Monday, September 26, 2016

آیا "سازمان ترور فتح الله گولن " و اردوغان مساوی اند؟ و دو مقاله ديگر از دوغو پرينچك

بعد از اژه {سفر به شهرهای دریای اژه} به آنکارا، آدانا، مرسین، اسکندرون و از آنتاکیا به استامبول آمدیم.  در آنکارا با یک هئیت 13 نفری برگزیده از دیاربکر که به حزب وطن پیوسته بودند دیدار کردیم.  برای نوشتن در Rota  ملزمه زیادی جمع شده، شروع به کار می کنیم.1)

          معنای عملی فاصله مساوی
در سفر به اطراف کشور نیز بدان برخوردیم.  در ستون های {روزنامه} "آیدینلیک" نیز گاهگداری بزبان آورده می شود.  حتی در 15 ژوئیه، شب اقدام به کودتا، و در آن ساعات بحرانی نیز، آنهم در "کانال اولوسال"  Ulusal Kanal یک نویسنده مان می گفت:  با فتح الله گولن و اردوغان "فاصله مساوی" دارد".  بهرحال، مدیر مسئول پخش "عدنان تورککان" برنامه را متوقف کرده، اطلاعیه ای که مربوط به همه ترکیه می شد و وظیفه همه را تعیین می کرد خواند:
1-  اقدام به این کودتا، از طرف سازمان ترور فتح الله گولن {FETÖ} طرفدار آمریکا انجام شده است.
2-  نیروهای مسلح ترک برعلیه این کودتا بوده، و در وحدت با ملت این کودتا را شکست خواهند داد.
آمریکا، با به آتش راندن گلادیوی فتح الله چی کودتا می کند و شما نیز "فاصله مساوی" نسبت به FETÖ و طیب اردوغان دارید!  وقتی به علت "گیرکردن" در دشمنی با طیب اردوغان نمی توانید علیه کودتا موضع گیری کنید، در کنار امپریالیسم آمریکا هستید.
ورشکستگی حقیرانه موضع گیری شب کودتا
آنهایی که مدعی "فاصله مساوی" داشتن نسبت به FETÖ و طیب اردوغان بودند، در کنار جبهه امپریالیسم آمریکا قرار می گرفتند و این موضع گیری حقیرانه، شب 15 ژوئیه 2016 ورشکست شد.
بین ترکیه و آمریکا یک جنگ پوشیده جریان دارد.  جنگ میهنی ترکیه!
اگر به این جنگ میهنی همراه  PKK/HDP برچسب "جنگ کاخ ریاست جمهوری" بزنید، غلطیدن به مواضع FETÖ و PKK است، و در پشت آن مواضع آمریکا قرار دارد.  در واقع آنچه که ورشکست شده است، همین موضع گیری است.
حالا ببینید، آنهایی که برچسب "جنگ کاخ ریاست جمهوری" می زدند، نمی توانند در کنار کودتای آمریکا بایستند، زیرا اکثریت قریب به اتفاق ملت ترک، دشمن کودتای FETÖ است.  یعنی، اگر در کنار ملت ترک قرار گیرید، نمی توانید دارای فاصله مساوی نسبت به طیب اردوغان و فتح الله گولن باشید!
کجایش مساوی است
آمریکا نسبت به فتح الله گولن و طیب اردوغان دارای فاصله مساوی نیست.  امپریالیست های واشنگتن، FETO را علیه ترکیه به هجوم در می آورند.  ترکیه ای که مورد هجوم است، طیب اردوغان نیز در درون آن ترکیه قرار دارد.  "فاصله مساوی" را قبل از همه آمریکا بهم می زند.
PKK تحت کنترل آمریکاست، و در همکاری با FETÖ علیه ترکیه می جنگد.  PKK ای که علیه ترکیه می جنگد، در آن ترکیه، طیب اردوغان هم قرار دارد.  "فاصله مساوی" را PKK هم بهم می زند.
