتی در حمایت از دریاچه اورمیه بود بار دیگر روز شنبه پنجم شهریور قدرت نمایی سربازان دولتی و سرکوب اعتراضات خیابانی را مشاهده کرد ودر عرض چند روز ده ها نفر از فعالین ملی آذربایجان به صورت غیر قانونی بازداشت و به مکان های نامعلومی انتقال یافتند.
ما فعالین حرکت ملی آذربایجان –اورمیه-ضمن ابراز همدردی با خانواده های مجروحین و بازداشت شدگان حماسه پنجم شهریور از همه ملت آذربایجان خصوصا بانوان قهرمانی که لیاقت و غیرت خود را در خیابان های اورمیه به رخ همه کشیدند قدردانی کرده و از فعالین حرکت ملی آذربایجان در همه شهرهای آذربایجان و ساکن در کشورهای خارج به دلیل اتحاد و همبستگی بسیار خوب که نشان از قدرت حرکت ملی آذربایجان دارد تشکر می کنیم و امیدواریم که در روزهای آتی نیز با ارداه و همبستگی ملی مبارزه و دفاع از دریاچه اورمیه را تداوم بخشیم.
همچنین شنیده ها حاکی از آن است که بسیاری از فعالین اجتماعی و سیاسی تهران نیز خواهان برگزاری تجمعاتی در ابراز همدردی با مردم آذربایجان و دریاچه اورمیه هستند. ما با ابراز خشنودی، امیدواریم که با درک مطالبات متقابل بتوانیم اتحاد لازم را بین نیروهای آزادیخواه را بوجود آوریم.
ملت شریف آذربایجان
ما به عنوان فعالین حرکت ملی آذربایجان- اورمیه- با اعتراض شدید به سرکوب خونین مردم در شهرهای تبریز و اورمیه اعلام می کنیم که اعتراضات ملت آذربایجان در روز شنبه حرکتی احساسی و کور نبوده و بر مطالباتی استوار است که تا رسیدن به آن همچنان به اعتراض خود ادامه خواهیم داد. بنا براین عصر روز شنبه دوازدهم شهریور بار دیگر در میادین و خیابان های شهر اورمیه گرد هم می آییم تا یک بار دیگر خواسته های خود را به صورت مدنی به گوش همه برسانیم. امیدواریم که فرزندان قهرمان ستارخان در دیگر شهرهای آذربایجان و آزادیخواهان دیگر شهرها نیز به یاری برادران خود در شهر های تبریز و اورمیه بشتابند.
مطالبات ملت آذربایجان در تجمع اعتراضی روز شنبه دوازدهم شهریور بر این پایه ها استوار خواهد بود:
توقف فوری سیاست خشک کردن عمدی دریاچه اورمیه
- انجام اقدامات فوری و ملموس برای جلو گیری از خشک شدن دریاچه اورمیه
- عذر خواهی دولت و رئیس مجلس شورای اسلامی و نمایندگانی که به ملت آذربایجان اهانت کرده اند
-استعفای استاندار آذربایجان غربی به عنوان مسئول اول شورای تامین استان که دستور شلیک مستقیم به مردم بی گناه را داده است
- محاکمه و معرفی فوری عاملین سرکوب خونین شهر اورمیه
- آزادی همه زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان روزهای قبل و روز پنجم شهریور در شهر تبریز و اورمیه
- جبران خسارت مالی کسانی که اموالشان توسط نیروهای یگان ویژه صدمه دیده است.
- توقف استفاده از کلمات اهانت آمیز همچو اراذل و اوباش و... علیه مردم معترض در مطبوعات و رسانه های دولتی وعده دیدار: روز شنبه دوازدهم شهریور ماه ساعات : شش عصر
مکان: میدان ولایت فقیه- خیابان امام- خیابان عطایی- خیابان بعثت- خیابان خیام جنوبی- خیابان کاشانی- میدان ایالت
همه ملت آذربایجان،فعالین حرکت ملی آذربایجان و آزادیخواهان سراسر ایران را دعوت می کنیم با برگزاری تجمعاتی در این روز مردم شهر تبریز و اورمیه را تنها نگذارند.


فعالین حرکت ملی آذربایجان- اورمیه


هفتم شهریور هشتاد و نه-

بیانیه حزب سبزهای آلمان برای نجات دریاچه اورمیه

بیانیه حزب سبزهای آلمان برای نجات دریاچه اورمیه
دویچه وله : حزب سبزها در بیانیه‌ای پیرامون خشک شدن دریاچه اورمیه، دولت آلمان و شرکای اروپایی آن را به شرکت فعال در کاهش ابعاد این "فاجعه " فراخوانده. این حزب خواهان آزادی کسانی نیز شده که در اعتراض به وضع دریاچه دستگیر شده‌اند.
کلاودیا روت، رییس حزب سبزهای آلمان، بیانیه‌ای در ارتباط با وضعیت اکولوژیکی دریاچه اورمیه صادر کرده است. این بیانیه در پی تظاهرات انجام شده در شهرهای اورمیه و تبریز در روز شنبه ۲۷( اوت /پنجم شهریور) و دستگیری تعدادی از معترضان نوشته شده است.
در بیانیه آمده که اکسیون‌های جاری در آذربایجان برای حفظ دریاچه اورمیه، نیاز به توجه و پشتیبانی بین‌المللی دارند و "فاجعه اکولوژیک" کنونی در این دریاچه را نباید موضوعی صرفا داخلی در ایران تلقی کرد.
بیانیه تصریح کرده که دولت ایران علاوه بر ناکارایی در مهار این مشکل، چشم خود را بر مطالبات مردم منطقه نیز بسته و فعالان زیست محیطی و افراد معترض به وضع دریاچه اورمیه را متهم به جدایی طلبی می‌کند.
حزب سبزها از دولت جمهوری اسلامی خواسته است که ضمن دادن اجازه ورود سازمان‌ها و کارشناسان محیط زیست به ایران، اطلاعات لازم در باره دریاچه اورمیه و سیاست آب‌رسانی به آن را نیز به آنها ارائه کند. در بیانیه تاکید شده که فرصت زیادی برای کند کردن روند خشکیدن دریاچه و کاستن از بحران زیست محیطی موجود باقی نمانده است.
کلاودیا روت هم‌چنین از دولت آلمان و شرکای اروپایی آن خواسته که از کلیه کانال‌های تماس خود با جمهوری اسلامی ایران برای ارائه کمک‌های فنی و کارشناسانه، به منظور نجات دریاچه اورمیه بهره گیرد.
حزب سبزها خواستار آزادی کلیه کسانی نیز شده که در جریان اعتراض‌های روز شنبه (۲۷ اوت/پنجم شهریور) در شهرهای میانه، تبریز یا اورمیه دستگیر شده‌اند. در بیانیه با اشاره به خسارت های کشاورزی و اقتصادی در منطقه پس از خشک شدن دریاچه اورمیه، تاکید شده که مردم منطقه حق بهره‌مندی از محیط زیست سالم و زندگی در شرایط مناسب را دارند.
سرکوب تظاهرات اعتراضی در آذربایجان
نیروهای امنیتی در جریان اعتراض مردم شهرهای تبریز، اورمیه، میانه در روز شنبه، ده‌ها نفر را بازداشت کرده‌اند. به گزارش شاهدان عینی، کانون اعتراض‌های مردم تبریز در میدان "امام" این شهر بوده و ماموران امنیتی با شلیک گاز اشک‌آور، تظاهرکنندگان را پراکنده کرده‌اند. از تعداد بازداشت شدگان و محل نگاهداری آنها خبر تایید شده و موثقی در دست نیست.
پیش از این ۲۲ نماینده آذری زبان مجلس نیز با نوشتن نامه‌ای به هیات رییسه مجلس خواستار رسیدگی جدی و قانونی به بحران دریاچه اورمیه و پاسخگویی دولت در قبال تبعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ناشی از روند خشک شدن دریاچه اورمیه شده بودند.
دریاچه اورمیه، دومین دریاچه بزرگ آب شور دنیا و بیستمین دریاچه بزرگ جهان است. این دریاچه از سال‌ها پیش به دلایلی چون احداث جاده میان‌گذر، سد سازی در مسیر رودخانه‌های تامین آب آن و کاهش بارندگی در معرض نابودی و تبدیل به یک شوره‌زار قرار گرفته است. در سال ۱۳۸۰، وضعیت این دریاچه پس از کاهش عمق شش متری آن، بحرانی اعلام شد. در حال حاضرعمیق‌ترین بخش این دریاچه دو متر ژرفا دارد
.