فتح الله گولن می خواهد که سرباز ترک در "جرابلس" شکست بخورد.  طیب اردوغان آینده خود را به موفقیت سرباز ترک بنا می کند. 
FETÖ علیه همکاری ترکیه با روسیه است.  طیب اردوغان به همکاری با روسیه روی می آورد.
FETÖ علیه همکاری ترکیه با ایران و سوریه است.  طیب اردوغان به همکاری با ایران و سوریه روی می آورد.
FETÖ بخاطر ماندن ترکیه در جبههء آتلانتیک دست به سلاح می برد، طیب اردوغان تلاش دارد وارد "سازمان همکاری شانگهای" شود، و در جستجوی راههای خروج از ناتو است.
جبهه گیری ها عینی اند.  در ریشه صف بندی های سیاسی و اجتماعی، تضادهای عینی وجود دارند.  شما نمی توانید آن جبهه بندی های عینی را بشکل دلخواه خودتان بوجود آورید.  شما با سربازان پلاستیک {اسباب بازی} بازی نمی کنید.  در درون جنگ های واقعی هستید. از هر کجای ترکیه و جهان که نگاه کنید، فاصله طیب اردوغان با فتح الله گولن یکی نیست، بلکه در جبهه های دشمن هم قرار دارند.  و آن دشمنی،  بر جبهه بندی ترکیه و آمریکا منطبق است.
با اشاره به واقعیت "درگذشته با هم بودند" نمی توانید حقیقت روز را پنهان کنید.
نگاه معیوب نیست، موضع دشمن است
مسئله، نگاه معیوب به فاصله ها نیست.
اگر در موضع جنگ میهنی نیستید، در موضع دشمن هستید،  مسئله تا این حد آشکار است.
"یالچین کوچوک"  Yalçın Kücük صریح است، در بحثی که در "اولوسال کانال" داشتیم،  "برای سرنگونی طیب اردوغان از متحد شدن با آمریکا دفاع می کرد.  (12 مارس 2016)
آنهایی که کور کورانه در دشمنی با اردوغان گیر کرده اند، ببینید تا کجا به سراشیب مواضع دشمن در می غلطند.  همه جا به این خیانت بر می خوریم.  آرزو می کنند که ارتش ترک شکست بخورد،  و از موفقیت آمریکا و پیاده نظام اش {PKK/PYD} به وجد می آیند.  (2) شب کودتا، برای موفقیت FETO دعا کردند.  بهم دیگر پیام هایی که از کودتا حمایت می کردند فرستادند.  در رسانه های اجتماعی بعنوان اینکه از "از دست دیکتاتور آزاد شدیم" فریاد های شادی سر دادند.
جنگ ترکیه - آمریکا ادامه دارد
جنگ ترکیه- آمریکا ادامه دارد.
در جنگ ها، دوستان و دشمنان تان را بدلخواه تان، نسبت به کینه هایتان، با حس انتقام تان و با بی شعوری تان نمی توانید تعیین کنید.
کی میهن دوست، کی در کنار دشمن قرار دارد،  کی مترقی، کی ارتجاعی است.  جواب این سوالات را موضع گیری تان نسبت به جنگ تعیین می کند. 
بعد از این همه تجربه، آیا دیگر دیدن {واقعیت}  ضرورت ندارد؟  آنهایی که در مقابل فاصله های نامساوی علامت مساوی می گذارند، در کنار امپریالیسم آمریکا و PKK/PYD موضع گیری می کنند.
آیا این هشدار کافی نیست؟
توضیحات مترجم
(1)  "روتا"  Rota، نام ستون دوغو پرینچک در روزنامه "آیدینلیک" Aydınlık است
(2)  پیاده نظام، نیروی زمینی
(3) لینک اصل مقاله 
http://www.ulusalkanal.com.tr/gundem/dogu-perincek-yazdi-feto-ve-tayyip-erdogan-esit-mi-h119975.html
اتفاقات خوبی روی می دهند
نوشتهء:  دوغو پرینچک
ترجمهء:  علی قره جه لو
با نگاهی ترحم آمیز همدیگر را نگاه می کنند، و وقتی بهم می رسند، " عجب روزگار بدی داریم"، اولین جمله ای است که رد و بدل می شود.  این حالت، بصورت بیماری روشنفکرانی که " مترقی" نامیده می شوند، درآمده است.