Thursday, August 25, 2011

بیانیه فعالان ملی اردبیل در حمایت از دریاچه اورمیه

بیانیه فعالان ملی اردبیل در حمایت از دریاچه اورمیه
چهارشنبه ۲ شهريور ۱٣۹۰ - ۲۴ اوت ۲۰۱۱
بار دیگر شوونیسم فارس دست خود را از آستین مجلس بیرون آورد و این بار هر چه عریانتر قصد و نیت خود را ماند اسلاف خویش نشان داد که همانا نابودی آذربایجان و هر آنچه در آن است از کوه و دریاچه گرفته تا ملت آن، و در آخرین اقدام شنیع خود با دادن رای منفی به طرح دو فوریتی نجات دریاچه اورمیه نشان داد که اندک کورسوی امید نیز از سوی سیستم شوونیسم فارس جایش را به ناامیدی داده و این مثل پدرانمان را به یاد آورد که « ائلینه آرخالانان، بئلی بوکولمز » .
اما این اقدام عمال شوونیسم فارس و مسائل بعد از آن دو نکته بسیار مهم را برای فعالین حرکت ملی ثابت نمود، تا شاید از این پس در عملکردهایشان دچار آزمون خطا نگردیده و با عبرت از گذشته خود با استقامت تمام و ایمان تزلزل ناپذیر به راه خود ادامه داده و دچار کجروی ها نگردند
1.

اولین نکته عبرت اموز از حوادث ذکر شده این است که فعالین ملی نباید نوک پیکان انتقاداتشان را به سمت اشخاص معلوم الحال چه به عنوان نمایندگان مناطق تورک نشین و چه به عنوان دیگر مناطق بگیرند، بلکه فعالیت ها و افشاگری هایشان را در جهت بر ملا ساختن سیستم شوونیستی فارس و ریشه کنی آن متمرکز نمایند و بدانند که از این امامزاده حاجتی عاید کسی نگردیده و با تغییر اشخاص نیز چرخ بر همان پاشنه خواهد چرخید .
2.

دومین نکته عبرت آموز و مهم این حوادث ،اتفاق نظری است که در سایت ها و محافل رسمی و مجازی بر سر این موضوع وجود دارد و نوید مسرت بخشی است که از ناکامی سیاست های تفرقه افکنانه که در چندین سال اخیر بوسیله عوامل شوونیسم فارس و برخی عناصر سست عنصر و منفعت طلب دوست نما در حال ریشه دوانی در بین فعالین ملی بود، حکایت دارد. اورمو گؤلو نشان داد که آذربایجان و فعالین آن به هر چه در سرزمین آبا و اجدادی خود می گذرد عکس العمل قاطع و یکسان نشان خواهند داد . فرقی نمی کند روزی تخریب ارک تبریز ، روزی تخریب مکان های تاریخی سولدوز و روز دیگر خشکانیدن دریاچه اورمیه، همه از زنجان، قزوین و همدان گرفته تا اردبیل، تبریز و اورمیه به یک اندازه مسئول هستیم.
در پایان با ذکر این مطلب که فعالین ملی اردبیل همگام با دیگر مناطق آذربایجان ضمن محکوم نمودن اقدام نمایندگان شوونیسم فارس و اعلام حمایت از حرکت های اعتراضی پیش رو، تاکید می کنیم که فعالین ملی اردبیل به پشتوانه قدرت لایزال ملت آذربایجان و فرزندان غیور ساوالان اعلام می دارند اگر در روزهای آینده اقداماتی در جهت احیای دریاچه اورمیه صورت نگیرد، فعالین ملی اردبیل در هر زمان مقتضی و با رعایت چارچوب مصالح حرکت ملی آذربایجان و همچنین منافع ملی مان، حماسه ای دیگر از جنس قیام خرداد 85 را رقم خواهند زد با این تفاوت که دامنه ای آن محدود نخواهد بود، زیرا ملت آذبایجان بیدارتر و مجربتر از پنج سال پیش گردیده اند
.
www.oyrenci.com/news.php?id=6184 ازسایت

Tuesday, August 23, 2011

فراخوان اعتراضی فعالین حرکت ملی آذربایجان

فراخوان اعتراضی فعالین حرکت ملی آذربایجان
در روزهای اخیر بار دیگر جریانی هزار پا که نشات از نژاد پرستی ایرانی-فارسی میگیرد ماهیت واقعی و اراده خود برای نابودی آذربایجان را عریان تر کرد.
دریاچه اورمیه، نگین سرخ آذربایجان، که بر اثر سیاست های غلط و مغرضانه سیاسیون تهران در حال خشکانده شدن است گذشته از ارزش گران بهای طبیعی و زیست محیطی تبدیل به بمبی ساعتی شده که انفجار آن منطقه آذربایجان را به کویری نمکزار تبدیل خواهد نمود. کسانی که سال هاست با تفکرات نژاد پرستی ایرانی آب بر ریشه ارکان ملی ملت ترک آذربایجان بسته و دشمنی خود را زمانی با سلاح و سلاخی نشان داده اند و زمانی نیز با لباس قاتون گذار سرکوب، جنایت، نقض حقوق بشر و نژاد پرستی را دفاع از تمامیت ارضی ایران و دفاع از هویت ایرانی نامیده اند حال در مجلسی فرمایشی که به اصطلاح می بایست مدافع ارزشهای انسانی باشد رای به عدم تصویب طرح آبرسانی به دریاچه اورمیه می دهند که این بار سونامی نمک آذربایجان را به قهقرای زمان ببرد.
ملت شریف آذربایجان ؛
دانشجویان، جوانان، کارگران، بازاریان، کارمندان، نظامیان و مسئولان دلسوز آذربایجانی؛
ظاهرا ده ها هزار طومار، نامه، مقاله، خبر، نمایشگاه، عکس و گزارش اعتراضی، شعار های هواداران تیمهای ورزشی آذربایجان و تجمعات سیزده فروردین در کنار دریاچه اورمیه نتوانسته که خواب غفلت برخی از به اصطلاح نمایندگان مردم آذربایجان و مناطق ترک نشین را از سرشان به در کند و در سایه بی لیاقتی شان در عدم رای دادن به فوریت طرح آبرسانی به دریاچه اورمیه مغرضان و دشمنان که این بار سرشان از مجلس به اصطلاح ملی در آمده عریان تر از قبل سیاست خود را مبنی بر خشک کردن دریاچه اورمیه و کوچ اجباری مردم از آذربایجان به زبان آورده و مانع تصویب طرح دوفوریتی مجلس شدند.
ما فعالین حرکت ملی آذربایجان در شهر اورمیه ضمن هشدار به برخی از نمایندگان بی لیاقت شهرهای آذربایجان و شهرهای ترک نشین که هنوز کاسه لیسی سیاسیون نژاد پرست را کرده و جاده صاف کن اهداف مغرضانه آنها بر علیه آذربایجان می شوند از عموم مردم شهر اورمیه می خواهیم تا روز پنج شنبه سوم شهریور با پیراهن (تی شرت) ها و یا علائمی که در خصوص در یاچه اورمیه باشد در مسابقه بین تیم های شهرداری و تراختور در استادیوم سهند تبریز حاضر و فریاد حمایت از دریاچه اورمیه سر دهند و همچنین روز شنبه پنجم شهریور با تجمع در خیابان عطایی اورمیه اعتراض خود را به برخی از نمایندگان بی لیاقت شهرهای آذربایجان و ترک نشین که رای به طرح حمایت از دریاچه اورمیه ندادند اعلام و پیام اخطاری به شونیستهای مرکز نشینی بفرستند که به شیوه های مختلف خواهان نابودی و کوچ ملت آذربایجان از سرزمین های مادری شان میباشند که خشک کردن دریاچه اورمیه در راس آنها قرار داد.
همچنین از فعالین ملی سایر شهرهای آذربایجان می خواهیم در این مسئله حیاتی ساکت ننشسته و صدای اعتراض خود را بلند نمایند. شایسته است فعالین و جوانان دیگر شهرهای آذربایجان نیز با شرکت در این مناسبتها حمایت عملی خود را دریغ نکنند. همچنین از همه نویسندگان، روزنامه نگاران و کاربران اینترنتی آذربایجان نیز می خواهیم که در انعکاس اخبار اعتراضات به رد فوریت طرح مذکور و فاجعه خشک شدن دریاچه اورمیه نهایت تلاش خود را انجام دهند.
در این بین از مسئولان سیاسی و قضایی و نیروهای انتظامی محلی می خواهیم در امر دفاع از حقوق آذربایجان نهایت سعه صدر و تامل را با مردم داشته باشند. بی تردید نحوه عملکرد مسئولین منطقه ای در نزد ملت آذربایجان میزانی خواهد بود برای سنجش و قضاوت در مورد آنان .وعده دیدار :
پنج شنبه سوم شهریور، استادیوم سهند تبریز، بازی تراختور-شهرداری
————————————————————————————
شنبه پنجم شهریور، اورمیه- تقاطع امام و عطایی – حرکت به سمت میدان ایالت، ساعت شش عصر
www.GunAz.Tv 22-اوت-2011, 11:01

وطن یوخسا هئچ کیمسه یوخدور، اورمو گؤلو وطنیمیزین اورگی دیر

وطن یوخسا هئچ کیمسه یوخدور، اورمو گؤلو وطنیمیزین اورگی دیر
سه‌شنبه ۱ شهريور ۱٣۹۰ - ۲٣ اوت ۲۰۱۱
سون ایللرده آدربایجان میللتینین اورمو گؤلونون دیریلمه سی اومودو اولسایدی و بونا گؤره ده الینده کی هر فورصتدن یارارلانماغا چالیشیب، میتینگلر قوروب، آراشدیرمالار آپاریب و بیر چوخلاری توتوقلانیب ایشکنجه یه معروض قالیبلار، آما 25 مرداد تاریخینده ایران مجلیسینین اورمو گؤلو ایله باغلی طرحه یوخ دئمه سی، اومودلاریمیزین هامیسین سؤندوروب، ایران حاکمیتینین اورمو گؤلونون قوروماسینا سون ایمضاسی نی آتدی. آرتیق آذربایجان و اونون وارلیغی مرکزی حرکتلرده و حاکمیت طرفینده ذره جه اؤنمی اولماییب، آرادان گئتمه لرینه چالیشیرلار. بو کیمی اولایلار آذربایجانین فارس شوونیزم طرفیندن سؤمورولمه سی نی گؤز اؤنونه سرگی له ییر لر. بونلار استعمار دئییل سه نه دئمک اولار؟!!
اورمو گؤلونون قوروماسینین آردیندان، آدربایجان تورپاقلاری دوزلاغا و قورولوغا دؤنوب، هئچ یارارلانماق ایمکانی اولمایاجاق و آرتیق یاشاماق دا مومکون دئییل. نئجه کی فارس شونیست میللت وکیللری اورمو گؤلونو دیریلتمه یینه چالیشماقدانسا، اونو اؤز حالینا بوراخیب منطقه ده کی اینسانلاری باشقا یئره کؤچورتمه یه مجبور ائدیرلر. بو سیاست لر شوونیزم حاکمیتین آذربایجانا قارشی سؤمورگه چی لیک و جمعیت دییشیم سیاست لرینی بلیردیر.
بیز توفارقان میللی فعاللاری آذربایجان میللتینین بو چیرکین سیاست لره اعتراضینا قاتیلاراق، آذربایجان میللت وکیللرینی بو قونودا آرتیق سوروملو اولمالارینی ایسته ییریک. اؤته یاندان بو طرحین رد ائتمه یینی اؤزللیکله بجنورد شهرینین میللت وکیلی و باشقا آدربایجان لی لار کی بو طرحی مثبت اونایلاماییب لار محکوم ائدبربک. ائله جه بوتون آذربایجان میللتینی بو اعتیراضلارا چاغیراراق، اؤز گوجلو و کسکین قاتیلیمیمیزی وطنیمیزین دیریلییینه بیلدیریریک.
گؤروشوموز پنجشنبه گونو تبریز، تراختور- بلدیه اویونو
شنبه گونو اورمو .
توفارفانین میللی فعاللاری
ازسایت www.oyrenci.com/news