مانند همیشه به واقعیات نگاه کنیم.  به روندهای عینی که زندگی می کنیم، نگاه کنیم.  حقایق بدبین ها را تائید نمی کنند.
ابتدا بعد استراتژیک    
ترکیه از سیستم آتلانتیک جدا، و در جایگاه خود، در "اوروآسیا"، جای می گیرد.  سیستم آتلانتیک انقلاب کمالیستی را برای ما ممنوع کرده بود.  امپریالیسم غرب، تجزیه، و اقتصاد مبتنی بر قرض را به ما تحمیل کرده بود.
در حالی که، اوروآسیا از تمامیت ارضی ترکیه دفاع می کند.  اوروآسیا، قارهء متحدین علیه ترور مذهبی و ترور جدایی خواه است.  اوروآسیا، اقلیم تولید است، نه اقلیم مقروض شدن.  کشورهای اوروآسیا، خواستار ادامه انقلاب آتاترک در ترکیه هستند.  سیستم آتلانتیک، جغرافیای تعصب مذهبی است.  اوروآسیا اقلیم انقلاب، قاره قدیم تمدن جدید است، که مرکز ثقل پیشرفت اقتصادی در آنجاست.
خلاصه اش اکنون، چنین است:  مسیر به سرانجام رسیدن {تکمیل} انقلاب آتاترک باز می شود.  در سطح استراتژیک آنچه که زندگی می کنیم، عبارت از این است.  ترکیه از دامی که در سال 1945 بدان افتاده بود آزاد می شود.  در خوش بینانه ترین دوران 70 سال اخیر زندگی می کنیم.
بعد سیاسی
اگر به تحولات در سطح سیاسی نگاه کنیم:
-  شب 15 ژوئیه، دولت و ملت متحد شدند.  گلادیوی آمریکا در درون "نیروهای مسلح ترکیه" {TSK} داغون شد.  از مبارزه ای که دهها سال علیه "کانتر گریلا" کرده بودیم با پیروزی بیرون آمدیم.  آیا شادی بزرگتر ازاین ممکن است؟
-  انتخاب کنندگان راست، زنجیرهای آمریکا را پاره کردند.  آمریکا هر زمانی که به بن بست می رسید، ترکیه را پای انتخابات برده و از این طریق کنترل خود را دوباره برقرار می کرد.  انتخاب کنندگان راست {Sağ Seçmen} در حکم سوپاپ اطمینان آمریکا بودند.  دیگر مردمی که در مقابل سیستم آتلانتیک سرخم کند، وجود ندارد.
-  سرباز و پلیس ترک، از 24 ژوئیه 2015  به بعد، سازمان ترور جدایی خواه را در خندق ها دفن می کند.  هموطنان کردمان از ترور PKK رهایی یافته و آزاد می شوند.  PKK/HDP در سراشیبی قرار گرفته است.  همراه PKK  نقشه های آمریکا درباره ترکیه نیز در خندق ها دفن می شوند.
-  دیوارهای {زندان} سیلیوری فروریخت.  "سازمان ترور فتح الله گولن" FETÖ از ارتش، قوه قضایی، پلیس و بطور عمومی از موسسات دولتی پاکسازی می شوند.
-  نیروهای مسلح ترک در شمال سوریه وارد منطقه حاکمیت آمریکا شد.  کریدور آمریکا قطع می شود.  "فاینانشیال تایمز" می نویسد:  "پروژه کردستان آمریکا دیگر یک رؤیاست".