Tuesday, August 16, 2011

نامه یک جوان اردبیلی آزربایجانی خطاب به علی دایی

نامه یک جوان اردبیلی آزربایجانی خطاب به علی دایییاشاسین سهند و ساوالان
دوشنبه ۲۴ مرداد ۱٣۹۰ - ۱۵ اوت ۲۰۱۱
علی آقا اینجا ایلانه ( ایرانه ) - علی آقا سلام
به عنوان یک آزربایجانی و یک همشهری اردبیلی تو وقتی می دیدیم از شهرمان اردبیل، شهر صفویان، به عنوان یک نماینده آزربایجان در عرصه فوتبال خود نمایی می کنی به خود می بالیدم و عکس های رنگی ات دیوار خانه ام را مزین کرده بود و بدان فخر می کردم.
علی آقا، من آزربایجانی ام و زاده اردبیل و عاشق فوتبال. امروز فوتبال را با تراختور می شناسم، تیمی که هر هفته با سایر دوستان اردبیلی ام سوار بر اتوبوس و راهی تبریز می شویم و برای رسیدن به عشقمان و فریاد یاشاسین آزربایجان رنج سفر به جان می خریم. در هر بازی حتماً پارچه نوشته ای داریم تا نشان دهیم که اردبیل و ساوالانش همیشه حامی تیم تراختور آزربایجان هستند و اردبیل از آزربایجان است و اردبیلی آزربایجانی. البته در هر بازی از هر طرف آزرباجان خیل عظیمی می آیند که در کنار هم آزربایجان متحد را نشان می دهیم. ( زنجان – اورمو – اردبیل – قوشاچای – سولدوز – ماراغا – قزوین و تئهران و کرج و قاراداغ وو) در هر پارچه نوشته ای که باز می شود نام یک شهر از آزربایجان دیده می شود که ملت دست به تشویق شهر مورد نظر می کنند که اشک از چشمانمان سرازیر می شود. هر گاه نام اردبیل می آید با ساوالانش آن را خطاب می کنند و یاشاسین ساوالان اردبیل می گویند.عجب حسی دارد این اتحاد و با هم بودن و فریاد های یاشاسین آزربایجان.
علی آقا دلمان خون است می دانی چرا؟ از این که تمام عمرت را برای فوتبال ملت فارس گذاشتی و دریغ از یک همدردی با همشهریات و هموطنان تورک آزربایجانی. علی آقا ما تو اردبیل تیمی در لیگ برتر نداریم و تراختوری داریم که برای همه ملت آزربایجان استو اردبیل و تبریز و اورمو نمی شناسد و فقط و فقط آزربایجان است. علی آقا آن روزی که در کنفرانس خبری از ایران و ایران بودن سخن به زبان آوردی و ملتی که در ورزشگاه بودند را بیگانه و بی سواد خواندی از خودم خجالت کشیدم و افسوس خوردم و از دوستانم شرمنده.
علی آقا الان همان ایرانی که سنگش را به سینه ات می زدی تو را دلقک می کند و برای خنداندن ملتش تو را به سخره می گیرند و وقتشان را پر می کنند. علی آقا امروز هم ناراحتم و شرمنده. امروز ناراحت از اینکه همشهری ام و افتخار آزربایجان بازیچه دست دو بی شرف و فاشیست فارس شده و توهین هایی که به همشهری ام می شود. ولی باز شرمنده دوستان که تو باعث شدی من در کنار آنها خجالت زده شوم که مایه ننگ و توهین شدی. علی آقا یادت هست از طرف اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه اردبیل برایت زنگ زدیم و به تو گوشزد کردیم که دیری نمی پاید و همین آدمها تو را توهین می کنند. درست بعد 2 هفته در ورزشگاه آزادی هر چه از دهنشان بیرون آمد نثارتان کردند و باز ما زنگ زدیم تا حقانیتمان را ثابت کنیم.
حال علی آقا: می بینی سرنوشت همان کسانی که به ملت و زبان خود پشت می کنند چه می شود؟ در تلویزیون به جای تمجید و تعریف ادایش را در آورده و دلقک او را بازی می دهند. آیا این است شهریار ایران من؟ این جواب آن همه زحمت و رنج و محبتی که در حق غیر خود کردی. علی آقا به تو لقب شهریار دادند ولی تو حتی یک مصرع از شهر شهریار را زمزمه نکردی. کاش می دانستی که چرا شهریارت منظومه حیدربابا را به خاطرت ملتش خلق کرد تا حداقل کار را برای زبان و وطنش کرده باشد. کاش تو شهریار فوتبال نمی شدی و امروز دلقک برنامه تلویزیونی. علی آقا سخن به درازا نکشد، خواستم درد دلی کرده باشم و بدانی که اگر با ما بودی مطمئن باش کسی جرات این بی حرمتی را به تو نداشت. حال که تو تنها ماندی باید بدانی که برای هر کس تنها و تنها خودی یاری رسان است و همان جمله معروف که می گوید (( تورکه تورکده ن باشقا کیسمه یانماییب و یاردیم اولماز)).
اولسا ائل ائولادی سارساخلار کیمی ویجدانسیز
ائل ایچینده ن قوزانیب ائلده ن اوزاخلاشسین گرک
آزربایجان بزرگ است و ملتش دلی صاف و بزرگ همچو دریا. آنها ارزوهای بزرگی دارند و شاید باشد که برگردی و توبه ای کنی و بر آغوش آزربایجان برگردی. گفته بودیم که کاری نکن که برای برگشتن دیر باشدو خجل.
یاشاسین آزربایجان
یاشاسین اردبیل
یاشاسین سهند و ساوالان
ARAZNEWS