-  حتی "واشنگتن پست" نیز اعتراف می کند که:  "در خاورمیانه، ترکیه، روسیه و ایران کنترل را بدست گرفتند، آمریکا بیرون بازی ماند".
-  ترکیه در مقابل آمریکا مبارزه طلبی کرده، و وارد مسیر همکاری استراتژیک با روسیه و جمهوری خلق چین شد.
-   راه های همکاری ترکیه - سوریه باز شد، خبرهای خوبی از راه می رسد.
-  در سطح اقتصادی جنگ اقتصادی بین آمریکا -  اروپا آغاز شد.  آلمان از کنترل آمریکا دور می شود و به کشورهای آسیا و در راس آن به چین و روسیه نزدیک می شود.
-  تحمیلات "نسل کشی ارمنی" را در بالاترین مرجع قضایی اروپا شکست دادیم.  حکومت آلمان اعلام می کند که شناسایی نسل کشی ارمنی بوسیله مجلس آلمان "فاقد ارزش حقوقی" است.
-  حزب وطن {VP} تبدیل به امید ترکیه شد، و با سرعت رشد می کند.
-  از جنگ میهنی به سمت حکومت ملی می رویم.
-  این دردها، دردهای سمت گیری به مسیر انقلاب آتاترک است.
زمان خوش بینی
ترکیه از آتلانتیک به اوروآسیا، از وابستگی به استقلال، از تجزیه به وحدت، از قرض به تولید تغییر سمت داده است.
این، چنان روندی است که، آتاترک دشمنان خود را به تسلیم وا داشته است.  تمام دنیا شاهد آن است.
در اوروآسیا جایی برای تعصب مذهبی نیست. برای آن نقشه هایی که تلاش دارند ترکیه را در شبکه های طریقت - جماعت حبس کنند،  شانس زندگی وجود ندارد.  خواهید دید، انتقام 31 مارس، حسرت عبدالحمید، همه دچار سرنوشت عبدالحمید خواهند شد.  (1)
ترکیه از روند "آمریکای کوچک" که در سال 1945 وارد شده بود، در حال بیرون آمدن است.  کشورمان، برای جامه عمل پوشاندن مصممانه و منسجمانه این تصمیم بزرگ وارد جستجوی مسیر یک حکومت ملی شده است.
بدبینی واقع بینانه نیست، درست نیست، و معنایی جز محکوم بودن به هر چیز بدی ندارد.
بدبینی تسلیم طلبی است.
زمان خوش بینی است.
توضیحات مترجم
(1)  اشاره به سیاست مذهب گرایی طیب اردوغان و نزدیکان وی، و دفاع از میراث عبدالحمید دوم، سلطان عثمانی است.  عبدالحمید، دشمن سرسخت ملی گرایی و آزادیخواهی بود.  عبدالحمید مدت کوتاهی بعد از تشکیل مجلس مبعوثان، تدوین اولین قانون اساسی و استقرار مشروطیت در عثمانی (مشروطیت اول  1876) دستور بستن مجلس، تعلیق قانون اساسی، و تبعید "مدحت پاشا" را صادر، و مقاومت آزادیخواهان را با سرکوب خونین پاسخ داد.  او سپس مدحت پاشا رفورمیست بزرگ ترک و معمار مشروطه را در تبعید به قتل رساند.  بفاصله 33 سال از تشکیل اولین مجلس در عثمانی،  مشروطیت دوباره تاسیس گردید (مشروطه دوم 1908)  عبدالحمید، اینبار نیز زیر بار محدود شدن اختیارات سلطان نرفته و قیامی ارتجاعی را علیه آزادیخواهان و تاسیس دوباره مجلس سازماندهی کرد، که بخشی از واحد های ارتش عثمانی نیز از آن حمایت کردند.  این قیام، در تاریخ ترکیه بنام  "قیام ارتجاعی 31 مارس" معروف است  (13 آوریل 1909).  این قیام بوسیله ارتش و حمایت "حزب اتحاد و ترقی" سرکوب، عبدالحمید دستگیر و تبعید گردید.  عبدالحمید، سمبل سلطنت، استبداد، دشمنی با آزادیخواهی و تاریکی قرون وسطی است.  امروز حکومت ترکیه، نام "دانشکده پزشگی نظامی" را بنام عبدالحمید نام گذاری می کند، و رئیس مجلس "اسماعیل قهرمان"، در مجلس و در "قصر دولماباغچه" مراسم بزرگداشت عبدالحمید برگزار می کنند (20 سپتامبر 2016).  دوغو پرینچک در این رابطه نوشت:
"عبدالحمید به علامت فارقه AKP  تبدیل شد.  رهبران حکومت در مقابله با کودتای اخیر ادعا کردند که "در جنگ استقلال دوم" هستیم، و این ادعای درستی است، و حمایت ملت را نیز بدست آوردند، ولی آیا جنگ استقلال دوم قرار است زیر پرچم عبدالحمید پیش برود؟  اکثریت بزرگ ملت ترک در مقابل این سیاست ها هستند، حتی بطور قطع می دانم که که اکثریت آنهایی که به AKP رای داده اند را نمی توان زیر پرچم عبدالحمید جمع کرد.  عبدالحمید جبهه ی داخلی را از هم می پاشاند، و جنگ میهنی را از پشت خنجر می زند، با تکیه به عبدالحمید فقط می شود به آغوش امپریالیست ها افتاد.  ملت ترک را  فقط و فقط در محور ارزش های مترقی و معاصر، و زیر پرچم آتاترک می شود متحد کرد.  عبدالحمید پرچم جنگ علیه آتاترک است.  آنهایی که در این سیاست ها اصرار ورزند به سرنوشت عبدالحمید ها دچار خواهند شد".
http://www.aydinlik.com.tr/iyi-seyler-oluyorلینک اصل مقاله                                                               
تسلیم شدن به انقلاب کمالیستی، یک قانون قرن 21 است
نوشتهء:  دوغو پرینچک
ترجمهء:  علی قره جه لو
در 5 ژوئن 2016 در روزنامه "نیویورک تایمز"، نوشته ای منتشر شد، که نگاه آمریکا به ترکیه را منعکس می کرد.  یک روز بعد این دفعه، در روزنامه "فرانکفورتر الگماینه" با نگاه آلمان روبرو شدیم. آلمان و یا آمریکای درون آلمان؟  این سوال هم معتبر است، زیرا نگاه شان عین هم است.
در اصل هردو روزنامه، روندی را که ترکیه وارد آن شده است را درست تشخیص می دهند.  در این جا انحرافی وجود ندارد.  ولی نگاه دشمنانه دارند.  دولت های آمریکا و آلمان، عملیاتی را که ترکیه از 24 ژوئن 2015 علیه ترور جدایی خواه {PKK} آغاز کرده را با نگرانی و حتی ترس دنبال می کنند.  ترس شان از این است که ترکیه در دفاع از میهن وارد یک مبارزه مصممانه شده است.  هم آنها این مبارزه را "قدم گذاشتن در جای پای آتاترک" می نامند.
موضع جدید طیب اردوغان
دو روزنامه مهم طبقات حاکم آمریکا و آلمان تشخیص می دهند که طیب اردوغان به راه جدید و موضع جدیدی رسیده است.
نیویورک تایمز از همکاری رئیس جمهور ترکیه با میهن دوستان ترکیه و ارتش ترکیه ناراحت است.  علاوه برآن با نقل قول از رهبر حزب وطن {VP} دوغو پرینچک می گوید:  "طیب اردوغان بوسیله میهن دوستان به اسارت گرفته شده است" {تسلیم نظرات آنها شده است}.
موضع جدید طیب اردوغان، نه تنها در سطح کشور، بلکه در سطح جهان هم آشکار شده است.  نیویورک تایمز، دقت ها را به سمت نزدیکی ترکیه با روسیه جلب می کند، و می نویسد، همکاری با کشورهای آسیای غربی نیز در راه است.  ترکیه وقتی به کشورهای آتلانتیک پشت می کند، در پی پیدا کردن دوستان جدید است.
دوستان قدیمی نگران اند
موضع جدید طیب اردوغان، به زبان نیویورک تایمز، "دوستان قدیمی را مایوس کرده است".  در میان این "دوستان قدیمی" نه فقط فتح الله گولن و PKK/HDP  بلکه آمریکا و آلمان نیز هستند.  دوستان قدیمی چه داخلی و چه خارجی همگی نگرانند.
بطور خلاصه، نیروهای حاکم سیستم آتلانتیک، سمت گیری جدید ترکیه را با زبانی صریح و قطعی اعلام می کنند.  نیویورک تایمز تلاش دارد کمی امیدوارتر باشد، ولی روزنامه سرمایه بزرگ آلمان، خشم خود علیه طیب اردوغان را بی پرواتر به زبان می آورد.
اعتراف استراتژیک
"موضع جدید" اردوغان البته به عنوان "یک راه جدید" تفسیر می شود.  تنها آن دو روزنامه نیستند، روزنامه های دیگر آمریکا و آلمان نیز، اخیرا و بطور مدام، تاکید می کنند، که "حکومت تحت رهبری طیب اردوغان نه به سوی اسلام گرایی که به سوی ملی گرایی سمت گیری کرده است".  روزنامه فرانکفورتر آلگماینه، موضع جدید را بزعم خود، تحت عنوان "اردوغان در مسیر آتاترک پیش می رود" بیان می کند.
امپریالیست های غرب، البته می دانند که در ترکیه، مبارزه در راه تمامیت وطن از کدام ریشه های تاریخی نیرو می گیرد، و اعتراف می کنند که ترس اصلی شان نیز از انقلاب کمالیستی است.  به طیب اردوغان وظیفه سرنگونی انقلاب کمالیستی را داده بودند، در حالی که طیب اردوغان تسلیم انقلاب کمالیستی شد.  کنترل را از دست داده اند.  این تثبیت از لحاظ غرب اعتراف به شکست استراتژیک است.
نگاه معیوب
روزنامه های آمریکا و آلمان از جان گرفتن سنت دولت ملی در ترکیه بسیار بیمناکند، لذا 6 اصل {انقلاب کمالیستی} را که برنامه تاسیس دولت ملی است، در تخته هدف می نشانند.  آنها ملی گرایی را بعنوان دشمن جهانی تلقی کرده و بویژه در ترکیه تحمل آنرا ندارند.  آنها ابایی هم از افشاء شدن خود، ندارند، زیرا دشمن استراتژیک شان انقلاب آتاترک است.  (1)
دفن کردن PKK در خندق هایی که کنده بود، و مقابله با تحمیل نسل کشی ارمنی، دو دلیل اصلی برای متهم کردن ترکیه بشمار می رود.  زبان شان دراز است.  بعضی اوقات زبان تحقیرشان نیز به اندازه شدت خشم شان است.  گاهی، اتهام ملی گرایی و نژاد پرستی نیز کافی نبوده،  چنانکه، فرانکفورتر آلگماینه تا آنجا تعادل خود را از دست می دهد که آتاترک، هیتلر و اردوغان را در یک کفه قرار می دهد.  اتفاقا نگاه معیوب در اینجاست.  دشمنی با دولت ملی سبب نگاه معیوب شان می گردد.
مدتی است که در غرب با همانند نشان دادن انقلاب کمالیستی و جنگ میهنی امروز، با هیتلر، جنگ روانی جدیدی را علیه ترکیه، آغاز کرده اند.
از این رو، اتهامات دیکتاتوری و نژاد پرستی علیه اردوغان در مرکز این تبلیغات قرار دارد.  در این خصوص  تفسیرهایی وجود دارند که، شدت رو به تزاید این اتهامات را در رابطه با پروژه های حکومت جدید سیستم آتلانتیک در ترکیه می دانند.