Saturday, July 16, 2011

چکیده سخنرانی چنگیز گوی تورک سخنگوی آمات

چکیده سخنرانی چنگیز گوی تورک سخنگوی آمات ( آزربایجان ملی آزادلیق تشکیلاتی به تاریخ 28.06.11
در تلویزیون آزربایجان جنوبی (گون آزتی وی
چنگیز گوی تورک در جواب به سئوال چه باید کرد میگوید موضوع بسیار مهمی را در دستور کار قرار داده اید، صحبت های که پیرامون این موضوع میشود به حد کافی مورد قبول من است، من فکر میکنم که این مباحثات به حد کافی در انکشاف حرکت ملی آزربایجان تاثیر گذار خواهد بود. در جواب سئوال " چه باید کرد" قبل از هر چیز باید به ماهیت حرکت ملی آزربایجان دقت کرد، حرکت ملی آزربایجان چیست ، این حرکت حامل کدام اهداف است و به کدامین سو میرود. اگر ما این را معیین کنیم و ماهیت آنرا ( حرکت ملی آزربایجان) به تمامی مشخص کنیم، زمینه های جدی راه کارهای خودمان را حاضر کرده ایم. جنبش ملی آزربایجان یک پروسه در حال رشد است،
زمان درازی است که ادامه دارد، طی این زمان میتوان گفت که خطوط آن معیین شده است، از کجا آغاز گشته و به کدامین سو میرود ، بدون آنکه بخواهیم استراتژی های مختلف را در دستور کار و مورد ارزیابی قرار دهیم ؛ اگر از یک ارزیابی عمومی حرکت کنیم ، جنبش ملی آزربایجان در جنوب آزربایجان ، مبارزه ای برای دستیابی به حقوق ملی و دولت ملی تورک آزربایجان است، اگر دقت کنید اینجا صحبت از برپایی حکومت و دولت ملی است ؛ یعنی در اینجا مشخصه اصلی حرکت ملی آزربایجان بر پا کننده گی آن است. هر از چند گاهی سعی میکنند که نیرو و پتانسیل ما را تنها به عنوان نیروی سرنگون کننده رژیمها و یا سرنگون کننده رژیم کنونی نشان دهند. و ما هم متاسفانه در دام می افتیم ما خود را نباید تنها به عنوان نیروی برانداز نگاه کنیم وامکان ندهیم که به ما تنها بعنون کسانی که قادر به محو رژیم هستند، در خارج آن قادر به هیچ کاری نیستند، ویا نباید بکنند ؛ نگاه کنند. شکی نیست که ما برای برپایی یک ساختار مجبور به ویران کردن ساختار کهنه هستیم و این طبیعی است. این که این ساختار کهنه از چه عبارت است بعدا خواهیم پرداخت. موضوع اساسی آمادگی و تمام کردن نقشه های برپایی است، ما هر نامی که بر این ساختار میگذاریم و از چه زاویه بدان نگاه میکنیم در درجه اول برای برپایی آن نیاز به یک نقشه و برنامه داریم . این برنامه چیست ؟ این برنامه نظریه حرکت ملی آزربایجان است. بدون شک حرکت ملی آزربایجان در صاحه نظری در طی بیست سال اخیر پیشرفته های بسیاری نموده است ، اما این به معنای تکمیل شدن تمام کمال نظریه نیست. برای تکمیل آن اولین وظیفه در راستای حرکت ملی ارزیابی تلاش های نظری بعنوان ثروت ملی و رفع نقصانهای 200 سال گذشته است. حوادث خرداد 2006 بر همگان آشکار است، در خرداد ماه حرکت بزرگ توده ای انجام شد، این قیام توده ای همزمان با نکات مثبت ؛ جنبه های ضعیف ما را هم به نمایش گذاشت. نقصانهای ما عبارت از آن بود که ما از تبدیل این حرکت به یک رویداد سیاسی جدی ناتوان شدیم ؛ از معرفی آن در افکار عمومی جهانی عاجز ماندیم. جلب توجه جهانی به حرکت ملی آزربایجان میتوانست خدمات جدی نصیب این حرکت سازد. اینجا ما با یک مشکل بسیار جدی مواجه هستیم. ما هنوز نتوانسته ایم اذهان عمومی جهانی را مورد خطاب قرار دهیم ، این مسئله میتوانست از طریق تبلیغات و رسانه های عمومی عملی شود؛ چیزی که خارج از امکانات ما قرار داشت. در کنار این خصوصا در زمان اخیر می بینم که در حرکت ملی آزربایجان گسستهای هم می تواند بوجود آید که زمینه های سردرگمی مردم را فراهم بیاورد. این مسئله را بویژه در طی یک سال اخیر در حرکت ملی آزربایجان آشکارا مشاهده میکنیم ؛ باید گفت که اینجا یک مشکل وجود دارد ؛ این مشکل محض عبارت از این است که حرکت ملی آزربایجان هنوز نمیتواند بطور جدی توده را از یک زبان واحد مورد خطاب قرار دهد. به دیگر سخن تعدد دایره های گوناگون که هر یک به زبان خود توده را مورد خطاب قرار میدهند در مردم سردرگمی ایجاد میکند. در این میان اصلی ترین وظیفه ما بطور محض عبارت از این است که نیروی حرکت ملی آزربایجان و پتانسیل آنرا در یک تشکیلات مرکزی متشکل کرده و ادامه دهیم .
البته این پروسه در یکی دو روز نمیتواند به واقعیت بپیوندد ؛ وقتی از تشکیلات واحد و مرکزی سخن میگوییم این تشکیلات محصول پروسه دراز مدت خواهد بود ؛ در این میان برخی از تشکیلاتها نیرومند تر شده و برخی نیروهای خود را از دست داده و به تاریخ خواهند پیوست، یا تشکیلاتهای در هم ادغام خواهند شد ، نهایت اینکه ما قادر به ایجاد یک تشکیلات مرکزی خواهیم شد. زمان ایجاد این تشکیلات مرکزی ، بطور کلی در حرکت ملی آزربایجان پروسه متشکل شدن رسیده است ؛ چه بسا که دیر هم شده است . چون که خارج از اراده ما شرط ها در منطقه در حال تغییرهستند. اگر این شرطها در منطقه تغییر کنند و ما چه از زاویه نظری و چه از زاویه تشکیلاتی آمادگی مقابله با آن را نداشته باشیم و به نیروی جدی سیاسی تبدیل نشویم ، آنوقت نیروها ی ما ، نیروی غیر قابل کنترل و یا بعنوان نیروی سرنگون کنند ارزیابی شده و به دیگر سخن در خدمت نیروهای دیگر به عنوان نیروی سرنگون کننده در خواهیم آمد. اینها ( ایجاد تشکیلات مرکزی) در این مرحله ضرورتهای عملی ما را تشکیل میدهند در کنار آن وقتی از تشکیلات صحبت میکنیم صحبت از تشکیل آن تنها در جنوب آزربایجان و یا خارج از آن به نظر من درست نیست ، ما ناگزیر از بسیج نیروها و پتانسیل تمامی آزربایجان هستیم.

ما در برپایی یک بنای نو مجبور از درهم ریختن ساختار کهنه نیز هستیم که آن را نمیخواهیم و از آن امنتاع میکنیم ؛ در میان ناگزیر از تعریف درست این ساختار کهنه هم هستیم و نیروی برانداز خود را هم محض به محو آن ساختار باید هدایت کنیم . هر از چند گاهی ما را به تعجیل وا داشته و میخواهند که از ما به عنوان یک نیروی برانداز برای تغییر رژیم استفاده کنند. و میگویند اگر شما نیایید این رژیم نخواهد رفت ؛ اینها همگی درست. اما حرکت ملی آزربایجان میخواهد برای خود یک بنای پی افکند به دیگر سخن در پی ریزی این بنا از میان برداشتن بنای کهنه لازم است . اما برای ما از میان برداشتن یک جزءاین بنا (یعنی رژیم ) کافی نخواهد بود، رژیم محصول این دولت است ، رژیم جمهوری اسلامی محصول این دولت است، محصول ایدئولوژی ایران است همانگونه رژیم سلطنتی محصول ایدئولوژی ایران بود. رژیم منفور کنونی هم محصول ایدئولوژی دولت ایران است. به بیان دیگر ما نباید نیروی برانداز خود را تنها صرف تغییر رژیم کنیم. ما اگر بنا باشد برای ایجاد بنایی ؛ ساختمانی کهنه را ویران کنیم نام این این ساختار و بنا ی کهنه دولت ایران و اندیشه دولت ایران است. ما باید نیروی خود را تنها در این راستا به کار گیریم. در این میان برای به انحراف کشاندن ما و حرکت ملی آزربایجان از این راه نیروهایی نیز وجود دارند. ما هر زمان گفتار و کردار این نیروها را مشاهده کرده ایم ؛ اما ما با نیروها و اندیشه های تازه بویژه در زمینه نظری هم مواجه هستیم ، باید دقت داشت و در دام این طرزفکرها نیافتاد. در زمان اخیر با اصرار و تاکید میخواهند به ما دیکته کنند که از اندیشه تورک آزربایجان دست کشیده و تورک ایران را در دستور کار قرار دهیم. آنان نظرات خود را هر روزه در پوشش کلمات زیبا به ما دیکته میخواهند بکنند ، هدف از این کار چیست ؟ نیروهای وجود دارند که خواهان حفظ شرایط موجود (اشتاتوس کوئو) هستند، سعی بر این دارند که حرکت سیاسی شده و اندیشه وتصور ملت ، آزربایجان وطنی را به مبارزه شهروندی در چارچوب ایران محدود کنند. و بدین وسیله بار دیگر مفهوم ایرانییت را در ذهن فعالین ملی و خلق آزربایجان رواج دهند . همانگونکه که گقتم حرکتی ملی آزربایجان یک روند تکاملی را طی میکنند و باید این تله ها و مانع ها را از راه خود بردارد.
ترجمه از تورکی آزربایجانی
ب. افشار
http://fa.azadtribun.netازسایت ازاد تریبون