ولی، غربی که انقلاب کمالیستی را دشمن اعلام کرده است، دارای بدیل حکومتی نیست.  در حالی که نیروهای ملی ترکیه دارای بدیل حکومتی هستند.
وحشت غرب
"موسسه استراتژی استراتفورد" که نگاه نیروهای مرکزی آمریکا را منعکس می کند، مدتی قبل تهدیدهایی که در قرن 21 متوجه آمریکا هستند را طبقه بندی کرده بود.  در ردیف اول، "آلمانی که دوباره متحد شد" ، و در ردیف دوم، "ترکیه ای که دوباره بیدار می شود"، قرار دارند.
خب، به قبول نگاه معیوب آمریکا توسط روزنامه آلمانی چه باید گفت؟
شناسایی نسل کشی ارمنی که  روز دوم ژوئن 2016  در مجلس آلمان نیز انعکاس خود را پیدا کرد.  نشان می دهد که در درون آلمان، آلمان طرفدار آمریکایی نیز وجود دارد، که تهدیدی برای آمریکا بشمار نمی رود. (2)
"بیداری دوباره ترکیه"، از گسترش تاثیر آلمان در اروپا، سریع تر پیش می رود.
همه نیروهای جهان نیز مانند امپریالیسم آمریکا، بیداری بزرگی که با انقلاب ترک به واقعیت پیوست را البته می دانند.  اکنون از تجدید آن بیداری به وحشت افتاده اند.  وحشت شان بجاست.  ترکیه با فروریختن دیوارهای {زندان} سیلیوری، پاکسازی FETÖ، دفن PKK در خندق ها، و جستجوی راه های همکاری با کشورهای  غرب آسیا به راه جدیدی قدم گذاشته است.
حکومت در چشم انداز
دینامیک های ترکیه، حاکمین ترکیه را نیز مانند سیلی از جا کنده و با خود می برد.  روندی که در راه تمامیت وطن قرار دارد، بطور اجتناب ناپذیری آبستن روشنگری انقلاب جمهوری نیز است.
این وضعیت را کشورهای غرب و شرق {اقیانوس} آتلانتیک نیز می بینند.  ولی در داخل ترکیه آنهایی که  دچار "حیرت" اند قادر به دیدن نیستند.
آنها، اگر هم قادر به دیدن نباشند، این راه، ما را به تاسیس یک حکومت ملی رهنمون خواهد شد.
قانون قرن 21
خب، آمریکا چگونه با وارد شدن ترکیه در مسیر انقلاب آتاترک مقابله خواهد کرد؟
در مقابل ترکیه ایکه، با روسیه و کشورهای آسیای غربی، و  با چین و و کشورهای "یوروآسیا" به همکاری روی آورده است، به نظر می رسد، به غیر از قبول وضعیت جدید، ترجیح دیگری ندارد.
آنهایی که طیب اردوغان را به تسلیم در مقابل انقلاب کمالیستی متهم می کنند، اگر فردا، خود به انقلاب کمالیستی تسلیم شوند، تعجبی نخواهیم کرد.  کافی است که وظیفه مان را به شکل مصممانه انجام دهیم.
تسلیم شدن به انقلاب کمالیستی، یک قانون قرن 21 است.  آنهایی که نیاموخته اند، خواهند آموخت.