Monday, May 16, 2011

پیام اخلاقی صربستان به فارسستان در مسابقه یوروویژن

پيام اخلاقي صربستان به فارسستان در مسابقه يوروويژن
قبل از هرچيزي قرار گرفتن آزربايجان در مكان نخست مسابقه يورويژن را به عنوان يك آزربايجاني به ملت 50 ميليوني آزربايجان و تمامي توركان دنيا تبريك ميگويم .
غلبه آزربايجان در مسابقات يوروويژن از اهميت بسيار بزرگي براي ملتمان برخوردار است چرا كه اين غلبه، غلبه مدنيت و فرهنگ والاي آزربايجان بود . نام مقدس آزربايجان جلوي چشمان بيش از 700 ميليون بيننده تلويزيوني بر جايگاه اول موسيقي اوروپا طنين اندازشد .
فارغ از اين ، نكته ديگري كه ذهن مرا به خود جلب كرد راي نخست كشور صربستان به تمثيلگر كشور بوسني و هرزگوين بود در درگيرهاي بين دو ملت صرب و بوسني در مناقشه بالكان سياستمداران فاشيست آن روز صرب ، ملت مسلمان و مظلوم بوسني را قتل عام كرده بودند و اكنون بيشترين راي دولت و كشور صربستان به بوسني در مسابقه يوروويژن حاوي پيام اخلاقي بسيار بزرگي بود بر سياستمداران فاشيست فارس در كشور ايران نام امروزي ، كشوري كه در آن كوچكترين موفقيت آزربايجانيها را بر نمي تابند ملتمان را در زنداني به نام ايران از هر گونه پيشرفت و ابراز هويت و مدنيت غني آزربايجاني منع ميكنند ، زبانمان را در زنجير كرده اند حتي موفقيت تيم فوتبالش را بر نمي تابند تراختور و طرفدارانش را از هر وسيله اي كه شده از موفقيت دور ميكنند و صدها و صدها سياست فاشيستي ديگر . اميدوارم ملت فهيم فارس ديگر پيرو سياستهاي فاشيستي سياستمداران وابسته خود نباشند اميدوارم ملت فارس حقيقت وجودي ملت بزرگ آزربايجان را درك كنند اميدوارم بدانند كه دنيا ديگر عوض شده است اميدوارم بدانند كه ملت ما ديگر ميخواهد روي پاي خود بياستد ملت ما خواهان استقلال از دست رفته خود است و اين حق يك ملت است و باز اميدوارم كه پيام كشورهاي دمكراتيك دنيا را بگيرند و خود را دركنار ملت مستقل آزربايجان جنوبي در آينده اي نزديك ببينند و اولين پيام تبريك استقلال آزربايجان جنوبي را هم ملت شريف فارس بدهند . ملت ما خواهان استقلال خود به شيوه هاي انساني و مدني است از جنگ و خونريزي وريختن خون انسانها بيزار است دشمن ما نه ملت فارس بلكه سياستمداران راسيست فارس هستند . پس بياييد حقيقت آزربايجان را آنچنان كه در طول تاريخ بوده و آنچنان كه هست و خواهد بود بپذيريم .
ياشار گؤنئيلي
آزربايجان جنوبي ــ تبريز
25/2/1390
http://www.yashar-guneyli.blogfa.com از وبلاک

Sunday, May 15, 2011

خردادین قیامی گرک کی تیکرار اول

خردادین قیامی گرک کی تیکرار اولا
يكشنبه 25 ارديبهشت 1390

هارای هارای من تورکم
بابک کیمی دور قوللاریوی چیرمالا هی هی
تورک ائللرینی ییغماغا تونقال قالا هی هی
دانشجویان، دانش آموزان، جوانان پرشور آذربایجان و قاطبه ملت ترک آذربایجان، ملتی که از استبداد فاشیستی و توهین و تحقیر صبرش لبریز گشته است. 5 سال پیش در روز یکم خرداد سال 85 تبریز قلب تپنده آذربایجان عزیز و کل شهرهای آذربایجان همه اعتراض ملتی بود که هم در یک کلام انسانیتش زیر سوال رفته بود و هم بعد از غارت منابع زیر زمینی و ثروت های خدادادیش که اکنون برای داشته هایش مبارزه می کند، سوسک شده بود. آری ما را سوسک کرده بودند. ملت اعتراض آرام و مدنی خود را در خیابان های شهرهای آذربایجان انجام می داد و اما مدعیان ام القراء اسلامی که با امام زمان نماز می خوانند و در سازمان ملل هاله نور تولید می کنند جواب ملت آذربایجان را با اسلحه، باتوم، گاز اشک آور و زندان و محرومیت دادند.
وحید داورپاه آن جوان عصیانگر تورک که توهین و لجن پراکنی روزنامه ایران را برنتافته بود با دست خالی همراه با سایر ملت تورک به خیابان آمده بود، کور شد. آری او اکنون دو چشم خود را از دست داده است. وحید در مصاحبه با تلویزیون ملی مان (گوناز تی وی) اعلام نمود که اگر دو چشم دیگر نیز داشته باشد باز هم آنرا تقدیم ملتش می کند.
هارای هارای من تورکم
ای نسل نسیمی سیزه سوسماق کی یاراشماز
تورک اوغلو دئمه ز آخ درسینی ده سویسالار هی هی
ابولفضل وصالی روزنامه نگار شجاع آذربایجانی به خاطر انعکاس اعتراض ملت آذربایجان که سوسک شده بودند، روزنامه اش تعطیل و هم اکنون خودش در زندان است. آری او اکنون در زندان آپارتاید اسیر است. روزنامه ایران که توهین کننده اصلی بوده و قیافه و شکل و شمائل رئیس جمهورش که بیشتر شبیه به سوسک است تا ملت آذربایجان، همچنان منتشر می شود. معنی و مفهوم عدالت احمدی نژاد این است.
آذربایجان وار اولسون ایسته میین کور اولسون
باش بولگه بوله نللر بیزی یاددان چیخاردیبلا
حق آلمالیدیر دور یاپیشاق قول قولا هی هی
ملت آزاده آذربایجان خاور میانه هم اکنون در شعله های غیرت و خشم ملت های بزرگ عرب می سوزد. عربها دیکتاتورها را سرنگون می کنند و جمهوری اسلامی از آن به عنوان جنبش اسلامی یاد می کنئ و دنیا را به حمایت از آنها می خواند. در صورتی که همین یک ماه پیش اعتراض عربهای ایران در روز خشم به شدت سرکوب نموده و طرفداران محیط زیست در آذربایجان نیز بخاطر دفاع از دریاچه ارومیه در زندان آپارتاید هستند. فاشیزم فارس گستاخی را تا حدی رسانده که حتی خبرهای دو ملت مظلوم ترک و عرب را بایکوت می نماید.
ملت عزیز آذربایجان، منتهای فاشیزم در مورد ترکها تنها مسخره کردن آنها در تلویزیون نمایشگاه کتاب و روزنامه و ... نیست. فاشیزم ملت آذربایجان را مردمی درجه 2 می داند که خیال باطل خود هرچه می خواهد بر سر هویت و فرهنگ و منابع زیرزمینی و اقتصادی آن بیاورد. معادن آذربایجان غارت می شود. محیط زیست آن مورد بی توجهی قرار می گیرد. دانشجویان و جوانانش بخاطر آذربایجان دوستی از دانشگاه اخراج می شوند و جوانان آذربایجانی نیز هر هفته در بازیهای تیم محبوبشان کتک می خورند و دستگیر می شوند.
خردادین قیامی گرک کی تیکرار اولا
برای مبارزه با فاشیزم چیزی برای از دست دادن نداریم جز اجاق مستراح!! که فارس مارا به عنوان سوسک در آن تعریف کرده بود. اما ما انسانیم و تورک و مسلمان برای ثابت نمودن غرور انسانی و ملی ترک مان در روز یکشنبه 1 خرداد 1390 ساعت 17 راسته کوچه

Wednesday, May 4, 2011

حمایت اپوزیسیون ومدعیان دفاع از حقوق بشرفارس

حمايت اپوزيسيون و مدعيان دفاع از حقوق بشر فارس
از جنايتهاي رژيم اشغالگر ايران در حق ملت بي دفاع عرب احواز
بعد از برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز به‌‌‌ مناسبت ۱۵ آوریل ۲۰۰۵ و فریاد سال‌ها قتل،فقر، قتل عام و اشغال سرزمین مادری،توسط مردم عرب احواز را شاهد بودیم.رژیم اشغالگر با گسیل نیروهای نظامی خود از سر تا سر ایران به‌‌‌ احواز تظاهرات مسالمت آمیز ملت عرب را به‌‌‌ بد‌ترین وجه ممکن سرکوب کرده و تعدادی را کشته،ده‌ها نفر را زخمی و صد‌ها نفر را بازداشت و به‌‌‌ مکان‌های نامعلوم منتقل کرد،وجدان هر انسان آزادی خواهی‌ را از این همه اقدامات وحشیانه را آزرده و او را به‌‌‌ واکنش وا می‌دارد،اما ما در این میان رسانه‌ها و سازمان‌های به‌‌‌ اصطلاح مدافع حقوق بشری و ابزسين رخ عده ای‌ نژاد پرست فارس بر آنان حکم رانی میکنند را شاهد بودیم،خ در سکوتی مرگ بار فرو رفته اند و کوچکترین اخباری را از این همه کشتار و سرکوب وحشیانه توسط رژیم فاسد و نژاد پرست ملایان منتشر نکردند.
پس از رسانه ای‌ شدن خبر نامه‌ خانم شیرین عبادی به کمیسر حقوق بشر سازمان ملل مبنی بر کشتار ملت عرب احواز تعداد انگشت شماری از این سازمان‌ها و رسانه‌ها فقط به‌‌‌ جهت متهم نشدن به‌‌‌ رعایت اصول و نقض بی‌ طرفی‌ در کار حرفه ای‌ و دفاع از حقوق انسانی‌ با هر نژاد و انگیزه ای‌ اقدام به‌‌‌ پخش اخبار این کشتار ولو به‌‌‌ صورت تحریف شده که از جمله کم اهمیت دادن شدت سرکوب و آمار کشته و زخمی‌های مردم عرب احواز و با تحریف این نکته که آنان مردمانی عرب زبان و ایرانی‌ هستند،کردند و کما فی‌ السابق ما بقی همچنان زیر چتر سخت مرگ بار خویش فرو رفته اند.
اینک طرف سخنم با آن سازمان‌های به‌‌‌ اصطلاح مدعی دفاع از حقوق بشر است،که چگونه برای کوچکترین اتفاقی‌ که همسو با منافع و بر وفق میل آن‌ها باشد چنان آن را در بوق و کرنا میکنند که گوش فلک را کر می‌کند اما در مقابل کشتار ملت عرب احواز چنین سکوت مرگ باری را در پیش میگیرند.
همچنین سخنم با آنان ایست که قیام ملت عرب احواز را به‌‌‌ خوی نژاد پرستی و تجزیه طلبی(از جانب آنان برگزاری تظاهراتی مسالمت آمیز برای احقاق حق مسلم خود جهت آزادی،آزادگی و رهایی از بند۸۶ سال محرومیت،اشغال سرزمین،قتل و تجاوز که در ۳۲ سال گذشته به‌‌‌ بالاترین حد ممکن رسیده است را به‌‌‌ زعم خود نژاد پرستی‌ و تجزیه طلبی قلمداد و تفسیر میکنند)کرده و اعلام میدارند که ما یعنی به‌‌‌ اصطلاح مدافع حقوق بشر را شما را به‌‌‌ این علل تحریم کرده و صدا و فریاد‌های تظلم خواهی‌ شما رادر هیچ کجا منتشر نخواهیم کرد،میرسانم که:
اولا: ما ملت عرب احواز که از جانب شما نژاد پرستان عرب زبانان ایرانی‌ خوانده می‌شویم اصالتا و هویتا عرب و از نژاد سامی میباشیم و نه به‌‌‌ صرف زعم شما عرب زبانان.
دوماً: شمایی‌ که به‌‌‌ اصطلاح مدعی حقوق بشرید در کجای قوانین حقوق بشری این حق را برای شما قائل شده که یک فرد را و نه یک ملت را فقط تنها به‌‌‌ خاطر احقاق حق مسلم و مشروع خویش، نژاد پرست و تجزیه طلب خوانده و خواهان تحریم آن شوید،شما با این اقدامات خویش نه فقط چهره کریه نژاد پرستیتان را به‌‌‌ جهانیان و ملت‌های تحت ستم که اگر اندک امیدی به‌‌‌ شما به‌‌‌ اصطلاح مدافعان حقوق بشر داشته اند که صدای تظلم خواهی‌ آنان را به‌‌‌ گوش جهانیان برسانید را به‌‌‌ کلی‌ از بین برده بلکه این اقدام شما عرفا و اخلاقا مردود بوده،از جایگاه دفاع از حقوق انسان نیز ساقط شده‌اید،شما با این اقدام خود خواسته یا ناخواسته پیامی روشن برای سرکوب و قتل عام ملت‌های غیر فارس و بخصوص ملت عرب احواز را به‌‌‌ رژیم جنایتکار فارس فرستاده و خود را در صف اول کشتار و قتل عام ملت عرب احواز قرار داده اید شما نیز با سکوت خویش جنایتی بس به‌‌‌ مراتب بزرگتر در حق ملت عرب احواز مرتکب شده‌اید.
ثالثا: ملت عرب احواز به‌‌‌ شما فارس‌های نژاد پرستی‌ که حتی ۳۲ سال زندگی‌ در آمریکا و اروپای آزاد و دمکراتیک هم نتوانسته خوی نژاد پرستی‌ را از روح و ذهن بیمار شما بزوداید نیازی نداشته و این تظلم خواهی‌‌ها فقط و باز تاکید می‌کنم فقط جهت نشان دادن خوی نژاد پرستیتان و همچنین مفتضح کردن شما در برابر جهانیان می‌باشد.
رابعاً: ملت عرب احواز همین که کشور‌های عربی‌ را در کنار خود دارند برای آنها کفایت می‌کند که نسخه این رژیم را پیچیده و زیر و رو کنند و نیازی به‌‌‌ تعدادی سازمان به‌‌‌ اصطلاح مدعی حقوق بشر که با پول کشور‌های آزاد و دمکراتیک اداره اما همچنان در خوی نژاد پرستی‌ خود غرقند ندارد.
خامسا: ملت عرب احواز علاوه بر دولت و ملت بزرگ عرب بلكه ديكر ملتهاي تحت اشغال غير فارس (کرد,ترک,بلوچ وترکمن)در ايران و جامعة بين المللي و تمام ازاديخواهان در جهان را در كنار حقوق مشروع و قانوني خود می بیند، تمام سازمانهاي حقوق بشر و بشردوست وجامعه بين المللي به حقوق ملت عرب احواز اعتراف مي كنند,ملت عرب احواز حقی بیش از حق مشروع و مسلم(حق تعیین سرنوشت)خود نمی خواهد.
در پایان یاداور می شوم که ما ملت عرب احواز اصالتا ملت ازاده خواهی هستیم و هیچ نیازی به امثال شما نمی بینیم که فریاد تظلم خواهی ما را به گوش جهانیان برسانید و چه اسفبار است وضعیت حقوق بشری که سازمان های نژاد پرستی امثال شما مدافع ان باشد.
حميد أحوازي
01.05.2011

Tuesday, April 19, 2011

این چه جامعه ای است که برنده جایزه صلح نوبلش هم افکار نژادپرستانه دارد؟-

این چه جامعه ای است که برنده جایزه صلح نوبلش هم افکار نژادپرستانه دارد؟-
علیرضا قولونجو
سه‌شنبه ٣۰ فروردين ۱٣۹۰ - ۱۹ آوريل ۲۰۱۱
آیا روشنفکر ایرانی هیچگاه تحریف، غیرفارس ستیزی و این ناسیونالیسم کور و چندش آور را از خود دور نخواهد کرد؟
اگرچه باورش سخت بود، ولی خوشحال شدیم وقتی شنیدیم خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوب...ل بالاخره جانب انصاف را رعایت کرده و برای دفاع از حقوق ساکنین عرب اقلیم اهواز قدمی برداشته است.
اما شادی ما بسیار کوتاه بود؛
با توجه به گزارشی که گاردین از نامه خانم عبادی منتشر کرده، او حوادث الاحواز را، که ریشه در مشکلات اتنیکی مردم عرب آن سرزمین دارد، به تبعیضات مذهبی از سوی جمهوری اسلامی بر علیه مسلمانان سنی ربط داده است
خانم عبادی و همفکرانش در گذشته هم همواره سعی داشته اند منکر تبعیضات اتنیکی در جامعه ایرانی شوند. بی دلیل نیست که بیانیه سال قبل نهاد ضد نژادپرستی سازمان ملل متحد برعلیه جمهوری اسلامی بیش از آن حکومت روشنفکران اپوزسیون ایرانی را عصبانی کرده بود.
طبق آنچه که گاردین می نویسد، شیرین عبادی دلیل اعتراضات عرب ها را رفتار بد جمهوری اسلامی بر علیه مسلمانان سنی ارزیابی کرده و در تیتر گزارش گاردین هم به کشته شدن معترضین سنی توسط نیروهای امنیتی اشاره شده است.
این در حالیست که عرب های ساکن ایران عمدتاً شیعه مذهب هستند و دلیل اصلی این تظاهرات اعتراض به تغییر بافت جمعیتی استان خوزستان بر علیه ساکنان عرب آن بوده است.
شیرین عبادی در این نامه از عرب های ایران با عنوان "سنی های عرب زبان"، "سنی هایی که عربی صحبت می کنند" و یا "ایرانیان عرب زیان" یاد کرده است. البته "ترک زبان" و "عرب زبان" خواندن ترک ها و عرب های ساکن ایران توسط روشنفکران ایرانی تاریخی دیرینه دارد. این بر پایه تئوری نژادپرستانه ای است که معتقد است ایران اتنیکهای ترک و عرب ندارد بلکه آنها ایرانی هایی هستند که زبانشان تغییر کرده است.
عده زیادی از دوستان من نژادپرستی را جزئی لاینفک از سیستم فکری روشنفکر ایرانی می دانند و توقعات امثال من از این روشنفکران را "امید واهی" می نامند. متأسفانه تا به حال حق با این دوستان بوده و این بار هم امثال بنده با صفاتی مانند "صاف وساده" و "خوش باور" نواخته شدیم.
از ته دل امیدوارم که تا أبد حق با آنان نباشد.

Sunday, April 3, 2011

دستگیری وزخمی شدن دها شهروند آذربایجانی در آذربایجانی دراعتراض به وضعیت دریاچه اورمیه

دستگیری وزخمی شدن دها شهروند آذربایجانی در آذربایجانی دراعتراض به وضعیت دریاچه اورمی

يکشنبه ۱۴ فروردين ۱٣۹۰ - ٣ آوريل ۲۰۱۱ ساوالان سسی

نیروهای امنیتی ایران، روز شنبه سیزدهم فروردین، بیش از 70 شهروند آذربایجانی را به جرم شرکت در تجمعات اعتراضی در خصوص وضعیت دریاچه اورمیه در شهرهای تبریز و اورمیه بازداشت و عده ای را زخمی کردند.

تجمعات مذکور که در اعتراض به بی توجهی دولت به وضعیت دریاچه اورمیه، و با دعوت فعالان مدنی و محیط زیست آذربایجان است، عصر روز شنبه سیزدهم فروردین 1390 در میدان آذربایجان تبریز و پارک ائللر باغی اورمیه برگزار شده بود، با حمله نیروی انتظامی ایران به خشونت کشیده شد. نیروهای انتظامی به معترضین و همچنین اشخاص داری لباس و یا علامت های سرخ رنگ، حمله کرده و بسیاری از آنها را بازداشت و عده ای را زخمی کردند. از دستگیر شدگان در اورمیه اسم سعید خضرلو و از دستگیر شدگان تبریز اسامی رسول رضوي، داوود شيري، صمد كريمي، حسن خويي، حبيب پور ولي، حسین عبدالهی، حامد حسینی، جلیل علمدار میلانی، حجت مختارزاده، علی سلیمی، کاضم واحدی، سعید سیامی، علی باباپور و الیاس شکری منتشر شده است. به گزارش منابع محلی، دستگیر شدگان در تبریز ابتدا به پاسگاه 18 و اداره آگاهی در "قیرخ مئتیر" و سپس به اداره اطلاعات نیروی انتظامی در خیابان حافظ منتقل شده اند. معترضین پارچه نوشته های به زبانهای انگلیسی و ترکی در دست داشتند که جملاتی مانند، "دریاچه اورمیه تشنه است"، "مرگ دریاچه اورمیه مرگ آذربایجان است" و "دریاچه اورمیه را محافظت کنید" روی آنها نوشته شده بود. آنها همچنین شعارهایی مانند "یاشاسین آذربایجان" و "سدها را باز کنید، دریاچه اورمیه را پر کنید" سر داده بودند. دریاچه اورمیه بزرگترین دریاچه خاورمیانه و دومین دیاچه آب شور جهان از چند سال پیش به سرعت در حال خشک شدن است. به گفته متخصصین محیط زیست در صورت خشک شدن کامل این دریاچه با پخش نمک به جا مانده به جز شهرهای آذربایجان در ایران کشورهای همجوار مانند ترکیه، و عراق را هم با بحران های جدی محیط زیستی روبرو خواهد کرد. برخی کارشناسان معتقدند که مشکل خشک شدن دریاچه ارومیه با سرمایه گذاری اندک دولت حل می شود اما نگاه امنیتی حکومت به مناطق اتنیکهای غیر فارس در ایران و بی اعتنائی در قبال مسائل مختلف آنها باعث اعتراضات گسترده ای در میان آذربایجانیها شده است.