توضیحات مترجم:
(1)  6 اصل انقلاب کمالیستی، در واقع 6 اصل برنامه و راهنمای ادامه انقلاب بعد از پیروزی "جنگ آزادیبخش ملی" ترکیه است، که عبارتند از:  جمهوری خواهی، ملی گرایی، خلق گرایی، دولت گرایی، لائیسیسم و انقلاب گرایی
(2)  سخنگوی حکومت آلمان "استفن سیت برت" Steffen Seitbert  و صدر اعظم آلمان "آنجلا مرکل"  در اول سپتامبر
اعلام کردند که شناسایی نسل کشی ارمنی بوسیله مجلس آلمان (2 ژوئن 2016) جنبه سیاسی داشته و فاقد اعتبار حقوقی است.  دوغو پرینچک، بدنبال شناسایی نسل کشی ارمنی بوسیله مجلس آلمان گفته بود، "مجلس آلمان در این خصوص صلاحیت ندارد" . زیرا طبق "قرار داد نسل کشی" سازمان ملل متحد (1948) دادگاه های صلاحیت دار در این زمینه، دادگاه داخلی کشوری که در آن جرم بوقوع پیوسته، و یا "دیوان عدالت بین المللی" هستند.  لذا خارج از حیطه صلاحیت محاکم فوق، صدور حکم درباره اینکه نسل کشی بوقوع پیوسته، یا نه، چیزی بیش از بحث های قهوه خانه ای ارزش ندارد.  دوغو پرینچک در نامه ای که خطاب به مجلس آلمان نوشته بود، این سوال را مطرح کرده بود که، " در مسابقه فوتبال بین تیم های "بایرن" و "دورتموند" آیا مجلس آلمان صلاحیت اعلام گل دارد یا نه؟  در این خصوص، علی رغم اینکه تماشاگران فریادهای گل سر دهند، تنها داور وسط است که صلاحیت اعلام گل دارد"، بقیه فاقد ارزش اند".  پرینچک در پایان نامه اش خطاب به اعضای مجلس آلمان نوشت:
اجازه دشمنی علیه ترک ها را ندهید
دشمنی علیه ترک ها را تحریک نکنید.
جرم نفرت مرتکب نشوید.
بگذارید در آلمان دست در دست هم در هماهنگی و صلح زندگی کنیم.
-  بدنبال اعلام حکومت آلمان دایر بر سیاسی بودن شناسایی نسل کشی ارمنی و ارزش حقوقی نداشتن چنین شناسایی هایی، اینبار "دادگاه فدرال سویس" ( 9 سپتامبر 2016) با در نظر گرفتن حکم "دادگاه عالی حقوق بشر اروپا" ( 13 دسامبر. 2013 و 15 اکتبر 2015) که عالی ترین مرجع حقوقی اتحادیه اروپاست، حکم خود علیه دوغو پرینچک که نسل کشی ارمنی را انکار، و گفته بود "نسل کشی ارمنی یک دروغ امپریالیستی است" را، باطل کرد. روزنامه سویسی Neue Zurcher Zeitung در این باره نوشت :  "دعوا از لحاظ حقوقی پایان یافته ، ولی بلحاظ سیاسی ادامه خواهد یافت" ( NZZ 8 سپتامبر 2016)  بدنبال این پیروزی حقوقی بزرگ ترکیه، دوغو پرینچک در یک گردهمایی مطبوعاتی در استامبول (23 سپتامبر 2016) اعلام کرد، "ما آزادی گفتن نسل کشی  وجود ندارد را بدست نیاوردیم، بلکه حکم نسل کشی ارمنی وجود ندارد را بدست آوردیم".
 (3)  این مقاله 4 روز قبل از کودتای آمریکایی فتح الله گولن (11 ژوئیه 2016) نوشته شده است.  با وجود گذشت 2 ماه از وقوع کودتا در ترکیه، برای روشنایی دادن به تغییر سیاست تدریجی حکومت ترکیه در رابطه با غرب، دینامیسم های این تغییر، و علل اقدام به کودتای آمریکا برای متوقف کردن تغییر سیاست خارجی و سمت گیری جدید ترکیه، اقدام به ترجمه این مقاله گردید.
لینک اصل مقاله:
http://www.ulusalkanal.com.tr/gundem/dogu-perincek-yazdi-kemalist-devrime-teslim-olmak-bir-21-yuzyil-yasasidir-h111040.html
ترجمهء:  علی قره جه لو
   از سایت تریبونhttp://www.tribun.com/

No comments: